جملات زیبای کتاب بابا لنگ دراز | طاقچه
تصویر جلد کتاب بابا لنگ دراز

بریده‌هایی از کتاب بابا لنگ دراز

نویسنده:جین وبستر
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۴.۲از ۵۶ رأی
۴٫۲
(۵۶)
باباجون من رمز واقعی خوشبختی را کشف کرده‌ام و آن این است که باید برای حال زندگی کرد و اصلاً نباید افسوس گذشته را خورد یا چشم به آینده داشت بلکه باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد
hawniii
چرا که به قول نویسنده‌ای، زندگی همه‌اش واقعیت خشن نیست و گاه می‌توان رگه‌های رمانتیکی را لابه‌لای حوادث خشک آن احساس کرد و نفس راحتی کشید.
fateme
«در مورد دیگران همان قضاوتی را نکن که نمی‌خواهی دیگران درباره‌ات بکنند.»
리아나
«در مورد دیگران همان قضاوتی را نکن که نمی‌خواهی دیگران درباره‌ات بکنند.»
کاربر ۸۵۲۷۲۱۱
خدای آن‌ها (که آن را آکبند از اجداد پیوریتن و دور خود به ارث برده‌اند) تنگ‌نظر، بی‌منطق، ظالم، پست، کینه‌توز و متحجر است. شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچ‌کس به ارث نبرده‌ام. من آزادم که خدای خودم را آن‌طور که آرزو دارم تصور کنم. خدای من مهربان، دلسوز، خلاق، بخشنده، فهمیده و شوخ‌طبع است.
fateme
او از اول زندگی تا آخرش عقایدش همان بود.
리아나
آه من کم‌کم دارم شخصیت زیبا و قوی خودم را می‌سازم. همه همین کار را می‌توانند بکنند. من با این نظریه که بدبختی و غم و ناامیدی قوای اخلاقی آدم را می‌سازد مخالفم. آدم‌هایی خوشبخت هستند که وجودشان سرشار از مهر و محبت است. من اعتقادی به افراد بیزار از مردم و مردم‌گریز (کلمهٔ قشنگی است. تازه یادگرفته‌ام) ندارم. باباجون شما که مردم‌گریز نیستید نه؟
sogand
دیشب با دلی شکسته به رختخواب رفتم. با خود فکر کردم که به هیچ جا نمی‌رسم و شما پول خودتان را به‌خاطر هیچ و پوچ دور ریخته‌اید. ولی فکر می‌کنید بعدش چه شد؟ صبح با طرح داستانی جالب و تازه‌ای که به ذهنم رسیده بود از خواب بلند شدم و امروز مثل همیشه سرحال بودم و تمام روز وقتی اینجا و آنجا می‌رفتم شخصیت‌های اثرم را در ذهنم می‌ساختم. کسی نمی‌تواند مرا متهم به بدبینی کند. اگر من شوهر داشتم و دوازده بچه‌ام در عرض یک روز در اثر زلزله زیر خاک می‌رفتند، صبح روز بعد باز لبخندزنان سروکله‌ام پیدا می‌شد و دوباره از اول دنبال راه انداختن یک جین بچهٔ تازه بودم. با یک دنیا محبت، جودی
کاربر فهیمه
اعمال آن‌ها بهتر از عقایدشان است.
리아나
«طالب واقعی علم کسی است که عطش زیادی نسبت به‌جزئیات دارد.»
کاربر ۸۵۲۷۲۱۱
من فهمیده‌ام که بحث کردن دربارهٔ مذهب با خانوادهٔ سمپل بی‌خطر نیست. خدای آن‌ها (که آن را آکبند از اجداد پیوریتن و دور خود به ارث برده‌اند) تنگ‌نظر، بی‌منطق، ظالم، پست، کینه‌توز و متحجر است. شکر خدا که من هیچ خدایی را از هیچ‌کس به ارث نبرده‌ام. من آزادم که خدای خودم را آن‌طور که آرزو دارم تصور کنم. خدای من مهربان، دلسوز، خلاق، بخشنده، فهمیده و شوخ‌طبع است.
کاربر فهیمه
در زندگی مشکلات بزرگ نیست که به آدم با اراده احتیاج دارد (هر کسی می‌تواند در یک بحران قد علم کند و با شجاعت با فاجعه‌ای مصیبت‌بار روبه‌رو بشود) بلکه به‌نظرم در یک روز با خنده به استقبال مشکلات کوچک رفتن، واقعاً احتیاج به عزم و اراده دارد. من هم سعی می‌کنم چنین اراده‌ای را در خود به وجود بیاورم. می‌خواهم به خود تلقین کنم که زندگی فقط یک بازی است و من باید تا آنجا که می‌توانم ماهرانه و درست آن را بازی کنم.
شکیلا

حجم

۴۳۴٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

حجم

۴۳۴٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

قیمت:
۲۳۰,۰۰۰
۱۳۸,۰۰۰
۴۰%
تومان