جملات زیبای کتاب اسم شوهر من تهران است | طاقچه
تصویر جلد کتاب اسم شوهر من تهران است

بریده‌هایی از کتاب اسم شوهر من تهران است

نویسنده:زهره شعبانی
انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۴.۱از ۱۶ رأی
۴٫۱
(۱۶)
«خدایا تو چقدر نزدیکی و من چقدر دورم
نرگس خیرالهی
وقتی خودت دیگر نتوانستی شعر بگویی فکر کردی با ترجمهٔ شعرها هم می‌توان شاعر باقی ماند.
نرگس خیرالهی
غریبه دیروز برایت آشنایی ازلی ابدی شده بود که نیامدنش تو را به دلشوره می‌انداخت.
نرگس خیرالهی
چشم‌هایش شبیه عکسِ زنِ روی جعبه‌های چای شهرزاد است. با انبوهی از مژه‌های بلند، که هر بار پلک‌زدنش را بدل به لحظه‌ای تاریخی می‌کند.
نرگس خیرالهی
حالا معنی دروغ‌های مادرش را می‌فهمید. آدم‌ها برای محافظت از چیزهایی که دوست دارند دروغ نمی‌گویند. برای محافظت از خودشان دروغ می‌گویند.
سحر توحیدوند
شوهرم خوش برورو بود، زود یه شیکم زاییدم زیر سرش بلند نشه. دومی و سومی هم افاقه نکرد. شوهر خوشگل مال مردمه، شوهر زشت مال دلت.
همسایه
مرتضی می‌تواند با پای سالم‌اش توپ را بفرستد توی دروازه. اینها را توی گوش مرتضی گفت. مرتضی شوت کرد. توپ چرخید و از لای پاهای وحید رد شد. مرتضی از شادی به هوا پرید. کوچهٔ شهید خوشنام هم. جاها عوض شد. وحید می‌خواست تلافی کند. برای مرتضی کُری می‌خواند. کوچهٔ شهید خوشنام برای هدایت وحید، نفسی تازه کرد. هنوز هم می‌توانست از روی این پلاک آهنی، بچه‌ها را هدایت کند.
سحر توحیدوند

حجم

۸۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

حجم

۸۷٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۹۶ صفحه

قیمت:
۴۸,۰۰۰
تومان