جملات زیبای کتاب دشمن عزیز من | طاقچه
تصویر جلد کتاب دشمن عزیز من

کتاب دشمن عزیز من

نوع کتاب
۳.۷(از ۲۷۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
نیلوفر لاری
انتشارات: 
انتشارات شقایق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
روژینا
۴۲
گاهی وقت‌ها قانع بودن یعنی من لیاقتم همینه. پس هیچ‌وقت سعی نکن نشون بدی که لیاقت یه زندگی بهتر رو نداری. هیچ‌وقت.
روژینا
۲۴
همیشه به چشمات اعتماد نکن. گاهی چیزی که می‌بینی با چیزی که هست، یکی نیست.
روژینا
۲۳
ما حتی اگه بخوایمم نمی‌تونیم دل همه رو به دست بیاریم و از خودمون راضی نگه داریم
کاربر ۵۱۰۱۴۵۷
۱۹
می‌دانی؟ گاهی باید خودت را به بی‌خبری بزنی و یادت نیاید که می‌فهمی. نشانه‌ها را دنبال نکنی و پی کشف تازه‌ها نباشی. بعضی چیزها، بعضی رازها هستند که باید همیشه سرپوشیده و پنهان باقی بمانند والا با ظهورشان کمر طاقتت را می‌شکنند و تو زیر بار تحمل‌شان خرد می‌شوی.
𝗮𝗿𝗲𝗳𝗲𝗵
۱۴
"گاهی وقتا قانع بودن یعنی که من لیاقتم همینه."
روژینا
۱۲
آدم‌های لعنتی همیشه این‌جوری‌اند. غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی. آن‌قدر که خوب و بدهای‌شان باهم قاتی می‌شود و تو در یک لحظه نمی‌فهمی که از او متنفری یا نه؟
کاربر ۵۱۰۱۴۵۷
۱۱
وقتی دوباره دیدمت فهمیدم برای معجزه کردن حتما نباید پیامبر بود. همین که یک عاشق باشی کافی است
آزاده
۹
"رژ قرمز به لب‌هایی که عاشقانه نمی‌بوسن و جملهٔ دوستت دارم نمی‌گن، نمیاد. اصلا."
miss.snii
۷
آدم وقتی می‌جنگه و شکست می‌خوره یه شکست خوردهٔ سربلنده که می‌دونه برای رسیدن به خواسته و هدفش جنگید اما پیروز نشد. اما تسلیم شدن از روی عجز و ترس، از آدم یه عقده‌ای می‌سازه که کوهی از اگرها و مگرها تا آخر عمر روی دوشش سنگینی می‌کنه. این آدم هرگز روی خوشبختی رو نمی‌بینه...
روژینا
۵
آدم‌های لعنتی همیشه این‌جوری‌اند. غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی. آن‌قدر که خوب و بدهای‌شان باهم قاتی می‌شود و تو در یک لحظه نمی‌فهمی که از او متنفری یا نه؟
bahariii
۴
خوبه زن آدم بساز باشه اما زیادی قانع بودن و سوختن و ساختنم واسه یه زن خوب نیست. ممکنه یه وقتایی مرد رو پررو و بی‌عار بار بیاره و بلندپروازی رو ازش بگیره.
میم الف
۳
گاهی زندگی شبیه یک شوخی است. فقط باید با صدای بلند به آن خندید.
Hiva
۲
راست است که آدم توی عزا بیشتر از هروقت دیگری دنبال بهانه برای خنده می‌گردد!
fatemeh_gh
۲
آخه خدا تنهاس و می‌دونه تنهایی چه درد بزرگیه.
کاربر ۱۴۳۸۴۱۲
۱
می‌خوای بدونی داستان سقط بچه چیه؟ خلاصه شو بهت می‌گم... یکی خواست و یکی نخواست... همین.
کاربر ۱۴۳۸۴۱۲
۱
عذرخواهی مگر همان نیست که مثلا وقتی کسی به کسی تنه می‌زند می‌کنند؟ برای شکستن قلب آدم‌ها هم به کار می‌آمد؟
میم الف
۰
دنیا جای عجیبی بود. می‌چرخید و می‌چرخید و می‌چرخید بعد تو را مدیون همان آدمی می‌کرد که بیشتر از همه از او بدت می‌آمد.
شیما تبرته فراهانی
۰
زندگی‌ام را هی نخ به نخ بافته و آرزوهایم را رج به رج بر دارقالی کشیده بودم و ناگهان به خود آمدم دیدم طرح و نقشش را دوست ندارم و حالا گلیم بخت من روی دستم مانده بود و خودم روی دست این دنیا. دلم ابری بود و به اندازهٔ تمام بغض‌های کال چشمانم میل باریدن داشت.