جملات زیبای کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور! | طاقچه
تصویر جلد کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور!
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور!

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
منصور علیمرادی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
farnia
۱
ماه روی قله‌ی کافرکوه ایستاده بود
farnia
۰
مرگ سر نداشت، چکمه‌ی سربازی داشت، قطار و فشنگ هم داشت،.بعد سرش از تو شونه‌هاش در اومد، دندوناش خون بود و هی خنده می‌شد.
farnia
۰
مرگ گاهی سر داشت و می‌خندید، گاهی هم نداشت. گردنش خون بود خودم دیدم.
farnia
۰
حالا بارونو یک دروغی بگه، علو یک دروغی بگه هشطور نیست، کتاب دروغ بگه بده واقعند.
farnia
۰
طبیعت هم مثل آدمیزاد ذات عوض می‌کند
farnia
۰
جنگ بیخ حلقوم همه را گرفته، داروندار همه را تاراج می‌کنند