جملات زیبای کتاب اما تو قول داده بودی! | طاقچه
تصویر جلد کتاب اما تو قول داده بودی!

بریده‌هایی از کتاب اما تو قول داده بودی!

۵٫۰
(۲)
«وقتی بزرگ‌ترها می‌گویند قول می‌دهم، معمولاً منظورشان این است که امیدوارم!»
soraya
«آدم بزرگ‌ها اصلاً سر قول‌شان نمی‌مانند. برای همین هم فکر می‌کنم ما نمی‌توانیم یک هاپو داشته باشیم. آقای تابز!»
تینا نیک بخت
اگر غمگین یا نگران بود، تنها کاری که باید می‌کرد، این بود که خرس محبوبش را بردارد و محکم فشارش بدهد. آن‌وقت خیلی زود به فکر بازی خوبی می‌افتاد و مشکلاتش را فراموش می‌کرد. کیتی آهسته گفت: «آقای تابز! تو همیشه برایم نقشه‌های خوبی می‌کشی» حالا داشت چنین اتفاقی می‌افتاد... موهای نرم... چشم‌های قهوه‌ای مهربان... بله! ... نقشه‌ای به ذهن کیتی رسید.
تینا نیک بخت