بابام تو بازار بود، تاجر بود اما متجدد هم بود. وقتی که میآمد منزل، چون شاهنامه را خیلی دوست داشت به من میگفت بیا سه صفحه شاهنامه بخوان بعد برو درسات را بخوان. میگفت برای هر دختری لازمه سه صفحه چهار صفحه شاهنامه را بخواند. پدرم شاهنامه و سعدی و حافظ را خیلی دوست داشت، با کتاب حافظ فال میگرفت برای مادرم. داستان امیرارسلان را هم برای مادرم میخواند