جملات زیبای کتاب ساده لوح کردن ما | طاقچه
تصویر جلد کتاب ساده لوح کردن ما

بریده‌هایی از کتاب ساده لوح کردن ما

امتیاز
۴.۲از ۱۳ رأی
۴٫۲
(۱۳)
مدرسه مجبور نبود بچه‌ها را به شکل مستقیم چنان تربیت کند که فکر کنند باید بی‌وقفه مصرف کنند، زیرا کاری حتا بهتر انجام می‌داد: آن‌ها را تشویق می‌کرد که اصلاً فکر نکنند و این باعث شد طعمهٔ آسان دیگری برای اختراع بزرگ عصر مدرن باشند ــ یعنی بازاریابی و تبلیغات.
کاربر ۲۱۵۲۹۵۷
 آیا ممکن است مدارس ما دقیقاً طوری طراحی شده باشند که مطمئن شوند هیچ کودکی در آن‌ها هرگز بزرگ نخواهد شد؟
کاربر ۲۱۵۲۹۵۷
مدرسه به کودکان آموزش می‌دهد تا کارمند و مصرف‌کننده باشند. شما خودتان را طوری تربیت کنید که رهبر و ماجراجو باشید. مدرسه به کودکان آموزش می‌دهد که به‌طور غیرارادی اطاعت کنند. شما خودتان را طوری تربیت کنید که انتقادی و مستقل فکر کنید.
کاربر ۲۱۵۲۹۵۷
کودکان‌تان را تشویق کنید که مطالب جدی، مطالب بزرگ‌سالان، تاریخ، ادبیات، فلسفه، موسیقی، هنر، اقتصاد، تاریخ واقعی دین، الاهیات و هر چیز دیگری را مطالعه کنند که معلمان مدرسه به‌خوبی می‌دانند که از آن اجتناب کنند. به فرزندان خود حریم خصوصی بیش‌تری بدهید تا آن‌ها بتوانند بیاموزند که از همراهی خود لذت ببرند، گفت‌وگوهای درونی داشته باشند. به افراد تحصیل‌کرده آموزش داده می‌شود که از تنهایی بترسند. آن‌ها به دنبال ارتباط مستمر از طریق تلویزیون، کامپیوتر، تلفن همراه، فضای مجازی و دوستی‌های سطحی هستند. روابطی که به‌سرعت به دست می‌آیند و خیلی زود رها می‌شوند. فرزندان شما باید زندگی معنادارتری داشته باشند و می‌توانند این کار را انجام دهند.
CRAZY~
قوانین طلاق آسان نیاز به کار روی روابط را از بین برده است. اعتبار آسان نیاز به خودکنترلی مالی را از بین برده است. سرگرمی‌های سطحی نیاز به یادگیری سرگرم‌کردن خود را از بین برده است. پاسخ‌های ساده نیاز به پرسش را از بین برده است. ما به ملتی از کودکان تبدیل شده‌ایم که با خوشحالی قضاوت و ارادهٔ خود را به تشویق‌های سیاسی و تبلیغات تجاری تسلیم می‌کنند که برای بزرگ‌سالان واقعی توهین به شمار می‌رود. ما تلویزیون می‌خریم و بعد چیزهایی را که در تلویزیون می‌بینیم می‌خریم. ما کفش‌های کتانی ۱۵۰ دلاری می‌خریم، چه به آن‌ها نیاز داشته باشیم یا نه، و هنگامی که خیلی زود پاره می‌شوند یک جفت دیگر می‌خریم. ما خودروهای شاسی‌بلند را می‌رانیم و این دروغ را باور می‌کنیم که آن‌ها نوعی بیمهٔ عمر هستند، حتا زمانی که در آن‌ها وارونه می‌شویم.
CRAZY~
 آیا ممکن است مدارس ما دقیقاً طوری طراحی شده باشند که مطمئن شوند هیچ کودکی در آن‌ها هرگز بزرگ نخواهد شد؟
کاربر ۲۱۵۲۹۵۷
باید به افراد فرصت داد تا اشتباهات خود را مرتکب شوند و دوباره تلاش کنند، در غیر این صورت آن‌ها هرگز خودشان نخواهند بود و اگرچه ممکن است به‌خوبی احساس شایستگی کنند، اما در واقع فقط آموخته‌های خود را تکرار می‌کنند یا رفتار دیگران را تقلید می‌کنند.
melika
«شما یا راه خود را برای نوشتن سناریوی خود در زندگی می‌آموزید، یا ناخواسته بازیگر سناریوی دیگران می‌شوید.»
MO_HASANKHANI
سال‌ها مبارزه با موانعی که بین کودکان و آموزش واقعی آن‌ها وجود دارد مرا به این باور رسانده است که مدارس انحصاری دولتی از نظر ساختاری اصلاح‌ناپذیرند. اگر توهمات بنیادی آن‌ها افشا و رها شود، دیگر نمی‌توانند ادامهٔ حیات بدهند.
سَیدة رُقَیه
یک ساختار خون‌آشام مانند مدرسه، که زمان و انرژی زیادی از مردم را که برای ساختن جامعه و خانواده لازم است می‌گیرد ــــــ و همیشه بیش‌تر می‌طلبد ــــــ باید تیری به قلب‌اش زده شود و به تابوت میخ‌کوب شود.
^_^ {Code}
قوانین طلاق آسان نیاز به کار روی روابط را از بین برده است. اعتبار آسان نیاز به خودکنترلی مالی را از بین برده است. سرگرمی‌های سطحی نیاز به یادگیری سرگرم‌کردن خود را از بین برده است. پاسخ‌های ساده نیاز به پرسش را از بین برده است.
کاربر ۹۵۱۶۳۱۳
هدف از آموزش عمومی این نیست که ... جوانان را با دانش پر کند و ذهن آن‌ها را بیدار کند... هیچ چیز نمی‌تواند دور از حقیقت باشد. هدف... رساندن هر چه بیش‌تر مردم به همان سطح امن، پرورش و آموزش جمعیت استاندارد، سرکوب مخالفت و اصالت است. این هدف آموزش اجباری در ایالات متحد و نیز در هر کشور دیگری است.
کاربر ۹۵۱۶۳۱۳
اما بر اساس تجربهٔ خودم متقاعد شدم که صداقت و تدریس در مدرسه ذاتاً با هم سازگار نیستند، همان‌طور که سقراط هزاران سال پیش گفته است. نتیجهٔ جدایی و گروه‌بندی این است که هر کودک یک مکان مشخص در هرم را اشغال می‌کند و تنها به‌طور تصادفی می‌تواند از این دایره خارج شود. در غیر این صورت، در همان‌جایی که تعیین شده باقی می‌ماند.
مهسا
توالی‌های طبیعی بزرگ را تصور کنید: تولد و رشد انسان؛ حرکت خورشید از طلوع تا غروب خورشید؛ اقدامات دهقانان باستانی، آهنگران، کفاشان؛ تهیهٔ میز جشن برای شکرگزاری یا کریسمس. هر مرحله از این اقدامات با مراحل دیگر هماهنگی کامل دارد، خود را توجیه می‌کند، مشروط به گذشته است و آینده را تعیین می‌کند. توالی‌های مدرسه این‌طور نیستند؛ نه در یک درس و نه در برنامهٔ روزانه. روال مدرسه غیرعادی است. حداقل با بررسی دقیق‌تر، هیچ معنایی ندارد. اما کم‌تر معلمی جرئت انتقاد از تعصبات مدرسه و معلم را دارد، زیرا همه چیز را باید به شکلی پذیرفت که از زمان‌های بسیار قدیم بوده است.
مهسا
من از آن‌ها می‌خواهم که کاملاً خود را وقف دروس من کنند و با بی‌حوصلگی روی صندلی خود بپرند و برای جلب توجه من به‌شدت با یک‌دیگر رقابت کنند. تشویق به چنین رفتارهایی خیلی خوشایند است: همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، حتا من را. وقتی «در بهترین حالتم» هستم، نمایش‌های بسیار خوبی از اشتیاق دریافت می‌کنم. اما به محض این‌که زنگ مدرسه به صدا در می‌آید، از بچه‌ها می‌خواهم که فوراً تمام کارهایی را که قبلاً انجام می‌دادیم رها کنند و سریع به کلاس بعدی بروند. آن‌ها باید مانند یک چراغ عمل کنند و هر وقت ما می‌خواهیم روشن شوند و هر وقت خواستیم خاموش شوند. اصلاً مهم نیست، کاری که می‌کردیم یا مطلبی را که آموزش می‌دادم تمام شده باشد یا نه، به آن علاقه داشتند یا نه. زنگ بر همه مقدم است.
مهسا
من این احساس را دارم که اگر بتوانیم بفهمیم با حبس‌کردن بچه‌ها در مدارس به چه چیزی می‌خواهیم برسیم، ناگهان متوجه می‌شویم که در چه مرحله‌ای مسیر اشتباهی را انتخاب کرده‌ایم. من به‌اندازهٔ کافی به تخیل و تدبیر امریکایی‌ها ایمان دارم که باور کنم وقتی این را فهمیدیم، می‌توانیم بلافاصله راه بهتری را پیشنهاد کنیم ــــــ در واقع، یک سوپرمارکت کامل از جایگزین‌های بهتر خواهیم داشت.
^_^ {Code}

حجم

۱۴۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

حجم

۱۴۶٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۱۳۲ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان