
بریدههایی از کتاب تلخ و شیرین
۳٫۵
(۲۱)
چطور است صرفاً دردهایی را که نمیتوانیم از دستشان خلاص شویم، به چیز دیگری تبدیل کنیم؟ میتوانیم بنویسیم، بازی کنیم، مطالعه کنیم، آشپزی کنیم، شعر بنویسیم، بداههگویی کنیم، دربارهٔ کسبوکاری جدید رؤیا بپردازیم، آشپزخانهمان را زیبا کنیم؛ صدها کار میتوانیم انجام دهیم و اینکه «خوب» یا خاص انجامشان دهیم اهمیتی ندارد.
katy
ابن عربی، صوفی بزرگ، در نیایش خود میگوید: ‘پروردگارا، مرا نه از عشق، که از عطش عشق برخوردار ساز.’
کاربر ۱۸۴۴۷۵۸
پیش از آنکه مهربانی را ژرفترین خصلت باطن بشناسید،
باید اندوه را نیز در همان ژرفا درک کنید.
نعومی شهاب نای
minoo
طبق این نظریه، ترس از مرگ باعث قبیلهگرایی میشود، چون بهخاطر آن میخواهیم خود را به هویتی گروهی وابسته کنیم تا بعد از مرگ ما هم پابرجا بماند. پژوهشهای مختلف نشان داده است که وقتی احساس خطر جانی کنیم، میهنپرست افراطی میشویم، نسبت به بیگانگان موضع خصومتآمیز میگیریم و گروههای غیرخودی را با غرض مینگریم.
شادی
هر دردی را که نمیتوانید از آن خلاص شوید، به پیشکشی خلاقانه تبدیل کنید.
katy
در هر چیزی شکافی هست که نور از آن وارد میشود.
katy
باید فقدانهایمان را کنار دستمان بنشانیم و همچون کودکان عزیزمان در آغوششان بگیریم. وقتی این دردهای وحشتناک را بپذیریم، تازه میفهمیم که مسیر عبور از آن همانی است که ما را از دل معرکه میگذراند.
reyhaneh
شکستگی راه را برای تعالی میگشاید
katy
جایی که رنج میکشید همان جایی است که واقعاً اهمیت میدهید؛ آنقدری اهمیت میدهید که دست به اقدام بزنید.
m.alavi
«تمنا فینفسه الهی است. تمنای چیزهای دنیوی آدم را سست میکند. تمنای بیکرانها اما انسان را سرشار از زندگی میکند. مهارت این است که درد تمنا را برتابیم و زندگی از سر بگیریم. تمنای واقعی جوانههای سعادت را به ارمغان میآورد.»
mio
قطعاً نیمهٔ گمشدهای ندارید. چیزی به نام همروح وجود ندارد. یک آدم نمیتواند تمام نیازهایتان را برآورد. میل به رضایتمندی بیحدوحصر، بیتلاش و بیپایان نه فقط دلسردتان میکند، که عین رواننژندی و ناپختگی هم هست. باید بزرگ شوید و این فکرها را کنار بگذارید
سنبل بنفش
ما فقط انسانیم؛ فقط انسان: انسانهایی جایزالخطا و زیبا که دلشان برای عشق پر میکشد.
yegoolii
عاشقان خواهند رفت از دست، اما عشق نه.
Amir
بهخاطر اینکه شکوفههای گیلاس در جوانی میمیرند. (ژاپنیها که بیش از همه عاشق شکوفههای گیلاس یا بهقول خودشان ساکورا هستند، این علاقه را به مونو نو آواره نسبت میدهند، یعنی حالت مطلوب اندوهی لطیف که از «سوزِ چیزها» و «حساسیت به ناپایداری» به وجود میآید.)
کاربر ۳۲۰۶۸۵۴
این متانت نسبت به مرگ شاید سه دقیقه بیشتر دوام نداشته باشد، اما هر بار که رخ میدهد، مرا اندکی عوض میکند. اگر تعالی را آن لحظهای تعریف کنید که منیّت رنگ میبازد و به تمام عالم هستی متصل میشوید، پس این لحظات تلخوشیرین موسیقایی نزدیکترین چیزیاند به این حالتی که تجربه کردهام. اما بارها و بارها رخ داده.
و هرگز نفهمیدم چرا.
((: noor
«خداوند آهِ روح است
مهری
مهم نیست خود را «سکولار» بدانیم یا «مذهبی»: همهٔ ما در عمق جانمان دست بهسوی آسمان بردهایم.
m.alavi
همیشه باور داشتهام که غم زیباست و حکیمانه.
m.alavi
«آنان که میگذارند چشمانشان سازگار شود، در تاریکی میبینند.»
noora1400
از مرد میپرسد مسلمان است یا کروات. سالها بعد، لیتل در برنامهٔ درخشانی در بیبیسی میگوید پاسخ مرد هنوز هم پس از چند دهه او را شرمگین میکند.
پیرمرد گفت: «من نوازندهام.»
تپولی خواه
بهقول جوزف کمپلِ اسطورهشناس، باید بکوشیم «تا شادمانه در اندوههای جهان مشارکت جوییم».
تپولی خواه
اگر کمی بیشتر برای غم احترام قائل باشیم، شاید بتوانیم آن را بهجای لبخندهای زورکی و خشم محقانه بهعنوان پلی ضروری برای پیوند با دیگران ببینیم. میتوانیم به یاد بیاوریم که نظرات یک فرد هرچقدر هم ناخوشایند باشد، که یک فرد هرچقدر هم شادمان یا پرشور به نظر بیاید، قطعاً در زندگی رنج کشیده یا خواهد کشید.
سنبل بنفش
بهترین راه شفای خود چیست؟ شفای دیگران.
m.alavi
اینها در ابتدا سؤالات جالبی بودند. اما وقتی دنبال پاسخ گشتم، دریافتم که مهمترین سؤالاتاند و فرهنگ امروزیْ ما را طوری تربیت کرده که آنها را نپرسیم؛ بسا که این تربیت غنای روحیمان را از ما گرفته.
((: noor
این باور باستانی بود که بدن انسان حاوی چهار نوع خلط یا مادهٔ مایع است که هرکدام با یک مزاج مرتبطاند: سودایی (غمگین)، دموی (شاد)، صفرایی (پرخاشگر) و بلغمی (آرام). میگفتند مقدار نسبی این مایعات به شخصیت ما سروشکل میدهد.
((: noor
تلخوشیرین به این درک نیز برمیگردد که نور و تاریکی، زایش و مرگ (تلخوشیرین) همواره جفتاند. بهقول آن ضربالمثل عربی، «روزهایی عسل، روزهایی پیاز.»
((: noor
اما ازقضای روزگار، زیستن در این دوگانگیها (هم تاریکی و هم نور) تنها راه گذر از آنهاست. و هدف چیزی جز این گذر نیست. تلخوشیرین یعنی میل به وحدت، اشتیاق به وصل.
((: noor
آلبرشت دورِر، هنرمند آلمانی سدهٔ شانزدهم، در نقاشی مشهور خود سودازدگی را فرشتهای مطرود نشان داده که نمادهای خلاقیت و دانش و عطش محاصرهاش کردهاند: شکلی چندوجهی، یک ساعتشنی، نردبانی بهسوی آسمان.
((: noor
آلبرشت دورِر، هنرمند آلمانی سدهٔ شانزدهم، در نقاشی مشهور خود سودازدگی را فرشتهای مطرود نشان داده که نمادهای خلاقیت و دانش و عطش محاصرهاش کردهاند: شکلی چندوجهی، یک ساعتشنی، نردبانی بهسوی آسمان.
((: noor
زیگموند فروید در جستار تأثیرگذارش در سال ۱۹۱۸، سودازدگی را تقبیح کرد و آن را خودشیفتگی خواند و ازآنپس، سودازدگی در چنگال آسیبشناسی روانی ناپدید شده. روانشناسی جریاناصلی آن را مترادف افسردگی بالینی میداند.(۲)
((: noor
حجم
۴۰۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
حجم
۴۰۹٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸۰ صفحه
قیمت:
۷۰,۰۰۰
۵۶,۰۰۰۲۰%
تومان