جملات زیبای کتاب مادر | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادر

بریده‌هایی از کتاب مادر

نویسنده:برتولد برشت
انتشارات:انتشارات نگاه
امتیاز
۳.۷از ۱۰ رأی
۳٫۷
(۱۰)
دختر خدمتکار: بسیاری می‌گویند آن‌چه ما می‌خواهیم هرگز میسر نیست. ما می‌خواهیم با آن چه که داریم قناعت کنیم. پایگاه قدرت اربابان استوار است. آن‌ها همواره سرکوب‌مان خواهند کرد. چه‌بسا بسیاری از کارگران می‌گویند: هرگز میسر نیست! پلاگه‌آ ولاسووآ: (به نقل می‌خواند) کسی که هنوز زنده است نمی‌گوید هرگز!
unknown
هرکسی باید از سرزمین پدری‌اش دفاع کند.
unknown
بازندگان امروز پیروزمندان فردایند.
unknown
از زیستن در ذلت بهراسید!
پویا پانا
احمق‌ها احمقانه می‌بینند، کثیف‌ها کثیف.
پویا پانا
خوشحالم از این که یک چهار دیواری آرام دارم.
پویا پانا
انسان به خدا نیازمند است. انسان در برابر سرنوشت فاقد قدرت است.
پویا پانا
تو موظف هستی این‌جا خواندن و نوشتن یاد بگیری، و می‌توانی یاد بگیری، خواندن مبارزه‌ی طبقاتی است.
پویا پانا
کسی که هنوز زنده است نمی‌گوید هرگز! مطمئن، مطمئن نیست این‌گونه که هست این‌گونه نمی‌ماند. وقتی که فرادستان حرف‌هایشان را زده‌اند اکنون فرودستان لب به سخن می‌گشایند. چه کسی جرأت می‌کند بگوید هرگز؟ تقصیر کیست اگر سرکوب پابرجا بماند؟ تقصیر ما است. تقصیر کیست اگر سرکوب از هم بپاشد؟ باز هم ما. هرکه سرکوب شده، به پا خواهد خاست! هرکه بازنده است، بجنگد! آن که شرایط را شناخته، نمی‌توان جلودارش شد. چرا که بازندگان امروز پیروزمندان فردایند. و «هرگز» به هم‌امروز مبدل می‌شود.
پویا پانا
دوست ندارم با من مثل یک احمق رفتار کنند.
پویا پانا
زمانمان سپری شده است. برایمان آینده‌ای وجود ندارد.
پویا پانا
از انقلاب خبری نیست. برو به خانه‌ات پیرزن و جهان را بشناس، به شکلی که هست. آن چیزی که تو ویارانت می‌خواهیدمحال است، محال، محال!
Omid Rezaei
ولی چربی‌مختصر تویش هست جناب کمیسر. در سبد نان هم مختصر نانی هست، توی جعبه هم اندکی چای.
FEDA
به‌نظر ما کوپک‌های ما را فقط اعتصاب می‌تواند نجات دهد.
FEDA
آندره‌ای: اگر پاول ولاسف پیش آقای زوخلینف برود و بگوید آقای زوخلینف کارخانه‌ی شما بدون من مشتی آهن‌پاره‌ی فرسوده بیش نیست و شما حق ندارید به دلخواه دستمزد مرا تنزل دهید، آن‌وقت کارفرما می‌خندد و برای همیشه اخراجش می‌کند، اما اگر همه‌ی ولاسف‌های شهر توِر، هشت‌صد ولاسف بلند شوند و همان حرف را بزنند دیگر خنده بر لبش می‌خشکد. پلاگه‌آ ولاسووآ: اسم این کار شما اعتصاب است؟ پاول: بله
FEDA
اکنون این‌جا ایستاده‌ام. پشت سرم هزاران نفر ایستاده‌اند ولی سرکوب کماکان پیش روی ما است. پرچم را زمین بگذاریم؟
FEDA
دلیلی ندارد تا لطفی در حق تو بکنم. من با تمام کارهایی که تو می‌کنی از اساس مخالفم.
FEDA
چون آن‌ها را در ناآگاهی نگه می‌دارند بنابراین متوجه نمی‌شوند که استثمار می‌شوند، و این رفتار نوعی جنایت است و باید بدان پایان داد.
FEDA
زیگورسکی: (برمی‌خیزد) اگر از نظر شما مبارزه‌ی طبقاتی وجود ندارد من حاضر نیستم چیزی از شما یاد بگیرم!
FEDA

حجم

۶۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

حجم

۶۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۶

تعداد صفحه‌ها

۱۱۲ صفحه

قیمت:
۱۶۳,۰۰۰
تومان