جملات زیبای کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر | طاقچه
تصویر جلد کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

بریده‌هایی از کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر

نویسنده:لوییس سکر
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۶از ۱۰۶ رأی
۴٫۶
(۱۰۶)
امیدوار بودم بتوانیم با هم دوست بشویم. فکر می‌کنی می‌توانیم؟» ـــ نه! ـــ چرا نه؟ ـــ چون دوستت ندارم! کارلا گفت: «من دوستت دارم. می‌توانم که دوستت داشته باشم، نمی‌توانم؟ البته تو مجبور نیستی دوستم داشته باشی.»
منکسر
«به نظر من، یاد دادنِ چطور فکر کردن، خیلی مهم‌تر از چه فکر کردن است.»
Sam.ir
«دیگر حرف نزن! فقط با هم می‌نشینیم و حرفی نمی‌زنیم. گاهی مردم فقط با نشستن در کنار هم و سکوت کردن، کلی چیز دربارهٔ هم یاد می‌گیرند.»
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
«هر کدام از بچه‌های تیم برنده، دو امتیاز، و هر کدام از بچه‌های تیم بازنده، یک امتیاز می‌گیرند...» بتی حرفش را قطع کرد و گفت: «در واقع، مثل این است که به برنده‌ها یک امتیاز بدهند و به بازنده‌ها، هیچ‌چی. اما این‌طوری، بازنده‌ها احساسِ زیاد بدی پیدا نمی‌کنند!»
Sam.ir
کارلا گفت: «فکر می‌کنم بهتر است با هم حرف بزنیم. کسانی که با هم دوستند، همین‌طور با مشکلات‌شان برخورد می‌کنند. یعنی دربارهٔ آن‌ها با هم حرف می‌زنند. ما هم به این علت، دوستانی به این خوبی شده‌ایم که یاد گرفته‌ایم با هم حرف بزنیم.»
مهجان
یاد دادنِ چطور فکر کردن، خیلی مهم‌تر از چه فکر کردن است
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
دوستانت تو را به خاطرِ خودت دوست دارند.
Amir Moozari
با وجود این اختلاف، باز هم می‌توانیم با هم دوست باشیم. مجبور نیستیم در همه چیز با هم موافق باشیم. گفت وقتی دو نفر عقیده‌های مختلفی داشته باشند، رابطهٔ دوستی‌شان محکم‌تر می‌شود
𝒁.𝑹𝒐𝒉𝒂𝒏𝒊
کارلا گفت: «حتی یکی! به عقیدهٔ من در درون همه خوبی هست. همه شادی، غم و تنهایی را احساس می‌کنند، اما گاهی مردم خیال می‌کنند که کسی هیولاست، برای اینکه نمی‌توانند خوبی‌ای را که در درونش هست ببینند.
𝒛.𝒔𝒉𝒂𝒉𝒂𝒃𝒊

حجم

۱۳۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

حجم

۱۳۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها

۲۳۲ صفحه

قیمت:
رایگان