Parinaz
۱
بیپولی آدمها را از آدمی میاندازد. دستت که تنگ باشد خیلی کارها میکنی، خیلی کارها!
مهرنوش
۱
محبوبه دست آفاق را گرفت و کشید.
- آفاق! میگذاری شاهمراد بهت خیانت کند و بعد براش مالهکِشی هم میکنی؟
آفاق تکیه داد به دیوار. عرقِ روی پیشانی را با گوشهٔ چادرش پاک کرد.
- خیانت چند مَن است؟ خدا مردها را اینطوری خلق کرده. دستِ خودشان نیست! مَردند دیگر. مگر خر و گاو میتواند جلوی خودش را بگیرد؟ اینها هم مثلِ آنها!

