زهرا از پنجره سرشو بیرون آورده بود و به مردم نگاه میکرد و با خودش میگفت: کاش من هم غم زندگیم نداری و فقر بود، نه گمشدن پاره تنم.
MANSOUR 1239
حمید من پرواز کرده بود. با صدای بلند گریه کردم، تمام دنیا روی سرم آوار شد.
خدایا چرا؟ هنوز خیلی جوون بود.
الان که سالها از اون واقعه تلخ میگذره چیزی جز یک خاطره نمونده. من ازدواج کردم و احساس خوشبختی میکنم اما تنها درد زندگیم پیشنهاد نافرجامی بود که از یک فرشته دریافت کردم.
پ. و.
مادر عزیزم، عشقم، شایدغمگین ترین موسیقی بیکلام همان صدای پای رفتن تو بود. هنوز که سالها گذشته، در یادمان مانده چه زود پر کشیدی و چه زود بیمادر شدم ...
پ. و.
مادر عزیزم، عشقم، شایدغمگین ترین موسیقی بیکلام همان صدای پای رفتن تو بود. هنوز که سالها گذشته، در یادمان مانده چه زود پر کشیدی و چه زود بیمادر شدم ...
گل یاس:)