در این فصل مسائل مهمی را بررسی کردیم. اول، به روشهای بیرونی کردن مشکل پرداختیم. اگر مراقب باشیم خودمان را با مشکل یکی ندانیم، احتمالاً فرصتی برای تغییر رابطهمان با مشکل به دست میآوریم. این اولین قدمِ مهم برای بازنویسی قصههای زندگی است. دوم، بررسی کردیم که لحظههای بینظیر ــــ آن زمانهایی که تأثیر مشکل روی ما کمتر استــــ چگونه راهی برای تضعیف مشکل پیش پای ما میگذارند. سوم، تحقیقی انجام دادیم تا بدانیم چه مهارتهای ویژهای برای گذر از روزهای سخت داریم.
سارا
«ببین، من هنوز اینجا هستم. فراموشش نکردهام و قرار هم نیست فراموش کنم، ولی زنده ماندهام.»
leila
تغییر دو طرف معادله: در کودکی، مادرم همهجوره مراقبم بود. حالا همهچیز برعکس شده. من وابسته به او به دنیا آمدم و او وابسته به من از دنیا میرود. تقارنی در این اتفاق هست، چیزی شبیه شعر.
Mr.nobody