
Book
۵
خشونت همیشه برابر با شکست است
کاربر ۵۵۷۱۰۱۸
۳
جلو من راه نرو، شاید به دنبالت نیایم. پشت سرم راه نرو، شاید راهنمایت نباشم. کنارم راه برو و فقط دوستم باش.
ــ آلبر کامو
کاربر ۶۶۷۷۹۳۶
۲
سوگواری، غمی تقسیمنشدنی است که هیچکس نمیتواند در تحمل آن به شما کمک کند. هر کس باید خودش از پس آن برآید.
Book
۲
«ناشناختهها حد و مرزی ندارند. روی کارهایی تمرکز کنید که در ظاهر ناممکناند. مسیر این است!»
Book
۱
باید فکر کنی که همه چیز ممکن است و به پیشرفت ادامه دهی.
Book
۱
سکوت برقرار میشود، نه سکوتی دلگرمکننده، بلکه آرامشی اضطرابآور که خبر از یک واقعهٔ غمانگیز میدهد.
Book
۱
در ابتدا دچار ترس، ناباوری و خشم میشود و سپس از پا درمیآید. در هفتههای بعد در خانه میماند و کرکرهٔ پنجرهها را پایین میکشد. دیگر از خانه بیرون نمیرود. سیم رادیو و تلویزیون را که بیوقفه آن اتفاق وحشتناک را برایش تداعی میکنند از برق میکشد.
zeinab.ghl
۱
حاضر است هر چیزی بدهد تا بتواند دستهای او را بگیرد و با خود ببرد. بیشک، میداند که این کار شدنی نیست. او هیچ مشروعیت و حق قانونیای به این کودک ندارد ــ حتا حق جداکردن او از فرهنگ، خانواده و کشورش را. با وجود این، دروغ میگوید که این فکر از سرش نگذشته است. گاهی شروع به خیالبافی میکند که او را در فرانسه ثبت نام کرده و نگاهش میکند که بزرگ میشود، یاد میگیرد، بازی میکند... حرفزدن، یعنی ممکن است روزی حرف بزند؟... فکر میکند دنیا پر از ایراد است.
rayan_janan
۰
جلو من راه نرو، شاید به دنبالت نیایم. پشت سرم راه نرو، شاید راهنمایت نباشم. کنارم راه برو و فقط دوستم باش.
ــ آلبر کامو
کاربر غمگین
۰
هند کشوری پر از تناقض است. میلیونها سکنه دسترسی به آب آشامیدنی ندارند، اما اینترنت ۴ جی در اختیار دارند. لنا از اینکه در بازار میبیند فقیرترین روستایی از زیر لباسهای ژندهاش تلفن همراهی مدل روز بیرون میآورد متعجب است، مدلی که تاجران هندی و خارجی مدت زیادی نیست که در دست گرفتهاند.
کاربر غمگین
۰
«ناشناختهها حد و مرزی ندارند. روی کارهایی تمرکز کنید که در ظاهر ناممکناند. مسیر این است!» مسیر آنجاست، پیش رویش، پیچدرپیچ و نامطمئن. خواستهٔ جاهطلبانهاش را میداند، اما دیگر نمیتواند عقبنشینی کند. آنقدر درگیر این کار شده که دندهعقبرفتن ناممکن است. برای تمام جاناکیها و لالیتاهای دنیا مبارزه خواهد کرد و به مردم روستا ثابت میکند که میشود جور دیگری فکر کرد.
کاربر غمگین
۰
ناگهان جملهٔ پرهور به یادش میآید که «بچهها همه چیز دارند، بهجز آنچه از آنها گرفتهایم.»
کاربر ۵۵۷۱۰۱۸
۰
این گفتهٔ ژاک پرهور که «کودکان همه چیز دارند، بهجز چیزی که از آنها گرفته میشود» در این سفر پرفرازونشیب هدایتش کرده است؛ همچون مانترا . لنا می خواهد کسی باشد که چیزی را که از این بچهها گرفته شده است به آنها برگرداند.
Book
۰
«بچهها همه چیز دارند، بهجز آنچه از آنها گرفتهایم.»
Book
۰
چیزی که امروز از جاناکی میدزدند تا ابد گم میشود.
Book
۰
«شما کشور، نژاد و مذهب خود نیستید. شما خود خودتان هستید با امیدها و اطمینان از داشتن آزادی. این من را پیدا کنید، خودتان را به او پیوند بزنید و آن وقت سلامت و در امنیت خواهید بود.»
ــ مهاراجهٔ بزرگ، کمتر بهتر است
🤓
۰
او و فرانسوآ به هم قول داده بودند به این سفر بروند، اما این برنامه به فراموشی سپرده شد، مثل خیلی برنامههای دیگری که مطرح میشوند، اما بهخاطر کمبود وقت، کمبود انرژی، و یا دردسترسنبودن از یاد میروند.
رویا
۰
فقط مهر و محبتی بیاندازه و تفاهم جسمی و روحی. خوشبختیای که از هزاران مورد ناچیز تشکیل شده و از رنجهای روزمره نمیترسد، بلکه خودش را در آنها قویتر میبیند. عشقی طولانی مدت.
بهطور خلاصه یک عشق.