
کتاب پاییز در راهرو
مجموعه شعر
پدیدآورندگان:
هادی منوریانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
پاییز بانو
۲
فردا برای ما آویشن بیار
با بهارنارنج
که زمستان سختی بود.
یك رهگذر
۱
میخواهم نامم را
با حروف دیگری بنویسم
شاید چاپخانهها اندوهم را منتشر کنند.
پاییز بانو
۱
شعر که میخوانی
گنجشکها ساکت میشوند
و یخهای قطب شمال
به راه میافتند.
پاییز بانو
۱
پدرم که مرد
مادرم یتیم شد.
ما هشت نفر بودیم
بیابان مهربان نبود
و شلاق سرما پوست صورتمان را میجوید
تا بهار
معلم میگفت: «بابا»
و من مینوشتم: «مادر»
یك رهگذر
۰
اسمت را اگر
بر برگها بنویسم
تکثیر میشوی
و رازِ با تو بودنم
فاش خواهد شد.
یك رهگذر
۰
همه دروغ میگویند
حتی کبوتران چاهی بغداد
شاعران سرزمین حلب
و بادهایی که از دوردست میآیند.
همه دروغ میگویند
حتی من که دوستت دارم.
یك رهگذر
۰
میگذرد
سخت میگذرد
شبهای تنهایی.
تنهایی سخت میگذرد
من اما یکی از همین شبها
ماه را بغل میکنم
و صورتم گل میاندازد.
تو زیبا میشوی
آنقدرکه زغال نارنجها گر بگیرد.
یك رهگذر
۰
مادرم
پژمرده میشود
چون آفتاب بعدازظهر
و بچهها احساس میکنند
خورشید که نباشد
تکلیف پیادهروها را
چه کسی روشن میکند؟
یك رهگذر
۰
کدام سنگ قبر
اسم مرا در خود میپیچد؟
این جمعیت کبود
میراث کدام طایفه را زار میزند؟
مادرم آرام نگاه میکند
و زیر لب میگوید
این مرگ چقدر هیمنه دارد!
یك رهگذر
۰
من هرگز نمیمیرم
اما غم
موریانهای است
که چشمهایم را خوب میشناسد.
یك رهگذر
۰
حالا
چون آفتابی بیرمق
لای درههای خمیده
گم شدهام.
من شهابی به زمین خوردهام
چه کسی مرا پیدا خواهد کرد؟
یك رهگذر
۰
حالا تو
عاشقم که باشی
زیباتر میشوم
و صدایم از ناودانی نمیافتد.
اگر دوستم داشته باشی
غروبها غمگین نمیشوم
و کسی
چین های صورتم را نخواهد دید.
یك رهگذر
۰
کبودی لبهای من
از اندوه توست
آیا این ابتدای باران نیست؟