جملات زیبای کتاب عمیق و تاریک و خطرناک | طاقچه
تصویر جلد کتاب عمیق و تاریک و خطرناک

بریده‌هایی از کتاب عمیق و تاریک و خطرناک

۳٫۳
(۹)
«بعضی وقت‌ها همون هیچی از همه‌چیز ترسناک‌تره.»
Arghavan Khodayar
«نمی‌میری اگه یه‌کم باهاش مهربون‌تر باشی.»
نیلوفر دریاچه
زندگی در این خانه تمرین خوبی برای گذر از میدان مین بود. اگر مراقب نبودی، با هر قدم می‌توانستی باعث انفجار شوی.
نیلوفر دریاچه
«اگه منم زیاد دعا کنم دوست پیدا می‌کنم؟»
نیلوفر دریاچه
«منم تک‌فرزندم. خوبه که آدم خواهر یا برادر داشته باشه، ولی همین‌طوری هم من خیلی راضی‌ام.»
نیلوفر دریاچه
«یه روز منم یه دوست پیدا می‌کنم، و بعدش دیگه تنها نیستم.»
نیلوفر دریاچه
او اجازهٔ هیچ کاری را به من نمی‌داد، حتی نمی‌گذاشت شب را در خانهٔ استیسی بگذرانم یا با دوستانم به مرکز خرید بروم. واقعاً نیاز داشتم کمی از او دور باشم.
نیلوفر دریاچه
اینکه چقدر سریع می‌تونن زندگی یه نفر رو به هم بریزن.
نیلوفر دریاچه
نه اون‌قدرها مهربونه و نه چندان خوشگل.
نیلوفر دریاچه
«دو نفر کافیه، نفر سوم اضافیه. خودت هنوز این رو نمی‌دونی؟»
نیلوفر دریاچه
«من پری دریایی کوچک رو ده بار، دوازده بار، کلی بار دیدم. فیلم موردعلاقه‌مه.»
نیلوفر دریاچه
آرام گفتم اشکالی ندارد، با اینکه اشکال داشت. اینکه حرفی ناراحت‌کننده بزنی و بعد بگویی که انگار خودت نیستی، آن ناراحتی ایجادشده را از بین نمی‌برد.
نیلوفر دریاچه
«تو از اونها بزرگ‌تر بودی. چرا گذاشتی سیسی اون‌طوری مامان رو اذیت کنه؟»
نیلوفر دریاچه
می‌خواستم برای خاله‌ام دلسوزی کنم، اما فهمیدن اینکه او اجازه می‌داده سیسی مادرم را اذیت کند ناراحتم می‌کرد. به‌عنوان کسی که تک‌فرزند بود، کلی چیز دربارهٔ خواهرها شنیده بودم که چطور هوای یکدیگر را داشتند، همان‌طور که می‌گویند روابط خونی از هرچیزی مهم‌تر است و این‌جور حرف‌ها.
نیلوفر دریاچه
اما انگار برای کلیر یه بازی نبود. اون بهم التماس می‌کرد که عروسک رو بهش برگردونم. مدام می‌گفت تو خواهر منی دالسی، خواهر من!
نیلوفر دریاچه
این‌طور به نظر می‌رسید که داشت برای مامان شاخ و شانه می‌کشید، بد حرف می‌زد، و نقش خواهرهای بزرگ‌تر را بازی می‌کرد.
نیلوفر دریاچه

حجم

۱۷۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

حجم

۱۷۹٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۷۲ صفحه

قیمت:
۲۰۷,۶۰۰
تومان