جملات زیبا از متن کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

۴.۶(از ۱۲۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
لوییس سکر، پروین علی پور
انتشارات: 
نشر افق

قیمت:

۲۴۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
امیدوار بودم بتوانیم با هم دوست بشویم. فکر می‌کنی می‌توانیم؟» ـــ نه! ـــ چرا نه؟ ـــ چون دوستت ندارم! کارلا گفت: «من دوستت دارم. می‌توانم که دوستت داشته باشم، نمی‌توانم؟ البته تو مجبور نیستی دوستم داشته باشی.»
منکسر
۳۷
«به نظر من، یاد دادنِ چطور فکر کردن، خیلی مهم‌تر از چه فکر کردن است.»
Sam.ir
۱۸
«دیگر حرف نزن! فقط با هم می‌نشینیم و حرفی نمی‌زنیم. گاهی مردم فقط با نشستن در کنار هم و سکوت کردن، کلی چیز دربارهٔ هم یاد می‌گیرند.»
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
۱۰
«هر کدام از بچه‌های تیم برنده، دو امتیاز، و هر کدام از بچه‌های تیم بازنده، یک امتیاز می‌گیرند...» بتی حرفش را قطع کرد و گفت: «در واقع، مثل این است که به برنده‌ها یک امتیاز بدهند و به بازنده‌ها، هیچ‌چی. اما این‌طوری، بازنده‌ها احساسِ زیاد بدی پیدا نمی‌کنند!»
Sam.ir
۹
کارلا گفت: «فکر می‌کنم بهتر است با هم حرف بزنیم. کسانی که با هم دوستند، همین‌طور با مشکلات‌شان برخورد می‌کنند. یعنی دربارهٔ آن‌ها با هم حرف می‌زنند. ما هم به این علت، دوستانی به این خوبی شده‌ایم که یاد گرفته‌ایم با هم حرف بزنیم.»
مهجان
۹
با وجود این اختلاف، باز هم می‌توانیم با هم دوست باشیم. مجبور نیستیم در همه چیز با هم موافق باشیم. گفت وقتی دو نفر عقیده‌های مختلفی داشته باشند، رابطهٔ دوستی‌شان محکم‌تر می‌شود
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
۷
یاد دادنِ چطور فکر کردن، خیلی مهم‌تر از چه فکر کردن است
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
۷
کارلا گفت: «حتی یکی! به عقیدهٔ من در درون همه خوبی هست. همه شادی، غم و تنهایی را احساس می‌کنند، اما گاهی مردم خیال می‌کنند که کسی هیولاست، برای اینکه نمی‌توانند خوبی‌ای را که در درونش هست ببینند.
𝒛.𝒔𝒉𝒂𝒉𝒂𝒃𝒊
۷
«اما آن کسی که زندگی‌ات را به طرز سحرآمیزی از این رو، به آن رو کرد، من نبودم! خودت بودی! ببین، نه تو سیندرلایی و نه من شاهزادهٔ جذّاب.»
shadi
۶
دوستانت تو را به خاطرِ خودت دوست دارند.
Amir Moozari
۵
کارلا گفت: «به نظر من، یاد دادنِ چطور فکر کردن، خیلی مهم‌تر از چه فکر کردن است.»
Nastaran.gh
۲
این‌قدر نگو نمی‌توانم! تا وقتی می‌گویی نمی‌توانی کاری را انجام بدهی، خب، البته که نمی‌توانی انجامش بدهی. بگو می‌توانم! می‌توانم! در آن صورت از پس انجام هر کاری برمی‌آیی.
آرامش
۲
به عقیدهٔ من در درون همه خوبی هست. همه شادی، غم و تنهایی را احساس می‌کنند، اما گاهی مردم خیال می‌کنند که کسی هیولاست، برای اینکه نمی‌توانند خوبی‌ای را که در درونش هست ببینند.
shadi
۱
هر کی یک چیز دوست دارد. چیزی بهش بده که خودت دوست داری. اگر خودت دوستش داشته باشی، خیلی احتمال دارد که او هم خوشش بیاید. بهش هدیه‌ای از تهِ دل، از صمیمِ قلب بده.
آرامش
۱
اگر یک هیولا به تو سلام کند، باید جوابش را بدهی. اگر ندهی، من شک می‌کنم که هیولای واقعی کدام‌تان است!
آرامش
۱
پرسید: «خب، هیولا چه جوری می‌تواند از شر هیولا بودن راحت شود؟ منظورم این است که اگر همه او را فقط هیولا می‌بینند و همیشه با او عین یک هیولا رفتار می‌کنند، چه جوری می‌تواند جلوی هیولا بودنش را بگیرد؟» کارلا گفت: «کار راحتی نیست. به نظر من اول باید خودش باور کند که هیولا نیست. این اولین قدم است. تا وقتی خودش باور نکرده که هیولا نیست، چطور می‌شود از دیگران انتظار داشت که این را باور کنند؟»
آرامش
۱
به عقیدهٔ من در درون همه خوبی هست. همه شادی، غم و تنهایی را احساس می‌کنند، اما گاهی مردم خیال می‌کنند که کسی هیولاست، برای اینکه نمی‌توانند خوبی‌ای را که در درونش هست ببینند. بعد... اتفاق وحشتناکی می‌افتد.» ـــ می‌کشندش؟ ـــ نه، چیزی بدتر از آن! یکی بهش لقب هیولا می‌دهد و بقیه کم‌کم به همین اسم صدایش می‌زنند و با او مانند یک هیولا برخورد می‌کنند. پس از مدتی خودش هم باورش می‌شود! فکر می‌کند که واقعاً هیولاست! بنابراین عین هیولا رفتار می‌کند. با وجود همهٔ این‌ها او هیولا نیست و خوبی‌های زیادی در عمق وجودش نهفته است.
آرامش
۱
«به نظر من همیشه کیفیت روابط دوستانه خیلی مهم‌تر از تعداد دوست‌هاست.»
you
۱
«شما می‌توانی درون هیولاها را ببینی؟ می‌توانی خوبی را ببینی؟» ـــ من به غیر از این، چیزی نمی‌بینم.
آرامش
۰
ـــ به نظرت عجیب نیست؟ ـــ چی؟ ـــ کتابخانه! آن همه کتاب و اینکه همه‌شان کاملاً با هم فرق دارند، مگر نه؟
you
۰
«شما می‌توانی درون هیولاها را ببینی؟ می‌توانی خوبی را ببینی؟» ـــ من به غیر از این، چیزی نمی‌بینم.
you
۰