جملات زیبای کتاب تلخ و شیرین | طاقچه
تصویر جلد کتاب تلخ و شیرین

بریده‌هایی از کتاب تلخ و شیرین

نویسنده:سوزان کین
انتشارات:نشر مون
امتیاز
۳.۴از ۲۲ رأی
۳٫۴
(۲۲)
چطور است صرفاً دردهایی را که نمی‌توانیم از دستشان خلاص شویم، به چیز دیگری تبدیل کنیم؟ می‌توانیم بنویسیم، بازی کنیم، مطالعه کنیم، آشپزی کنیم، شعر بنویسیم، بداهه‌گویی کنیم، دربارهٔ کسب‌وکاری جدید رؤیا بپردازیم، آشپزخانه‌مان را زیبا کنیم؛ صدها کار می‌توانیم انجام دهیم و اینکه «خوب» یا خاص انجامشان دهیم اهمیتی ندارد.
katy
ابن عربی، صوفی بزرگ، در نیایش خود می‌گوید: ‘پروردگارا، مرا نه از عشق، که از عطش عشق برخوردار ساز.’
کاربر ۱۸۴۴۷۵۸
‫در هر چیزی شکافی هست که نور از آن وارد می‌شود.
katy
پیش از آنکه مهربانی را ژرف‌ترین خصلت باطن بشناسید، باید اندوه را نیز در همان ژرفا درک کنید. نعومی شهاب نای
minoo
طبق این نظریه، ترس از مرگ باعث قبیله‌گرایی می‌شود، چون به‌خاطر آن می‌خواهیم خود را به هویتی گروهی وابسته کنیم تا بعد از مرگ ما هم پابرجا بماند. پژوهش‌های مختلف نشان داده است که وقتی احساس خطر جانی کنیم، میهن‌پرست افراطی می‌شویم، نسبت به بیگانگان موضع خصومت‌آمیز می‌گیریم و گروه‌های غیرخودی را با غرض می‌نگریم.
شادی
«بگذارید کمی هم حرف‌های تاریک بزنم. باید بپذیریم که هیچ‌کسی وجود ندارد که ما را تمام‌وکمال درک کند و در تمام چیزهای بزرگ و کوچک با ما هم‌سلیقه باشد. سرانجام نهایتِ چیزی که به آن می‌رسیم درصدی از سازگاری است. بیایید برگردیم سراغ افلاطون و یک بار برای همیشه خام‌اندیشی جذاب اما دیوانه‌وار و عشق‌کُش او را نابود کنیم. ما هیچ نیمهٔ گم‌شده‌ای نداریم.»
سارا
هر دردی را که نمی‌توانید از آن خلاص شوید، به پیشکشی خلاقانه تبدیل کنید.
katy
جایی که رنج می‌کشید همان جایی است که واقعاً اهمیت می‌دهید؛ آن‌قدری اهمیت می‌دهید که دست به اقدام بزنید.
m.alavi
باید فقدان‌هایمان را کنار دستمان بنشانیم و همچون کودکان عزیزمان در آغوششان بگیریم. وقتی این دردهای وحشتناک را بپذیریم، تازه می‌فهمیم که مسیر عبور از آن همانی است که ما را از دل معرکه می‌گذراند.
reyhaneh
شکستگی راه را برای تعالی می‌گشاید
katy
«تمنا فی‌نفسه الهی است. تمنای چیزهای دنیوی آدم را سست می‌کند. تمنای بی‌کران‌ها اما انسان را سرشار از زندگی می‌کند. مهارت این است که درد تمنا را برتابیم و زندگی از سر بگیریم. تمنای واقعی جوانه‌های سعادت را به ارمغان می‌آورد.»
mio
اگر کمی بیشتر برای غم احترام قائل باشیم، شاید بتوانیم آن را به‌جای لبخندهای زورکی و خشم محقانه به‌عنوان پلی ضروری برای پیوند با دیگران ببینیم. می‌توانیم به یاد بیاوریم که نظرات یک فرد هرچقدر هم ناخوشایند باشد، که یک فرد هرچقدر هم شادمان یا پرشور به نظر بیاید، قطعاً در زندگی رنج کشیده یا خواهد کشید.
سنبل بنفش
عاشقان خواهند رفت از دست، اما عشق نه.
Amir
وقتی غم را تجربه می‌کنیم، در رنج هم شریک می‌شویم. از معدود زمان‌هایی است که انسان‌ها واقعاً به آسیب‌پذیری خود اقرار می‌کنند. تنها زمانی است که فرهنگمان به ما اجازه می‌دهد واقعاً دربارهٔ احساسمان صادق باشیم.
hadis.AM
به‌خاطر اینکه شکوفه‌های گیلاس در جوانی می‌میرند. (ژاپنی‌ها که بیش از همه عاشق شکوفه‌های گیلاس یا به‌قول خودشان ساکورا هستند، این علاقه را به مونو نو آواره نسبت می‌دهند، یعنی حالت مطلوب اندوهی لطیف که از «سوزِ چیزها» و «حساسیت به ناپایداری» به وجود می‌آید.)
کاربر ۳۲۰۶۸۵۴
این باور باستانی بود که بدن انسان حاوی چهار نوع خلط یا مادهٔ مایع است که هرکدام با یک مزاج مرتبط‌اند: سودایی (غمگین)، دموی (شاد)، صفرایی (پرخاشگر) و بلغمی (آرام). می‌گفتند مقدار نسبی این مایعات به شخصیت ما سروشکل می‌دهد.
((: noor
«خداوند آهِ روح است
مهری
مهم نیست خود را «سکولار» بدانیم یا «مذهبی»: همهٔ ما در عمق جانمان دست به‌سوی آسمان برده‌ایم.
m.alavi
همیشه باور داشته‌ام که غم زیباست و حکیمانه.
m.alavi
«آنان که می‌گذارند چشمانشان سازگار شود، در تاریکی می‌بینند.»
noora1400
از مرد می‌پرسد مسلمان است یا کروات. سال‌ها بعد، لیتل در برنامهٔ درخشانی در بی‌بی‌سی می‌گوید پاسخ مرد هنوز هم پس از چند دهه او را شرمگین می‌کند. پیرمرد گفت: «من نوازنده‌ام.»
تپولی خواه
به‌قول جوزف کمپلِ اسطوره‌شناس، باید بکوشیم «تا شادمانه در اندوه‌های جهان مشارکت جوییم».
تپولی خواه
قطعاً نیمهٔ گمشده‌ای ندارید. چیزی به نام هم‌روح وجود ندارد. یک آدم نمی‌تواند تمام نیازهایتان را برآورد. میل به رضایتمندی بی‌حدوحصر، بی‌تلاش و بی‌پایان نه فقط دلسردتان می‌کند، که عین روان‌نژندی و ناپختگی هم هست. باید بزرگ شوید و این فکرها را کنار بگذارید
سنبل بنفش
بهترین راه شفای خود چیست؟ شفای دیگران.
m.alavi
ما فقط انسانیم؛ فقط انسان: انسان‌هایی جایزالخطا و زیبا که دلشان برای عشق پر می‌کشد.
yegoolii
علاقهٔ من به فیلم‌های جدی و رمان‌های تأمل‌برانگیز تلاشی است برای بازسازی زیبایی‌های آن صادق‌ترین لحظات زندگی‌ام. این را درک می‌کنم که برای عملکرد درست در جامعه، نمی‌توانیم چپ‌وراست احساسات قلبی‌مان را بیرون بریزیم، پس این لحظات را از طریق هنر در ذهنم مرور می‌کنم، طعمشان را دوباره می‌چشم و قدر وقت‌هایی را که دوباره فرصت پیش می‌آید تا آسیب‌پذیر باشم بیشتر می‌دانم.
سارا
جایی که رنج می‌کشید همان جایی است که واقعاً اهمیت می‌دهید؛
لیلی
«تا درد نیابی تو به درمان نرسی / تا جان ندهی به وصل جانان نرسی.»
سارا
هرچه با خودمان ملایم‌تر صحبت کنیم، با دیگران نیز چنین رفتاری خواهیم داشت. پس دفعهٔ بعد که ندای تند درونتان را می‌شنوید، مکث کنید، نفس عمیقی بکشید و سعی کنید دوباره صحبت کنید. با همان ملایمتی با خودتان صحبت کنید که با کودکی عزیز حرف می‌زنید، حتی همان کلمات محبت‌آمیز و اطمینان خاطری را به کار بگیرید که نثار یک کودک زیبای سه‌ساله می‌کنید. اگر این کار را خودنوازی می‌دانید، یادتان باشد که قرار نیست خودتان را بچه حساب کنید یا تقصیراتتان را نادیده بگیرید. قرار است هوای خود را داشته باشید تا بتوانید هوای دیگران را داشته باشید.
wallflower
این متانت نسبت به مرگ شاید سه دقیقه بیشتر دوام نداشته باشد، اما هر بار که رخ می‌دهد، مرا اندکی عوض می‌کند. اگر تعالی را آن لحظه‌ای تعریف کنید که منیّت رنگ می‌بازد و به تمام عالم هستی متصل می‌شوید، پس این لحظات تلخ‌وشیرین موسیقایی نزدیک‌ترین چیزی‌اند به این حالتی که تجربه کرده‌ام. اما بارها و بارها رخ داده. و هرگز نفهمیدم چرا.
((: noor