جملات زیبای کتاب دزیره (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب دزیره (جلد اول)

کتاب دزیره (جلد اول)

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۰۲ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Fatemeh
۸۰
در زندگی شب‌هایی وجود دارند که هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسند.
Fatemeh
۵۰
آدم وقتی بزرگ می‌شود که واقعاً عاشق شده باشد.
kosar
۴۹
گر کسی روی زخم کهنه‌ای که مدت‌هاست خوب شده، مرهم بگذارد، چه می‌شود؟ ــ کسی که زخم خورده، به مرهم‌گذار می‌خندد!
Fatemeh
۴۷
معتقدم تاریخ، تمام جزئیات را ثبت نمی‌کند.
Fatemeh
۴۶
مشغول نوشتن شده‌ام چون خوابم نمی‌برد. و خوابم نمی‌برد چون نگرانم. نگرانِ اتفاق‌های آینده و نمی‌توانم از آن‌ها فرار کنم.
Fatemeh
۴۴
«می‌خندی، اوژنی؟ ... می‌خندی؟»
🍁🍂دخـــــــــترپایـــــــیز🍁🍂 mm
۳۶
کسی نمی‌داند چه سرنوشتی در انتظارش است. چرا باید برای چیزی که نمی‌دانم نگران باشم؟
🍁🍂دخـــــــــترپایـــــــیز🍁🍂 mm
۳۲
به‌نظر من همهٔ مردم، چه آن‌هایی که سر می‌برند و چه آن‌هایی که سرشان بریده می‌شود، مردها و زن‌هایی که عاشق می‌شوند، می‌میرند، و همهٔ آن‌هایی که زندگی معمولی دارند، تاریخ را می‌سازند.»
Fatemeh
۳۰
«می‌خواستم یک‌بار دیگر بغلش کنم، ماری... می‌خواستم موقع خداحافظی بغلش کنم.»
کاربر ۳۹۱۱۱۲۵
۲۷
حالا می‌دانم آدم وقتی بزرگ می‌شود که واقعاً عاشق شده باشد.
tiam17
۱۴
«دخترکم، مردم فرانسه صدها سال است که رنج می‌کشند و دو شعله از رنج مظلومان زبانه می‌کشد: شعلهٔ عدالت و شعلهٔ نفرت. شعلهٔ نفرت با دریایی از خون خاموش می‌شود ولی آن شعلهٔ دیگر، شعلهٔ مقدس عدالت، هیچ‌وقت کاملاً خاموش نمی‌شود.»
marzieh
۱۲
حقوق بشر که از بین‌رفتنی نیست پاپا، نمی‌توانند منسوخش کنند، درست است؟ ــ نه، از بین رفتنی نیست، ولی می‌توانند به‌طور موقت، به‌صورت علنی یا پنهانی آن را زیر پا بگذارند. البته تاریخ نشان داده کسانی که این حقوق را پایمال می‌کنند، به ناحق خون‌های بسیاری را می‌ریزند.
Fatemeh
۱۲
ـ با کجا در جنگ نیستیم؟ فقط اسمش صلح است.
Fatemeh
۱۱
به‌نظر من پاریس یک شهر افسانه‌ای است.»
Setak
۹
گفت به من حسادت می‌کند چون به ملیتی تعلق دارم که این افکار بزرگ را به دنیا تقدیم می‌کند. کنارم نشسته بود و ادامه داد: «آزادی، برابری، و اقتدار مردمی.» بعد، گفت: «خون‌های زیادی برای تصویب این قوانین ریخته شده‌اند، خون‌های مردم بی‌گناه. و نباید بیهوده پایمال بشوند، مادموازل.»
Dina
۸
امشب نوشتن داستان زندگی‌ام را شروع می‌کنم چون آن‌قدر هیجان‌زده‌ام که خوابم نمی‌برد. پس به آرامی از تختم پایین می‌آیم و امیدوارم ژولی از نور شمع بیدار نشود چون عصبانی می‌شود.
Fatemeh
۷
«اوژنی، تو هیچ‌وقت نگران آینده و سرنوشتت شده‌ای؟»
Fatemeh
۷
«سیاست... امان از این سیاست که خانواده‌ام را بدبخت کرده!
Fatemeh
۷
این تاریخ به بعد، دیگر مرا اوژنی صدا نکنید. اسم کامل من اوژنی برناردین دزیره است و دوست دارم دزیره صدایم کنید.»
Fatemeh
۷
«حق با شماست مادام. البته افسانه‌ها زیر باران هم افسانه می‌مانند.»
Aravir
۶
هروقت و هرجا، اگر کسی آزادی و برابری را از مردم گرفت کسی نمی‌تواند برای او طلب بخشش کند و بگوید ناآگاه بوده
tiam17
۵
حالا می‌دانم آدم وقتی بزرگ می‌شود که واقعاً عاشق شده باشد.
کاربر ۳۹۱۱۱۲۵
۵
«می‌خندی، اوژنی؟ ... می‌خندی؟»
kosar
۵
در زندگی شب‌هایی وجود دارند که هیچ‌وقت به پایان نمی‌رسند
Aynaz
۴
به‌طرز وحشتناکی خسته بودم اما مهم نبود چون بالاخره به مقصد رسیده بودم.
آفتابگردان
۴
دیروز، ناپلئونه بی‌مقدمه پرسید: «اوژنی، تو هیچ‌وقت نگران آینده و سرنوشتت شده‌ای؟» وقتی تنها هستیم مرا تو صدا می‌کند. این روزها حتی نامزدها و زن وشوهرها هم هم‌دیگر را تو صدا نمی‌کنند. ــ نگران؟ نه.... (سرم را تکان دادم...) نگران نیستم. کسی نمی‌داند چه سرنوشتی در انتظارش است. چرا باید برای چیزی که نمی‌دانم نگران باشم؟ ــ خیلی عجیب است. بیش‌تر مردم معتقدند از سرنوشت‌شان خبر ندارند. نگاهش به دوردست‌ها خیره مانده بود: «ولی من می‌دانم چه سرنوشتی در انتظارم است.» گیج شدم: «نگرانی؟» به‌نظر می‌رسید دارد فکر می‌کند. بعد، تکانی خورد: «نه. فقط می‌دانم کارهای بزرگی خواهم کرد. من برای رهبری یک ملت خلق شده‌ام و جزو آدم‌هایی هستم که تاریخ را می‌سازند.»
محمد جواد
۴
با شعار حقوق بشر خون مردم را می‌ریزی تا خودت به قدرت برسی...
nana
۴
در زندگی هر زنی فقط یک عشق واقعی وجود دارد.
کاربر ۳۹۱۱۱۲۵
۳
ــ خیلی عجیب است. بیش‌تر مردم معتقدند از سرنوشت‌شان خبر ندارند. نگاهش به دوردست‌ها خیره مانده بود: «ولی من می‌دانم چه سرنوشتی در انتظارم است.» گیج شدم: «نگرانی؟» به‌نظر می‌رسید دارد فکر می‌کند. بعد، تکانی خورد: «نه. فقط می‌دانم کارهای بزرگی خواهم کرد. من برای رهبری یک ملت خلق شده‌ام و جزو آدم‌هایی هستم که تاریخ را می‌سازند.»
pa.riya521
۳
هروقت و هرجا، اگر کسی آزادی و برابری را از مردم گرفت کسی نمی‌تواند برای او طلب بخشش کند و بگوید ناآگاه بوده