
atiyeh
۱۸
«فکر میکنم در این اتاق فقط دستهای ایشان است که آلوده نیست.»
ــ طبیعتاً همینطور است. چون ایشان در تمام این سالها مشغول باغ سبزیجاتشان بودهاند و مرتب دستهایشان را شستهاند!
گفتم: «آنها که سکوت کردند...»
ــ بله... آنها که سکوت کردند راه را برای دیکتاتورها باز کردند.
kosar
۱۷
مهم نیست آدم چه کسی باشد، مهم این است که چهطور رفتار کند.
Fatemeh
۱۱
«اطراف ناپل بسیار زیباست...»
Minki
۷
دزیرهٔ جوان در باغ مالمزون مُرد و ژان باپتیست در جنگ لایپزیگ... حالا این دو غریبه چگونه میتوانند دوباره در کنار هم زندگی کنند؟
sky200
۷
گفتم: «آنها که سکوت کردند...»
ــ بله... آنها که سکوت کردند راه را برای دیکتاتورها باز کردند.
sky200
۶
بمان، دزیره، تحت هر شرایطی!
آب رودخانه با صدایی موسیقیوار زیر پاهایمان جریان داشت: «حتی اگر شاه بشوی؟»
ــ بله عزیزم، حتی اگر شاه بشوم.
sky200
۶
پاپا، قول میدهم هرگز کاری نکنم که مایهٔ سرافکندگیات بشوم...
kosar
۵
ز آن شبی که در بیمارستان بودیم و من شاهد ضعف کنت بودم با هم صمیمیتر شدهایم. یکجورهایی اینگونه اتفاقها آدمها را بههم نزدیکتر میکند.
Bibliophile✨
۴
نمیتوانم تمام این کارها را بدون وجود تو انجام بدهم... به تو احتیاج دارم، دزیره.»
sky200
۳
ــ ما دوستیمان را به کسی تحمیل نمیکنیم.
˃̵ ֊ ˂̵
۲
با خودم فکر کردم، ایکاش بیدار نمیشدم، خواب یعنی بیخبری.
میم ___ لام
۲
همهچیز مثل همیشه است اما غمی بر دل من سنگینی میکند.
میم ___ لام
۲
بیخوابیهای شبانه، نگرانیهای تمامنشدنی، انتظار و دیدارها و خداحافظیهای پیدرپی بهترین سالهای زندگیشان را تباه کرده است.
کاربر ۹۰۹۷۰۷۴
۲
روزی روزگاری، یک شاه بلندقد بود که ملکهٔ کوچکی داشت
sky200
۱
دزیرهٔ جوان در باغ مالمزون مُرد و ژان باپتیست در جنگ لایپزیگ... حالا این دو غریبه چگونه میتوانند دوباره در کنار هم زندگی کنند؟
میم ___ لام
۱
این روزها کار من فقط فکر و خیال است.
فائزه عطائیپور
۱
فکر کردم، وجود بچهها زندگی را شیرین میکند بهخصوص وقتی بچههای خودت نباشند و مجبور نباشی ساعت شش صبح از خواب بیدار شوی.
Fatemeh
۱
بله... آنها که سکوت کردند راه را برای دیکتاتورها باز کردند.
sky200
۰
ــ دخترم، شما تمام حقایق را نمیدانید...
˃̵ ֊ ˂̵
۰
«تو فکر میکنی آدم میتواند یکدفعه فراموش کند چه کسی هست، چه بوده، و خودش را انکار کند؟
˃̵ ֊ ˂̵
۰
ممکن است دلش برایم تنگ بشود اما خیلی زود میفهمد که نباید اسیر احساساتش باشد.
میم ___ لام
۰
آخرین ادای احترام مردی تنها به امیدهای دوران جوانیاش...
فائزه عطائیپور
۰
«میخواهم آهنگساز بشوم یا پادشاه...» پرسیده بودم: «چرا پادشاه؟» و جواب داده بود: «چون پادشاهها میتوانند کارهای خوب بکنند.» بله، اسکار، اما یک پادشاه گاهی وقتها تصمیمهایی میگیرد که هم خودش میشکند و هم ملتش. پسرم گفته بود: «آهنگساز یا پادشاه... بهتر است شاه بشوم، راحتتر است.»
