جملات زیبای کتاب پیرمرد و دریا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیرمرد و دریا

بریده‌هایی از کتاب پیرمرد و دریا

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۷از ۳۹ رأی
۳٫۷
(۳۹)
«امید نداشتن کار احمقانه‌ایه. ازین گذشته، به عقیدهٔ من گناه هم هست.»
حوریا
«ماه همون اثری رو روی دریا داره که روی زن داره.
معصومه سادات صدری
همه‌چیزِ پیرمرد کهنه بود جز چشم‌هایش و چشم‌هایش همرنگ دریا بود و شاد و شکست‌نخورده بود.
معصومه سادات صدری
متوجه شد چه لذّتی دارد کسی را داشته باشد که با او حرف بزند، به جای آنکه فقط با خودش و با دریا حرف بزند.
Sarisaclub
من ترجیح می‌دم کارم رو درست انجام بدم. این‌طوری وقتی بخت بهم رو کرد، من هم آماده‌م.»
alirezataheri
این را به زبان نیاورد چون می‌دانست اگر چیز خوبی به زبان آورده شود شاید اتفاق نیفتد.
پالیزبان
پیرمرد، با اینکه کاملاً مطمئن بود از اهالی محل کسی از او چیزی نمی‌دزدد، عقیده داشت با رها کردن چنگک و نیزه در قایق نباید بی‌خود و بی‌جهت کسی را به وسوسه انداخت.
معصومه سادات صدری
ـ ولی آدمیزاد برای شکست خوردن ساخته نشده. آدمیزاد رو می‌شه نابود کرد ولی نمی‌شه شکستش داد.
hossein68
«خیلی چیزها باید با خودت می‌آوردی. ولی نیاوردی، پیرمرد. حالا دیگه وقتِ فکر کردن به چیزهایی که نداری نیست. فکر کن با همین چیزها که داری چیکار می‌تونی بکنی.»
mehdik2017
اصلاً نباید بذارم از قدرتش باخبر بشه یا بفهمه که اگه بخواد بتازه چه کارها می‌تونه بکنه.
samaneimb
حالا دیگه وقتِ فکر کردن به چیزهایی که نداری نیست. فکر کن با همین چیزها که داری چیکار می‌تونی بکنی.»
cRz
ولی پیرمرد همیشه دریا را مانند یک زن تصور می‌کرد، مانند موجودی که گاه لطف بسیار داشت یا گاه آن را دریغ می‌داشت، و اگر وحشیانه یا شریرانه رفتار می‌کرد به این سبب بود که نمی‌توانست جلوی آن را بگیرد.
وهم
ـــ ولی آدمیزاد برای شکست خوردن ساخته نشده. آدمیزاد رو می‌شه نابود کرد ولی نمی‌شه شکستش داد.
cRz
«امید نداشتن کار احمقانه‌ایه. ازین گذشته، به عقیدهٔ من گناه هم هست.»
cRz
«هیچ‌کس نباید وقتی پیر شد تنها بمونه. ولی کاریش هم نمی‌شه کرد.
Faezeh Farahbakhsh
حالا دیگر بارها افکارش را با صدای بلند به زبان می‌آورد زیرا کسی نبود که از شنیدن‌شان ناراحت شود.
وهم
متوجه شد چه لذّتی دارد کسی را داشته باشد که با او حرف بزند، به جای آنکه فقط با خودش و با دریا حرف بزند.
Benji
یادش نمی‌آمد اولین بار از چه زمانی وقتی تنها می‌شد با صدای بلند با خود شروع به حرف زدن کرده بود.
Faezeh Farahbakhsh
این را به زبان نیاورد چون می‌دانست اگر چیز خوبی به زبان آورده شود شاید اتفاق نیفتد.
Faezeh Farahbakhsh
او فقط با باز و بسته کردن دست‌هایش می‌توانست دردِ زنده بودن را در وجود خود بیدار کند.
Faezeh Farahbakhsh
منتها دیگه بختم بلند نیست. ولی خب کی می‌دونه؟ شاید همین امروز. هر روز یه شروع تازه‌ست. خوبه البته بخت هم یاری کنه. ولی من ترجیح می‌دم کارم رو درست انجام بدم. این‌طوری وقتی بخت بهم رو کرد، من هم آماده‌م.»
حوریا
«امید نداشتن کار احمقانه‌ایه. ازین گذشته، به عقیدهٔ من گناه هم هست.»
Maryam
ولی آدمیزاد برای شکست خوردن ساخته نشده. آدمیزاد رو می‌شه نابود کرد ولی نمی‌شه شکستش داد.
mehdik2017
«به گناه فکر نکن. همین‌جوریش هم بدونِ گناه کلی گرفتاری دارم. تازه این هم هست که از گناه سر درنمی‌آرم.» «ازش سر درنمی‌آرم و مطمئن نیستم که اعتقادی هم بهش داشته باشم. شاید کشتن این ماهی گناه بود. گمونم گناه بود، گرچه این کار رو کردم که زنده بمونم و غذای کلی آدم رو فراهم کنم. ولی اگه این‌جوری باشه هر کاری کنی گناهه. به گناه فکر نکن. دیگه برای این حرف‌ها خیلی دیر شده، آدم‌هایی هم هستند که مزد می‌گیرند این کار رو می‌کنند. بذار اونا به گناه فکر کنند. تو ماهیگیر دنیا اومدی، این ماهی هم ماهی دنیا اومد.
mehdik2017
«وقتی شکست خورده باشی همه‌چی آسونه. هیچ نمی‌دونستم چقدر آسونه.»
mehdik2017
با خود گفت «و چی شکستت داد؟» بلند گفت: ـــ هیچی. فقط زیادی دور رفتم.
کاربر ۸۷۷۶۹۰۵
«اون‌قدر همه‌چی داشت خوب پیش می‌رفت که نمی‌شد زیاد دَووم بیاره. کاش حالا دیگه خواب‌وخیال بود و من هم اصلاً این ماهی رو نگرفته بودم و تک‌وتنها روی اون روزنامه‌ها تو تخت خوابیده بودم.»
کاربر ۸۷۷۶۹۰۵
با خود گفت «و چی شکستت داد؟» بلند گفت: ـــ هیچی. فقط زیادی دور رفتم.
mahya
«ماه همون اثری رو روی دریا داره که روی زن داره.»
samaneimb
هر روز یه شروع تازه‌ست. خوبه البته بخت هم یاری کنه. ولی من ترجیح می‌دم کارم رو درست انجام بدم. این‌طوری وقتی بخت بهم رو کرد، من هم آماده‌م.
samaneimb

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۲ صفحه

حجم

۱٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۱۶۲ صفحه

قیمت:
۸۲,۰۰۰
تومان