
n re
۳۲
یک پایان تلخ بهتر از تلخی بیپایان است.
n re
۱۹
بیشتر در گلویم اشک دارم تا کلمه.
n re
۱۵
مردم میگویند در دام عشق افتادی اما برای عاشقی، افتادن کلمۀ غمانگیزی است. افتادن هیچوقت خوب نیست. روی زمین میافتی، به پشت میافتی، به دام مرگ میافتی.
اولین کسی که در مورد عشق کلمۀ افتادن را استفاده کرده، حتماً قبلش از عاشقی دست کشیده بوده. در غیر اینصورت باید لغت خیلی بهتری برایش انتخاب میکرده.
n re
۱۳
به طور معمول، آدمها که میمیرند عزیز میشوند. حتی بعضی وقتها در حد قهرمان بالا میروند
n re
۱۲
هیچوقت نمیشد به آدمها بگویی تنهایت بگذارند و این حرف باعث ناراحتیشان نشود.
n re
۱۱
انگار گریهکردن تنها چیزیه که توی زندگیم باقی مونده و من خوب بلدمش.
میم الف
۱۱
ما فقط تعدادی آدم غمگین هستیم که از روی اجبار هر کاری میکنیم تا به فردا برسیم
Zahra Alipour
۱۰
دلم میخواهد حیاطی برای کاشت گل و گیاه داشته باشم. گیاهانی که گل بدهند و از بین نروند. دلم میخواهد بدون اینکه آرزو کنم کاش حرفی نزده بودم، با آدمها صحبت کنم
میم الف
۱۰
نبخشیدن سخت است اما گمانم برای آدمهایی که بیشتر از دیگران صدمه دیدهاند، بخشیدن سختتر است.
shaghayegh
۷
ما فقط تعدادی آدم غمگین هستیم که از روی اجبار هر کاری میکنیم تا به فردا برسیم. بعضی از ما غمگینتر از بقیه هستیم. بعضی بیشتر از بقیه میبخشیم و میگذریم.
Parinaz
۶
امکان دارد از کسی خوشت بیاید که مدت طولانی از او متنفر بودهای؟
Allabout_shin
۴
چشمانم را میبندم و اشک میریزم چرا که زندگی میتواند بدجور بدجنس و سخت باشد و من بارها دلم خواسته خودم را از بین ببرم، اما بعد لحظاتی مثل این، به یادم میآورند که شادی حالتی همیشگی نیست. هدفی نیست که همگی تلاش میکنیم در زندگی بدستش بیاوریم، بلکه صرفاً چیزی است که گهگاهی خودش را نشان میدهد، بعضی وقتها در مقادیری بسیار کم تا فقط باعث شود ادامۀ مسیر به اندازۀ کافی خوب بهنظر رسد.
anahid
۴
نبخشیدن سخت است اما گمانم برای آدمهایی که بیشتر از دیگران صدمه دیدهاند، بخشیدن سختتر است.
shirin shakeri
۳
در یک سالی که با مونا گذراندم فهمیدم لازم نیست مادرم ویژگی خاصی داشته باشد یا حتی عالی باشد. فقط میخواستم مادرم آنقدر برایم کافی باشد تا دولت در روش مادر بودنش دخالت نکند. خواستۀ زیادی از مادری نیست که تو را به دنیا آورده. «فقط موجه باش. منو زنده نگهدار. تنهایی ولم نکن.»
n re
۳
آدمها به همراهی و ارتباط احتیاج دارند
n re
۲
زندگی بدجنسه، یه بدبختی رو ور میداره و بعد تصمیم میگیره چه کسی رو گرفتارش کنه.
n re
۲
تمام راه به این نکته فکر میکنم. کی از ازدسترفتههایم دست میکشم؟
Allabout_shin
۲
دلم میخواهد بدون اینکه آرزو کنم کاش حرفی نزده بودم، با آدمها صحبت کنم.
anahid
۲
ما فقط تعدادی آدم غمگین هستیم که از روی اجبار هر کاری میکنیم تا به فردا برسیم. بعضی از ما غمگینتر از بقیه هستیم. بعضی بیشتر از بقیه میبخشیم و میگذریم.
RYN
۲
اگر هیچ انسان بد طینتی وجود نداشته باشد و تمام ما در موقعیتهای متفاوت از یکدیگر روی بد خودمان را با روشهای متفاوت نشان بدهیم، چه؟
Parinaz
۲
بغلش کردم.
چه کار دیگری از دستم بر میآمد؟
n re
۱
خیلی دلم میخواهد حالشان خوب شود اما از دست دادن فرزند زخمی است که هرگز درمان نمیشود.
n re
۱
با اینکه حرفهای زیادی برای گفتن دارم، رمز موفقیتم ساکت ماندن در این شرایط است.
Allabout_shin
۱
آرزو میکنم نقاشی صورتش روی دیوار موزهای نصب بود. جایی که بتوانم مقابلش بایستم و هر چقدر دلم میخواهد به او زل بزنم.
پازل 🧩
۱
«این کاریه که قراره انجام بدی. قراره تموم کتابهای این کتابخونه رو بخونی. اینطوری خیلی زود بیشتر از اون که توی دنیای عذابآور این زندون زندگی کنی، توی دنیای باشکوه این کتابها زندگی میکنی.»
...
۱
مطمئناً هیچ مرگی توی شادی اتفاق نمیفته.
anahid
۱
این حرف همیشه با من مانده. «همیشه دلم برات تنگ میشه حتی وقتی پیش هم هستیم.»
anahid
۱
حقیقت مثل لعنت خدا افسرده کنندهست.
anahid
۱
یک پایان تلخ بهتر از تلخی بیپایان است.
anahid
۱
حقیقت مثل لعنت خدا افسرده کنندهست.