جملات زیبای کتاب ایجاد یک زندگی پرشور و هیجان انگیز | طاقچه
تصویر جلد کتاب ایجاد یک زندگی پرشور و هیجان انگیز

کتاب ایجاد یک زندگی پرشور و هیجان انگیز

زندگی لذت‌بخش و دلچسب فاصله‌ای با ما ندارد

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۲۷ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
احسان رضاپور
۳۹
گرچه نشان ندادن ضعف ظاهراً قابل تحسین است اما تحسین برانگیزتر این است که فرد به‌قدری از شجاعت، بینش روانی و نظم و انضباط شخصی برخوردار باشد که بتواند درمورد ضعف‌هایش به گونه‌ای محدود و کنترل‌شده صحبت کند. نشانهٔ یک بزرگسال واقعی بودن این است که فرد بتواند با ترکیبی از اعتمادبه‌نفس، ظرافت و فراست جنبه‌های کودکانهٔ وجودش را آشکار کند
Mahdieh Doshmanfana
۲۵
وقتی با شخصی دوست می‌شوید می‌فهمید که اصولاً او آن‌قدر که دوست دارد از مشکلات و نگرانی‌های شما مطلع شود، مشتاق خبرهای خوب زندگی شما نیست؛ به این خاطر که دلش می‌خواهد با دانستن آن‌ها حس کند با درد و رنج‌های خودش تنها نیست. شما تبدیل به دوست بهتری می‌شوید، زیرا می‌بینید که دوستی در واقع به اشتراک گذاشتن آسیب‌پذیری‌های هر فرد محسوب می‌شود.
Mahdieh Doshmanfana
۱۹
بهترین واکنش این نیست که کاری کنیم تا کسی نتواند به درون ما رسوخ کند، بلکه این است که شهامت به خرج داده و اندکی کمتر حالت دفاعی به خود بگیریم.
bookworm
۱۲
بزرگ‌ترین هدیهٔ والدین به ما این است که آن‌قدر مهربان باشند تا به ما این حق را بدهند که گاهی بی‌خیال آن‌ها شویم.
Mahdieh Doshmanfana
۱۰
خستگی به عنوان چاقوی جراحی عمل می‌کند که با آن می‌توانیم همهٔ چیزهای منسوخ یا مرده و اضافی زندگی خود را قطع کنیم.
Mahdieh Doshmanfana
۹
چرا که پدر و مادر خوب بودن به این معناست که با میل و رضایت خودمان از کنترل کردن فرزندانمان صرف نظر کنیم، خودمان را فراموش کنیم، هرگز خودمان را در تخیلات فرزندمان بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم، مانعی بزرگ سر راه رشد یا موفقیت آن‌ها ایجاد نکنیم، برایشان تبدیل به نگرانی یا ترحم نشویم، تبدیل به منبع ترس یا وحشت آن‌ها نشویم، حامی خودبینی نباشیم، درک کنیم که پیشکش حمایت به یک فرد هرگز به این معنا نیست که حق داریم هویت و عملکرد روانی او را کنترل کنیم. بزرگ‌ترین هدیهٔ والدین به ما این است که آن‌قدر مهربان باشند تا به ما این حق را بدهند که گاهی بی‌خیال آن‌ها شویم.
Mahdieh Doshmanfana
۹
برای حفظ آرامش یک ذهن ناپایدار، فرد به جای این‌که تفهیم شود (اگرچه ممکن است این تمایل در واقعیت بیشتر به نظر برسد)، «انتخاب می‌کند» تا افسرده باشد؛ به طوری که، کرخی توقف‌ناپذیر را به عنوان محافظی در برابر بینشی دلهره‌آور انتخاب می‌کند.
Mahdieh Doshmanfana
۹
فروپاشی روانی صرفاً یک اثر تصادفی از بیماری جنون یا نقص بدنی نیست، بلکه می‌تواند مزایده‌ای بسیار ملموس، هرچند نامشخص و نامناسب، برای سلامتی فرد باشد. این امر تلاشی است از سوی یک بخش از ذهن ما برای وادار کردن بخش دیگر در جهت ورود به فرآیندی از رشد، خود ادراکی و خودسازی که تا به حال پذیرش و انجام آن بسیار سخت بوده است.
احسان رضاپور
۸
زندگی یک وضعیت اضطراری کم و بیش مداوم برای همه است. شک و تردید در مورد ارزشمان، نگرانی‌هایمان برای آینده، اضطراب و ترس در مورد کارهایی که انجام داده‌ایم و احساس گناه و خجالت نسبت به خودمان، همواره ما را آزار می‌دهد. هر روز تهدیدهای جدیدی متوجه پایبندی اخلاقی ما می‌شود و به جز در لحظات بسیار نادری که به ما و جهان احساس محکم بودن دست می‌دهد، تقریباً همیشه پس‌زمینه‌ای از ناخوشی در ذهن ما وجود دارد.
Mahdieh Doshmanfana
۷
قهرمانانه و سخت برای زندگی تلاش می‌کند، لزوماً آن کسی نیست که در سالن استراحت بخش تجاری فرودگاه بین‌المللی روی صندلی‌های راحت آن نشسته است؛ بلکه ممکن است شخصی باشد که بدون هیچ حرفی از پنجره به بیرون خیره شده و گهگاهی هم فکرهایی را که به ذهنش می‌رسند روی کاغذ یادداشت می‌کند.
serenay3-3
۳
زندگی ما ممکن است بسیار متعادل‌تر شود اگر یاد بگیریم از کسانی که هر روز خاطرات خود را به طور تمام و کمال می‌نویسند، دوری جسته و در عوض مجدداً وجهه و اعتبار خود را به آن افرادی اختصاص دهیم که آن‌قدر عاقل هستند تا زمانی را در بعدازظهرهای طولانی به تفکر و تأمل بپردازند. ما باید فکر کنیم آن‌قدر شجاع هستیم که علاوه بر تنهایی دور دنیا گشتن، جرأت این را هم داریم که چند ساعتی با افکارمان خلوت کرده و خطر مقابله با نه تنها افکار ضروری، بلکه افکار اضطراب‌زا یا مالیخولیایی خود را نیز به جان بخریم.
Mohammad Javad Mohammadi
۳
هدف در درمان افسردگی این است که فرد مبتلا از احساس ناامیدی بی‌حد و حصر به سمت سوگواری در فقدان چیزی خاص سوق داده شود.
سمیه جنگی
۳
تا زمانی که برخی از خواسته‌های درونی خود را برآورده نکنیم، نمی‌توانیم با دیگران خوب باشیم.
bookworm
۲
والدین می‌توانند انتظارات زیادی از ما داشته باشند، اما آن‌ها حقی نسبت به هویت ما ندارند. درعین‌حال، اکنون واضح‌تر از همیشه می‌توانیم ببینیم که هدف عشق واقعی والدین، تولید افراد شبیه‌سازی شده و همسان نیست، بلکه دلگرمی دادن به یک عضو جدید خودمختار از نژاد بشر است؛ یعنی همان چیزی که شاید ما اکنون آرام آرام در راه تبدیل شدن به آن هستیم.
serenay3-3
۲
شما والدین خود را می‌بخشید چرا که متوجه می‌شوید آن‌ها شما را به دنیا نیاورده‌اند تا خوار و خفیفتان کنند. آن‌ها فقط به طرز دردناکی در موقعیتی قرار داشتند که درکش برای آن‌ها سخت بوده و با روح پلید خود دست و پنجه نرم می‌کردند. متوجه می‌شوید که خشم در مواردی تبدیل به ترحم و شفقت می‌شود.
اعظم
۲
گرچه نشان ندادن ضعف ظاهراً قابل تحسین است اما تحسین برانگیزتر این است که فرد به‌قدری از شجاعت، بینش روانی و نظم و انضباط شخصی برخوردار باشد که بتواند درمورد ضعف‌هایش به گونه‌ای محدود و کنترل‌شده صحبت کند. نشانهٔ یک بزرگسال واقعی بودن این است
سمیه جنگی
۲
گذشته‌مان به‌طور غیرمنصفانه‌ای این حس را به ما القا کرده است که تمام آن‌چه لیاقتش را داریم یک زندگی وحشتناک است.
Mahdieh Doshmanfana
۱
ممکن است بخش بزرگی از زندگی‌مان را در پوششی از لباس مخصوص دیوانگان که خودمان سازندهٔ آن نبودیم تلف کرده باشیم.
Mahdieh Doshmanfana
۱
برای اینکه احساس کنیم شخصی منحصر به فرد هستیم، کمرویی روشی مؤثر و در عین حال نهایتاً افراطی و بیجا محسوب می‌شود.
Mahdieh Doshmanfana
۱
آن‌قدر به خطرات ناشی از «خودخواهی» فکر می‌کنیم که از آن طرف با خطر دیگری مواجه می‌شویم؛ یعنی با خطر چشم‌پوشی از خواسته‌های خود؛ با خطر تواضعی هم‌مرز با خودحذفی؛ با خطر خجالت از رو به جلو هل دادن خود و در نهایت با خطر «ناتوانی شیداگونه در نه گفتن یا ایجاد کوچکترین عصبانیت یا ناامیدی برای دیگران.»
bookworm
۱
در لحظات ترس، ناراحتی، اضطراب و تنهایی، به جای اصرار بر این که نشان بدهیم حالمان خوب است، شاید بتوانیم از این جملات استفاده کنیم: «اوضاع به کام نیست»، «در حال حاضر بسیار ترسیده‌ام»، «به سختی قادر به صحبت با بقیه هستم»، «به سختی قادرم ایمانم به آینده را حفظ کنم»، «مضطربم و به یک دوست احتیاج دارم.» اگرچه شاید بروز دادن چنین احساساتی نگرانمان کند، اما ممکن است به ما در رسیدن به کشفیات حیرت‌آوری کمک کند؛ شاید بلافاصله احساس سبکی کنیم و کمتر احساس ناراحتی به ما دست بدهد؛ شاید با به اشتراک گذاشتن بیشتر آشفتگی‌های درونی خود، ارتباط ما با اطرافیانمان به طور قابل توجهی عمیق‌تر شود. و از همه غیر منتظره‌تر این است که، آشکار شدن آسیب‌پذیریمان می‌تواند ما را در نظر دیگران نه ضعیف‌تر، بلکه قوی‌تر نشان بدهد.
bookworm
۱
این رفتار که کودکی حس کند والدینش به قدری او را دوست دارند که می‌تواند گاهی با حالتی توهین‌آمیز به آن‌ها بگوید که از جلوی چشمش گورشان را گم کنند یا وسیله‌ای (ترجیحاً سبک و نرم) را به دیوار بکوبد، به حوزه رفتارهای سالم تعلق دارد. والدینی که واقعاً به بلوغ و کمال رسیده‌اند، قوانینی دارند و به فرزندانشان این اجازه را می‌دهند تا (گاهی اوقات) این قوانین را زیر پا بگذارند.
serenay3-3
۱
شاید در دوران کودکی یک فرد داستان به این شکل پیش رفته باشد: والدینمان نیاز داشتند که ما از طریق هوش، ظاهر یا محبوبیت خود، خاص باشیم تا به حس نابسامانی که نسبت به خودشان دارند کمک کنند.
اعظم
۱
حرف ما این نیست که وحشی‌گری را احیا کنیم؛ بحث ما این است که ظرفیتی گاه‌وبی‌گاه برای صحبت کردنی با متانت و موقرانه ایجاد کنیم تا به تصحیح این حس منطقی بپردازیم که یک جای کار می‌لنگد. و اطرافیانمان باید دیدگاه مخالفِ ما را نیز در برخی مسائل در نظر بگیرند.
احسان رضاپور
۱
پدر و مادر خوب بودن به این معناست که با میل و رضایت خودمان از کنترل کردن فرزندانمان صرف نظر کنیم، خودمان را فراموش کنیم، هرگز خودمان را در تخیلات فرزندمان بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم، مانعی بزرگ سر راه رشد یا موفقیت آن‌ها ایجاد نکنیم، برایشان تبدیل به نگرانی یا ترحم نشویم، تبدیل به منبع ترس یا وحشت آن‌ها نشویم، حامی خودبینی نباشیم، درک کنیم که پیشکش حمایت به یک فرد هرگز به این معنا نیست که حق داریم هویت و عملکرد روانی او را کنترل کنیم. بزرگ‌ترین هدیهٔ والدین به ما این است که آن‌قدر مهربان باشند تا به ما این حق را بدهند که گاهی بی‌خیال آن‌ها شویم.
کاربر ۸۶۳۷۶۶۱
۱
به راحتی می‌توان اطمینان خاطر را با چاپلوسی اشتباه گرفت. اما چاپلوسی مستلزم دروغگویی برای به دست آوردن مزیت محسوب می‌شود، در حالی که اطمینان‌بخشی شامل آشکار کردن محبت واقعی است که معمولاً آن را از مقوله «خجالت» جدا پنداشته تا توانایی فرد را برای تحمل مشکلات تقویت کنیم. ما چاپلوسی می‌کنیم تا از این کار منفعتی نصیبمان شود، اما اطمینان خاطر دادن به دیگران را برای کمک به آن‌ها انجام می‌دهیم.
کاربر ۸۶۳۷۶۶۱
۱
تصور افراد ترسو و کمرو همواره بر این است که امکان دارد خشم، تمام چیزهای خوبی را که آن‌ها در ذهن بقیه ساخته‌اند، از بین ببرد. از آنجا که دوران کودکی افراد به این نوع رفتار ترغیبشان می‌کند، از این واقعیت غافل می‌شوند که خشم می‌تواند مانند یک کود عمل کند؛ کودی که از آن در آینده چیزی به بار می‌نشیند که تلخی‌اش بسیار کمتر و سرزندگی‌اش بسیار بیشتر خواهد بود.
کاربر ۸۶۳۷۶۶۱
۱
بر اساس یک منطق دردناک، اغلب به نظر می‌رسد که تنها راه برای احساس امنیت این است که از خودمان دفاع کنیم، اما زمانی که بین ما و فرد مورد نظرمان عشق جریان دارد، اگر بتوانیم به آرامی صدمات روحی‌مان را که خودش عامل آن‌ها بوده (و معمولاً هم غیرعمد اتفاق افتاده است) با او در میان بگذاریم، جایگاهمان امن‌تر و محفوظ‌تر خواهد شد (یعنی احتمال بیشتری وجود دارد که با جبران و ابراز علاقه از سمت او رو به رو شویم). بهترین واکنش این نیست که کاری کنیم تا کسی نتواند به درون ما رسوخ کند، بلکه این است که شهامت به خرج داده و اندکی کمتر حالت دفاعی به خود بگیریم.
کاربر ۸۶۳۷۶۶۱
۱
«کسی که به درستی ماهیت عشق را درک می‌کند، می‌تواند هر کسی را دوست داشته باشد». به عبارت دیگر، عشق واقعی در هدف خود ثابت یا مشخص نیست؛ بر موارد خاصی متمرکز نیست؛ و پذیرای تمام بشریت است، حتی (و به نوعی مخصوصاً) افرادی با دلفریبی و جذابیت کمتر.
کاربر ۸۶۳۷۶۶۱
۱
اجبار جامعه برای همرنگ شدن با قالب فکری مرسوم آن، چه در محل کار چه در جمع دوستان و خانواده، ایجاب می‌کند تا فرد خود را با آن‌چه از دید اکثریت جامعه خوب و قابل قبول است تطبیق دهد. این تحمیل‌ها بسیاری از واقعیات درونی ما را کنار می‌گذارد یا سانسور می‌کند.