جملات زیبای کتاب حرف های یک دختر افغانستانی در ایران (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب حرف های یک دختر افغانستانی در ایران (جلد اول)

بریده‌هایی از کتاب حرف های یک دختر افغانستانی در ایران (جلد اول)

نویسنده:فاطمه نبی
انتشارات:نشر گنجور
امتیاز
۴.۰از ۳ رأی
۴٫۰
(۳)
هر زندگی سختی‌های خودش را دارد. هیچ نمی‌توان گفت، که کسی بی‌درد است؛ چرا که چنین چیزی اصلاً امکان ندارد. بعضی از ماها خوب می‌توانیم دردهای‌مان را زیر نقابمان پنهان کنیم و بعضی‌های دیگرمان کم‌تر می‌توانیم این کار را انجام دهیم. پس اگر ما دردی را از دیگران نمی‌توانیم تشخیص دهیم، تنها دلیلش این است که او نخواسته است، ما دردهایش را ببینیم.
mahdie
لحظه لحظهٔ زندگی همانند آب رودخانه‌ای می‌گذرد. چه بخواهی آن را زلال نگه داری، چه بخواهی آن را گِل آلود کنی؛ می‌گذرد.
mahdie
(ای وطنم... از راه دور برایت می‌گویم... تا کی و تا کجا این همه بی‌قراری و ظلمت را در درون خودت جای خواهی داد؟... مردمان سرزمینم خسته‌اند از این همه بی‌وفایی دنیا... کِی شود که آرامشی سهم تو شود؛ از این روزگارِ تلخی که برای هموطنانم ساخته‌ای...)
mahdie