جملات زیبای کتاب عذاب دوست داشتن | طاقچه
تصویر جلد کتاب عذاب دوست داشتن

بریده‌هایی از کتاب عذاب دوست داشتن

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۱۴ رأی
۳٫۴
(۱۴)
پا به خواب تو گذاشتم، بس که بیداری کشیدم من چقدر حوصله کردم، تا به خواب تو رسیدم کاشکی دوست داشتنای ما، عشقای همیشه‌ای بود قلبا فانوسای روشن، دنیا باغ شیشه‌ای بود
آهو
اگه دستای من و تو پل بشه جنس این فاصله‌ها رسیدنی‌ست
آهو
دور از تو افتادم، ولی هر شب حس می‌کنم بسیار نزدیکی خاموش شد فانوس من، ای کاش عادت نمی‌کردم به تاریکی
amirkarimifar
دل نبستم به کسی غیر از تو عشقُ من بی تو رعایت کردم بس که بودم و نبودی با من به نبودن تو عادت کردم
کاربر ۱۱۵۶۶۶۲۲
دوبار آفتاب بزنه، بارون بیاد کی می‌دونه ما تو دنیا کی بودیم
کاربر ۱۱۵۶۶۶۲۲
چی بگم ابری و بارون نمی‌شی دردُ می‌فهمی و درمون نمی‌شی خیلی وقته می‌بینم زیر آوار جنون منُ می‌بینی و ویرون نمی‌شی
نایریکا
من از هجوم خستگی حریف دنیا نشدم کنار سفرۀ زمین نشستم و پا نشدم شِکِوه نمی‌کنم، ولی دوزخ دنیا مال من تو پرکشیدی از زمین به سمت پروانه شدن
کاربر ۱۱۵۶۶۶۲۲