جملات زیبای کتاب سیپتیموس هیپ؛ فیظیک | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیپتیموس هیپ؛ فیظیک

بریده‌هایی از کتاب سیپتیموس هیپ؛ فیظیک

۴٫۲
(۱۰)
چشم‌هایش را بست. رؤیای روزی را دید که به زودی می‌رسید و دیگر شاهزاده‌ای وجود نداشت. قلعه هم به ملکهٔ واقعی‌اش رو می‌آورد: ملکه ادلدردا، ملکهٔ ابدی.
کاربر ۷۲۱۷۱۵۷