جملات زیبای کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور! | طاقچه
تصویر جلد کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور!

بریده‌هایی از کتاب نام دیگرش باد است؛ سینیور!

انتشارات:نشر نون
امتیاز
۴.۳از ۶ رأی
۴٫۳
(۶)
ماه روی قله‌ی کافرکوه ایستاده بود
farnia
مرگ سر نداشت، چکمه‌ی سربازی داشت، قطار و فشنگ هم داشت،.بعد سرش از تو شونه‌هاش در اومد، دندوناش خون بود و هی خنده می‌شد.
farnia
مرگ گاهی سر داشت و می‌خندید، گاهی هم نداشت. گردنش خون بود خودم دیدم.
farnia

حجم

۸۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

حجم

۸۸٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۸ صفحه

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان