جملات زیبای کتاب تا ابد با تو می مانم | طاقچه
تصویر جلد کتاب تا ابد با تو می مانم

کتاب تا ابد با تو می مانم

خاطرات مریم مقدس، همسر سردار جانباز اکبر نجاتی

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
مریم عرفانیان
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
roshana
۲
تنها پسرش شهید شده بود و موقع بسته‌بندی اجناس آرام می‌گفت: «بعدِ ده سال بچه‌دار شدم و همیشه فکر می‌کردم که پسرم در رکاب تو شهید بشه یا صاحب‌الزمان؛ نمی‌دونستم رکاب امام زمان همین حالاست.»
roshana
۰
گاهی که طاقتش از درد طاق می‌شد، توی سالن بیمارستان می‌رفتم و روی همان نیمکت چوبی که روز اول نشسته بودم می‌نشستم. به خودم و او فکر می‌کردم. به روزهای اولی که این راه را انتخاب کرده بودم. حالا باید حرف‌های آن روزهایم را با عمل ثابت می‌کردم. باید آماده می‌شدم برای یک زندگی تازه، به خودم نهیب می‌زدم: «بمون... تا ابد... این راهیه که خودت انتخاب کردی...» با این فکر بر شیطان لعنت می‌فرستادم؛ خیسی صورتم را با گوشهٔ چادر سیاهم پاک می‌کردم؛ از جا بلند می‌شدم و می‌رفتم داخل اتاق.