
بریدههایی از کتاب در آن تابستان که گریستم
۳٫۰
(۲)
در دنیا چه کسی هستم
وقتی تو مرا از یادت بردهای.
behrad ghasemzade
منجوق و دکمه نداری دمِ دست،
ولش کن، من چشم نمیخوام،
نخ رنگی نداری ولش کن، من ناخن نمیخوام
من تن نمیخوام
من نمیخوام
بدن نمیخوام
وقتی تو هستی تن میخوام برای چی
وقتی تو نیستی
بدن میخوام چیکار.
behrad ghasemzade
اونوخ رودخونه داشت مینالید توی دلش:
تا کی بنالم، تا کی بگردم، تا کی در به در...
از کوه و کمر بگذرم
بیفتم توی گودی
با یک عالمه کفهایی که عین حباب میترکن ترق ترق!
بعداً تابستون و زمستون، نه برگی، نه باری، نه ثمری
بعدم دریا منو میبلعه، هیچی به هیچی.
behrad ghasemzade
مُلکِ سلیمان در رگهای من است
اگر میآیی در خونم پا بِنِه
اگر میخواهی قلبم را بپذیر.
behrad ghasemzade
ای شوکت افسانهای کوتاه
که باز میماند از من در دنیا
در مسیر این رهگذران.
behrad ghasemzade
دل مسکین مرا به وسوسهای بی نظم وامَنِه
بی هلاکت آن دلبر
آن صنم تابیدهمو.
behrad ghasemzade
از من چیزی باقی نمیماند ای محبوب من
اگرم تو نخواهی چون سنگی در کوه
چون آبی در سبو
وانگه اگر مرا بخواهی چون طاووسی هستم در قوس و قزح
ماننده در هر باران
در هر نوری ماندگار.
behrad ghasemzade
جانم را در جنگل موهایت بگردان
در آسیای دندانهایت مرا بگردان
behrad ghasemzade
میشد به تابستان هاشور زد
از میان شاخههای موازی عبور کرد
ردیف سفیدارهای باریک را پشت سر نهاد
و رفت و در پلهها سقوط کرد
و مُرد و از یاد رفت
behrad ghasemzade
مُلکِ سلیمان در رگهای من است
اگر میآیی در خونم پا بِنِه
اگر میخواهی قلبم را بپذیر.
behrad ghasemzade
دل مسکین مرا به وسوسهای بی نظم وامَنِه
بی هلاکت آن دلبر
آن صنم تابیدهمو.
behrad ghasemzade
ماندگار
تا برق ماهی در آب هست، دلم از آنِ توست
تا بادها میآیند با بوی علفهای دوردست
ویک پلنگ پشت سرم نفس میکشد
یک آهو میدود در خیال من
بوزینهای زیرک، زانوهایم را میدزدد
از من چیزی باقی نمیماند ای محبوب من
اگرم تو نخواهی چون سنگی در کوه
چون آبی در سبو
وانگه اگر مرا بخواهی چون طاووسی هستم در قوس و قزح
ماننده در هر باران
در هر نوری ماندگار.
Elham Salehi
حجم
۳۲۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
حجم
۳۲۱٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۱۲ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
تومان