جملات زیبای کتاب ماموریت درود بر مریم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماموریت درود بر مریمsubscriptionAvailable

کتاب ماموریت درود بر مریم

نوع کتاب
۴.۲(از ۱۲ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
اندی وایر، مریم چای عطری
انتشارات: 
نشر شگفت

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علیسون
۴
گاهی اوقات چیزهایی که ازشان متنفریم، تنها راه‌حل مشکل ما می‌شوند.
علیسون
۱
در هر حال، من خیلی خوش‌شانسم که او را دارم.
matin
۱
«جسد تو را به ستاره‌ها می‌سپارم.»
matin
۱
علاوه بر این، اگر یک سکه به ازای هر باری که می‌خواستم پدر و مادری را برای یاد ندادن اساسی‌ترین چیزها به فرزندشان کتک بزنم داشتم، حالا آن‌قدر سکه داشتم که می‌توانستم آنها را توی یک جوراب بریزم و پدر و مادرها را با همان جوراب کتک بزنم.
Alexanderite
۱
«خدا به همراهت رفیق.»
Alexanderite
۱
می‌خواهم به خانه برگردم.
Alexanderite
۰
«گهگاهی هم منعطف باشی بد نیست.» «من صبرم تموم شده و دنیا هم داره وقتش تموم میشه.» انگشتم را بالا گرفتم و گفتم: «نه، نه، نه! نمی‌تونی هر دفعه که عوضی بازی درمیاری از بهونهٔ نجات دادن دنیا استفاده کنی.» کمی فکر کرد و پاسخ داد: «آره، شاید حق با تو باشه.»
Alexanderite
۰
«تو دیگه تنها نیستی رفیق. هیچ کدوممون دیگه تنها نیستیم.»
Alexanderite
۰
لحظه‌ای مکث کرده و می‌گوید: «خداحافظ دوستم، گریس.» در حالی که دست تکان می‌دهم می‌گویم: «خداحافظ دوستم، راکی.»
Alexanderite
۰
فقط می‌خواهم یک بار دیگر او را ببینم.