جملات زیبای کتاب صلیب و صلابت | طاقچه
تصویر جلد کتاب صلیب و صلابتsubscriptionAvailable

کتاب صلیب و صلابت

نوع کتاب
۴.۵(از ۱۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
یحیی یثربی
انتشارات: 
انتشارات جامی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Esmat Hajvahedi
۱۵
اگر تو راه دهی، کس ره دگر نرود تو راه بستی و من صد ره دگر رفتم سخن دوگونه نبود ار تو راست می‌گفتی تو خود نگفتی و از خود دو صد سخن گفتم ندیدمت نه به بیداری و نه در رؤیا اگرچه این همه بیدار ماندم و خفتم تو فرد باش و یگانه که نیست مانندت چه غم اگر من بیچاره با غمت جفتم
مادربزرگ💝
۱۴
این همه تأکید شما بر توبه و ترس مردم از خدابرایم قابل قبول نیست. پرستش اگر از روی تهدید و تطمیع باشد، درست نخواهد بود. پرستش حضرت حق باید بر پایه‌ی معرفت و عشق انجام پذیرد، نه بیم و هراس یا آز و نیاز
4wiser_me
۱۲
برای حاکمان، حلال و حرام معنی ندارد. خدای آنان ثروت و قبله آنان لذت است. این حکومتی که خود را جانشین پیغمبر می‌داند و در پناه پیامبر زبان مردم را می‌برد و خون مردم را می‌خورد، غرق در ستم و فساد است. حلاج آهی کشید و دو دست را بر سرش زد و گفت: ـ آیا در بغداد به این بزرگی کسی نیست که مردم را بیدار کند؟! حمدون عیار گفت: ـ چرا؟ در بغداد بزرگ حدود چهل هزار احمق داریم که بنام صوفی و زاهد وعالم در گوشه ای نشسته و در به روی مردم بسته‌اند و یا بر مسند شریعت نشسته و دین به دنیا می‌فروشند. به این دلخوشند که مردم دستشان را می‌بوسند، پشت سرشان نماز می‌خوانند و به آنان درهم و دینار می‌بخشند.
کاربر ۱۳۲۷۴۹۰
۱۱
هیچ انسان باشعوری خود را در جای خدا نمی‌بیند، این خلفا و سلاطین‌اند که خود را جانشین خدا می‌دانند و بندگان خدا را به خدمت خود درمی‌آورند.
معجزه‌یِ سپاسگزاری.
۹
در سرم شور و ندانم از کجاست! در دلم نوری که با من آشناست می‌کشندم در رهی ناآشنا کس نمی‌داند که پایانش کجاست!
reyhaneh
۶
بگو ای یار بگو! ای همه اسرار بگو! بگو از عشق بگو! زان گل و گلزار بگو! بگو از شهپر عشق! بگو از تاب و تب لحظه‌ی دیدار بگو! ای وفادار بگو!
majid001
۵
خواب می‌بینم همسایه‌ام خورشید همبازیم ماه و ستاره خانه‌ای در آسمان دارم که فرشش ابر و سقفش از پرند سبز و نورانی
صدیقه
۴
بین من و تو، جز «منِ» من، نیست حجاب! جانا ز کرم، حجاب من را بردار!
نارسیس
۴
مردم بیش از حقیقت به دنبال افسانه‌اند! مردم بیداری نمی‌خواهند؛ بلکه قصه می‌خواهند تا بخوابند
4wiser_me
۲
ـ مادر تو خبر نداری که نه تنها رئیس شرطه، بلکه وزیر و خلیفه نیز مانند قحطی‌زدگان، نان از کف مردم می‌ربایند؟! گویی که خداوند به آنان جز این مأموریت نداده است که مردم را اسیر کنند و درد و رنج بدهند و با بهانه‌های مختلف همچون زکات، رشوه، هدیه، مصادره و غارت و دزدی، دارایی آنان را از دستشان بگیرند. نه تنها خلیفه و وزیر و مأموران دولتی کیسه‌ی مردم را خالی می‌کنند، بلکه کار علما و مشایخ نیز همین است. آنان نیز به بهانه‌هایی چون تعلیم دین، آموزش علوم دینی، تبرک، نذر، توسل و شفادادن، دست به کیسه‌ی مردم می‌برند. توده‌ی مردم در جامعه‌ی ما از هر سو ستم می‌بینند. پیامبر که آن همه زحمت کشید، هیچ مزد و پاداشی برای کارش نمی‌خواست. اما اینان که شب و روز در ناز و نعمت‌اند و عیاشی می‌کنند
4wiser_me
۲
من چگونه می‌توانم در زمانی که همه جا خون می‌بارد، خانه‌ها ویران، مردم گرسنه، دل‌ها لرزان و چشم‌ها گریان‌اند، در گوشه‌ای بنشینم و مدام از گناهی که نکرده‌ام، توبه کنم؟! سرورم! مگر توبه فقط برای من و تهیدستان دیگر است؟ مگر توبه بر خلیفه، وزیر و امیران واجب نیست؟! آنانی که خون مردم را می‌مکند و مانند درندگان نه تنها به نان مردم، بلکه به جانشان نیز رحم نمی‌کنند!
Morteza
۱
زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد؟!
Esmat Hajvahedi
۱
جان تو با جان من آمیخته چون شرابی که در آبی ریخته روح من با روح تو آمیخته چون گلابی در شرابی ریخته من تو گشتم، تو شدی یک باره من ما یکی روحیم، اندر دو بدن
ابی
۱
ای عزیزان! انسان باید همیشه در حال توبه باشد، زیرا لحظه لحظه‌ی زندگی وی، آلوده با هوای نفس و وسوسه‌ی شیطان است، پس باید مدام توبه کند و از خدا آمرزش طلبد.
شهاب
۱
اگر تو راه دهی، کس ره دگر نرود تو راه بستی و من صد ره دگر رفتم سخن دوگونه نبود ار تو راست می‌گفتی تو خود نگفتی و از خود دو صد سخن گفتم ندیدمت نه به بیداری و نه در رؤیا اگرچه این همه بیدار ماندم و خفتم تو فرد باش و یگانه که نیست مانندت چه غم اگر من بیچاره با غمت جفتم
شهاب
۱
من همه‌ی مذهب‌ها را قبول دارم، اما باید بیش از آنکه به مذهب خاصی تعصب ورزیم، در فکر اسلام باشیم ودر راه رسیدن به هدف‌های اسلام تلاش کنیم. ما اگر مذهب را محور خود قرار دهیم، دین اسلام را دچار پراکندگی و تفرقه می‌کنیم و مسلمانان را دشمن یکدیگر می‌سازیم. اگر مذهب پررنگ شود، مسلمانان شمشیر می‌کشند و خون یکدیگر را می‌ریزند. ما برای اینکه دین اسلام بماند و مسلمانان یگانه و یکرنگ باشند و همدل و همدست شوند، باید مذهب را پررنگ نکنیم و اسلام را محور قرار دهیم. ما باید بر مسلمان بودن خود تأکید کنیم، نه شافعی یا مالکی بودن و یا سنی و شیعه بودن.
شهاب
۱
مژده که سوری رسید! شور و نشوری رسید! دل به بر دلبرش، از ره دوری رسید! ظلمت زندان نماند، زحمت هجران نماند! نوبت وصل آمد و بزم حضوری رسید! دست به شمشیر بر، این سر من مال تو! زود بزن آتشم، شعله‌ی طوری رسید!
کاربر ۴۱۰۵۸۵۹
۱
هزار معجزه در گوشه‌ی خرابات است! اگر قبول نداری، بیا به چشم ببین
صدیقه
۱
سوگند به عشق بی‌زوالم کز درد و بلای او ننالم هر عضو مرا زنند شمشیر لب باز کند به ذکر و تکبیر از هر طرفی زنند تیرم با جان بخرم سپر نگیرم
صدیقه
۱
تو منی، من تو، چه جای فاصله! جزء بودم، سوی کل باز آمدم!
صدیقه
۱
از من که ز خود بی‌خبرم، هیچ مپرسید دیوانه و آشفته سرم، هیچ مپرسید خود معترفم هر چه بگویید، همانم! من صوفی و زندیقم و از قرمطیانم از بهر خدا بند نهید و بزنیدم باغیرت دین، تیغ نهید و بکشیدم
صدیقه
۱
بکشیدم یاران زندگی مرگِ من است! من اگر کشته شوم زاده شوم زایشم از مرگ است زایشم از مرگ است!
شهرام آقاجان پور
۱
تو این غارت‌گران را توبه فرما! که محرومان همیشه توبه‌کارند!
شهرام آقاجان پور
۱
شما کجا و محمد (ص) کجا که صد فرعون درون خرقه نهفتید با دو صد تزویر
شهرام آقاجان پور
۱
من بر این عقیده‌ام که هر نظامی را که قدرت‌طلبان براندازند، همین قدرت‌طلبان در جای آن نظام می‌نشینند و دست به ستم و تجاوز باز می‌کنند؛ بنابراین از این شورش‌ها و خونریزی‌ها سودی به مردم نمی‌رسد، بلکه عده‌ای بی‌گناه کشته می‌شوند و شرایط جامعه نیز نه تنها بهتر نمی‌گردد، بلکه بدتر هم می‌شود.
نارسیس
۱
سرورم! مگر توبه فقط برای من و تهیدستان دیگر است؟ مگر توبه بر خلیفه، وزیر و امیران واجب نیست؟! آنانی که خون مردم را می‌مکند و مانند درندگان نه تنها به نان مردم، بلکه به جانشان نیز رحم نمی‌کنند!
نارسیس
۱
آنان همیشه می‌خواهند ما را مسلمان کنند، اما خود با اسلام کاری ندارند.
Reza
۰
ـ مادر تو خبر نداری که نه تنها رئیس شرطه، بلکه وزیر و خلیفه نیز مانند قحطی‌زدگان، نان از کف مردم می‌ربایند؟! گویی که خداوند به آنان جز این مأموریت نداده است که مردم را اسیر کنند و درد و رنج بدهند و با بهانه‌های مختلف همچون زکات، رشوه، هدیه، مصادره و غارت و دزدی، دارایی آنان را از دستشان بگیرند. نه تنها خلیفه و وزیر و مأموران دولتی کیسه‌ی مردم را خالی می‌کنند، بلکه کار علما و مشایخ نیز همین است. آنان نیز به بهانه‌هایی چون تعلیم دین، آموزش علوم دینی، تبرک، نذر، توسل و شفادادن، دست به کیسه‌ی مردم می‌برند. توده‌ی مردم در جامعه‌ی ما از هر سو ستم می‌بینند. پیامبر که آن همه زحمت کشید، هیچ مزد و پاداشی برای کارش نمی‌خواست. اما اینان که شب و روز در ناز و نعمت‌اند و عیاشی می‌کنند، به هزار روش از مردم بهره‌برداری می‌کنند.
Reza
۰
تو این غارت‌گران را توبه فرما! که محرومان همیشه توبه‌کارند!
Reza
۰
سرورم! تکلیف هم تنها نماز و روزه نیست، مبارزه با شرک و ستم هم تکلیف است. من چگونه می‌توانم در زمانی که همه جا خون می‌بارد، خانه‌ها ویران، مردم گرسنه، دل‌ها لرزان و چشم‌ها گریان‌اند، در گوشه‌ای بنشینم و مدام از گناهی که نکرده‌ام، توبه کنم؟! سرورم! مگر توبه فقط برای من و تهیدستان دیگر است؟ مگر توبه بر خلیفه، وزیر و امیران واجب نیست؟! آنانی که خون مردم را می‌مکند و مانند درندگان نه تنها به نان مردم، بلکه به جانشان نیز رحم نمی‌کنند! سرورم! توبه بر من لازم است یا بر کسانی که این همه بردگان را به کار می‌گیرند، اما شکمشان را سیر نمی‌کنند؟! توبه بر گرسنگان و تهیدستان واجب است یا بر آنان که صدها غلام و کنیز را وسیله‌ی شادی و سرگرمی خود قرار داده‌اند؟