جملات زیبای کتاب ماموریت درود بر مریم | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماموریت درود بر مریم

بریده‌هایی از کتاب ماموریت درود بر مریم

نویسنده:اندی وایر
انتشارات:نشر شگفت
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۱۲ رأی
۴٫۲
(۱۲)
گاهی اوقات چیزهایی که ازشان متنفریم، تنها راه‌حل مشکل ما می‌شوند.
علیسون
در هر حال، من خیلی خوش‌شانسم که او را دارم.
علیسون
«جسد تو را به ستاره‌ها می‌سپارم.»
matin
علاوه بر این، اگر یک سکه به ازای هر باری که می‌خواستم پدر و مادری را برای یاد ندادن اساسی‌ترین چیزها به فرزندشان کتک بزنم داشتم، حالا آن‌قدر سکه داشتم که می‌توانستم آنها را توی یک جوراب بریزم و پدر و مادرها را با همان جوراب کتک بزنم.
matin
«خدا به همراهت رفیق.»
Alexanderite
می‌خواهم به خانه برگردم.
Alexanderite
«گهگاهی هم منعطف باشی بد نیست.» «من صبرم تموم شده و دنیا هم داره وقتش تموم میشه.» انگشتم را بالا گرفتم و گفتم: «نه، نه، نه! نمی‌تونی هر دفعه که عوضی بازی درمیاری از بهونهٔ نجات دادن دنیا استفاده کنی.» کمی فکر کرد و پاسخ داد: «آره، شاید حق با تو باشه.»
Alexanderite
«تو دیگه تنها نیستی رفیق. هیچ کدوممون دیگه تنها نیستیم.»
Alexanderite
لحظه‌ای مکث کرده و می‌گوید: «خداحافظ دوستم، گریس.» در حالی که دست تکان می‌دهم می‌گویم: «خداحافظ دوستم، راکی.»
Alexanderite
فقط می‌خواهم یک بار دیگر او را ببینم.
Alexanderite

حجم

۵۷۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰۸ صفحه

حجم

۵۷۸٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰۸ صفحه

قیمت:
۴۱,۷۰۰
تومان