
کتاب در آن تابستان که گریستم
شعرها و طرحها
پدیدآورندگان:
محمدباقر کلاهی اهریانتشارات:
انتشارات سپیده باوران٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
behrad ghasemzade
۳
در دنیا چه کسی هستم
وقتی تو مرا از یادت بردهای.
behrad ghasemzade
۳
منجوق و دکمه نداری دمِ دست،
ولش کن، من چشم نمیخوام،
نخ رنگی نداری ولش کن، من ناخن نمیخوام
من تن نمیخوام
من نمیخوام
بدن نمیخوام
وقتی تو هستی تن میخوام برای چی
وقتی تو نیستی
بدن میخوام چیکار.
behrad ghasemzade
۳
اونوخ رودخونه داشت مینالید توی دلش:
تا کی بنالم، تا کی بگردم، تا کی در به در...
از کوه و کمر بگذرم
بیفتم توی گودی
با یک عالمه کفهایی که عین حباب میترکن ترق ترق!
بعداً تابستون و زمستون، نه برگی، نه باری، نه ثمری
بعدم دریا منو میبلعه، هیچی به هیچی.
behrad ghasemzade
۲
مُلکِ سلیمان در رگهای من است
اگر میآیی در خونم پا بِنِه
اگر میخواهی قلبم را بپذیر.
behrad ghasemzade
۲
ای شوکت افسانهای کوتاه
که باز میماند از من در دنیا
در مسیر این رهگذران.
behrad ghasemzade
۲
دل مسکین مرا به وسوسهای بی نظم وامَنِه
بی هلاکت آن دلبر
آن صنم تابیدهمو.
behrad ghasemzade
۰
از من چیزی باقی نمیماند ای محبوب من
اگرم تو نخواهی چون سنگی در کوه
چون آبی در سبو
وانگه اگر مرا بخواهی چون طاووسی هستم در قوس و قزح
ماننده در هر باران
در هر نوری ماندگار.
behrad ghasemzade
۰
جانم را در جنگل موهایت بگردان
در آسیای دندانهایت مرا بگردان
behrad ghasemzade
۰
میشد به تابستان هاشور زد
از میان شاخههای موازی عبور کرد
ردیف سفیدارهای باریک را پشت سر نهاد
و رفت و در پلهها سقوط کرد
و مُرد و از یاد رفت
behrad ghasemzade
۰
مُلکِ سلیمان در رگهای من است
اگر میآیی در خونم پا بِنِه
اگر میخواهی قلبم را بپذیر.
behrad ghasemzade
۰
دل مسکین مرا به وسوسهای بی نظم وامَنِه
بی هلاکت آن دلبر
آن صنم تابیدهمو.
Elham Salehi
۰
ماندگار
تا برق ماهی در آب هست، دلم از آنِ توست
تا بادها میآیند با بوی علفهای دوردست
ویک پلنگ پشت سرم نفس میکشد
یک آهو میدود در خیال من
بوزینهای زیرک، زانوهایم را میدزدد
از من چیزی باقی نمیماند ای محبوب من
اگرم تو نخواهی چون سنگی در کوه
چون آبی در سبو
وانگه اگر مرا بخواهی چون طاووسی هستم در قوس و قزح
ماننده در هر باران
در هر نوری ماندگار.