
SIR_SARAB
۳۳
شما دارین یه آدمِ بیگناهو اعدام میکنین!
SIR_SARAB
۲۵
آقایونِ محترم؟ به سلامتی... پایانِ... اعدام.
Chia.V
۹
مامان باباها معمولاً با این قضیه که بچهی پنجسالهای تو یه تصادفِ غمانگیز از دست رفته راحتتر کنار میآن تا اینکه بچهی پنجسالهای فهمیده زندگی چه گُهیه و برای خلاصی ازش دستبهکار شده.
پرویز
۹
پسرها از دخترهای افسرده خوششون نمیآد، یا از دخترهای خجالتی. یا اگه هم خوششون بیاد، باز از دخترهای افسردهای خوششون میآد که خیلی خوشگلاَن، در نتیجه میتونن افسرده بودنِ اون دخترها رو نادیده بگیرن.
پرویز
۹
شِرلی: (مکث) فکر کنم یه دماغهی قوسداری باشه که رو آبه، با اینکه مطمئن نیستم ها.
مونی: خب، من حتی نمیدونم دماغه چیه. گمونم همین یعنی ابلهاَم دیگه.
شِرلی: نه، اگه نمیدونستی قوس یعنی چی، اونموقع یعنی ابله بودی.
penelope
۵
همبرگر و سیبزمینی سرخکرده خوردم و بامزهبازی هم درنمیآرم وقتی میگم اینجا تو شمالِ مملکت، مُسکرجات نیست که شاشگَندِ کوفته. چهطور یه کَسی میتونه به همبرگر و سیبزمینی سرخکرده گَند بزنه آخه؟ سؤالم اینه که چهطور. همبرگر و سیبزمینی سرخکردهس دیگه! حتی حبوباتِ دورش هم بدمزه بودن. چهطور یه کَسی میتونه به لوبیا پخته گَند بزنه آخه؟ فقط باید درِ قوطیشو باز کنی دیگه، نه؟
نازنین بنایی
۵
آلیس: پسرها از دخترهای افسرده خوششون نمیآد، یا از دخترهای خجالتی. یا اگه هم خوششون بیاد، باز از دخترهای افسردهای خوششون میآد که خیلی خوشگلاَن، در نتیجه میتونن افسرده بودنِ اون دخترها رو نادیده بگیرن.
شِرلی: ولی من باطنم قشنگه مامان!
آلیس: ولی تو باطنت هم قشنگ نیست آخه عشقم! باطنت جوگیره و ظاهرت افسردهس. هیچ پسری این ترکیبو نمیخواد. پس بهش فکر کن.
Chia.V
۳
همیشه اولین نفری هستی که یه چیزِ بدیهی حوصلهسَربَرو میگی، این یکی از دلایلِ دیگهای بود که باعث شدن من کمکم از تو بیزار بشم.
baran
۱
روزی نمایش دیوید مَمِت، بوفالوی امریکایی، را روی صحنه دید، و عاشقِ نوشتنِ درام شد و تصمیم گرفت باقیِ عمرش را صرفِ این کار کند. (بعدها فقط دو نمایشنامهی دیگر شگفتزدهاش کردند و رویش تأثیر گذاشتند: غربِ حقیقیِ سَم شپارد و جوی قاتلِ ترِیسی لِتز.) او صدوبیست طرحِ فیلم نوشت و برای هر شرکتِ فیلمسازی و شبکهی تلویزیونیای که اسمش را شنیده بود فرستاد و همهشان هم بدون استثنا طرحهایش را رد کردند، اما عقب ننشست، بچهپُررویی بود که نه را تحمل نمیکرد،
Zahra Fatahi
۱
یه نظری دارم پسر. «نظری ندارم.»
That Nerd
۱
من همچین رفتاری انتظار نداشتم از یه مأمورِ اعدام. انتظارم یه گفتوگوی بافرهنگ بود.
Chia.V
۰
خب اگه به قضاوتِ سورِن کییرکِگور بود، آره، در مقایسه با سورِن، احتمالاً من جزوِ اراذلاوباش هستم.
ماراتن
۰
مونی: خب اراذلاوباش بودن به این ربط داره که کی داره نگاه میکنه به ماجرا، نه؟ بستگی داره کی قضاوت میکنه، نه؟ اگه به قضاوتِ تو و هَری باشه که من بیبروبرگرد در مقایسه با تو و هَری جزوِ اراذلاوباشاَم. چون شماها مالِ شمالاین. در نتیجه بستگی داره کی قضاوت کنه دیگه، نه؟ خب اگه به قضاوتِ سورِن کییرکِگور بود، آره، در مقایسه با سورِن، احتمالاً من جزوِ اراذلاوباش هستم. البته اگه سورِن اون روز حسِ یه آدمِ خیلی قضاوتکننده داشت. یا حسِ یه آدمِ قضاوتکنندهی معمولی داشت، نمیدونم چهشکلی میشد. شما خیلی کییرکِگور خوندهین؟ اصلاً این سؤال تا حالا تو اُلدهَم پرسیده شده؟ من خیلی کییرکِگور نخوندهم، اصلاً نخوندهم،
Zahra Fatahi
۰
همیشه یه زنهایی هستن که بهشون حمله میشه دیگه پسر. ذاتِ مَردهاس، نیست؟ بهخصوص تو لاوستافت که هیچ کارِ دیگهای هم نداری بکنی. آدم زود خسته میشه از گلف بازی کردن تو یه چمنِ چندمتری!
Zahra Fatahi
۰
پسرها از دخترهای افسرده خوششون نمیآد، یا از دخترهای خجالتی. یا اگه هم خوششون بیاد، باز از دخترهای افسردهای خوششون میآد که خیلی خوشگلاَن، در نتیجه میتونن افسرده بودنِ اون دخترها رو نادیده بگیرن.
hazratsaadi
۰
تو اساسنامهی خجالتیها نوشته. در باز نمیکنن. من همینجا میشینم به افسردگی.
hazratsaadi
۰
خوشم میآد قواعدو به هم بریزم. (مکث) کاری کنم آدمها همیشه حواسشون جمع باشه که چیکار میخوام بکنم
hazratsaadi
۰
داره حرف میزنه ها... این پسرها میخوان حالا که مستی حرفِ راست بزنی.
88
۰
شِرلی: من نمیافتم به افسردگی مامان!
آلیس: پسرها از دخترهای افسرده خوششون نمیآد، یا از دخترهای خجالتی. یا اگه هم خوششون بیاد، باز از دخترهای افسردهای خوششون میآد که خیلی خوشگلاَن، در نتیجه میتونن افسرده بودنِ اون دخترها رو نادیده بگیرن.
شِرلی: ولی من باطنم قشنگه مامان!
آلیس: ولی تو باطنت هم قشنگ نیست آخه عشقم! باطنت جوگیره و ظاهرت افسردهس. هیچ پسری این ترکیبو نمیخواد. پس بهش فکر کن.
lonelyhera
۰
هَری: بهت که گفتم، اگه آروم باشی، کلاً برا خودت هم آسونتر میشه.
هِنِسی: برا من آسونتر نمیشه. من میمیرم.
ساناز
۰
«نگران بودن» ، چیزِ خوبیه، نیست، «نگران بودن» ؟ «نگران بودن» یعنی دوستش داری، نه؟ یعنی برات مهمه.
asiyeah
۰
آلیس: پسرها از دخترهای افسرده خوششون نمیآد، یا از دخترهای خجالتی. یا اگه هم خوششون بیاد، باز از دخترهای افسردهای خوششون میآد که خیلی خوشگلاَن، در نتیجه میتونن افسرده بودنِ اون دخترها رو نادیده بگیرن.
Ella 𓂃.໑
۰
هَری: بهت که گفتم، اگه آروم باشی، کلاً برا خودت هم آسونتر میشه.
هِنِسی: برا من آسونتر نمیشه. من میمیرم.
Ella 𓂃.໑
۰
ولی پول که داشته باشی، میتونی از زیرِ همهچی قِسِر درری دیگه. من همیشه به این نتیجه رسیدهم که پول همهچیه.
Ella 𓂃.໑
۰
آلیس: «نگران بودن» ، چیزِ خوبیه، نیست، «نگران بودن» ؟ «نگران بودن» یعنی دوستش داری، نه؟ یعنی برات مهمه.
محمدرضا
۰
جوانکِ آسمانجُل که اوایلِ دههی ۱۹۹۰ در لندن عاطل و باطل میگشت و دور از خانواده با حقوقِ بیکاریِ دولت روزگار میگذراند، روزی نمایش دیوید مَمِت، بوفالوی امریکایی، را روی صحنه دید، و عاشقِ نوشتنِ درام شد و تصمیم گرفت باقیِ عمرش را صرفِ این کار کند. (بعدها فقط دو نمایشنامهی دیگر شگفتزدهاش کردند و رویش تأثیر گذاشتند: غربِ حقیقیِ سَم شپارد و جوی قاتلِ ترِیسی لِتز.) او صدوبیست طرحِ فیلم نوشت و برای هر شرکتِ فیلمسازی و شبکهی تلویزیونیای که اسمش را شنیده بود فرستاد و همهشان هم بدون استثنا طرحهایش را رد کردند، اما عقب ننشست، بچهپُررویی بود که نه را تحمل نمیکرد
Mobina Marandi
۰
اراذلاوباش بودن به این ربط داره که کی داره نگاه میکنه به ماجرا، نه؟ بستگی داره کی قضاوت میکنه، نه؟ اگه به قضاوتِ تو و هَری باشه که من بیبروبرگرد در مقایسه با تو و هَری جزوِ اراذلاوباشاَم. چون شماها مالِ شمالاین. در نتیجه بستگی داره کی قضاوت کنه دیگه، نه؟
Mobina Marandi
۰
همیشه اولین نفری هستی که یه چیزِ بدیهی حوصلهسَربَرو میگی، این یکی از دلایلِ دیگهای بود که باعث شدن من کمکم از تو بیزار بشم.
کاربر ۱۰۴۲۱۹۳۳
۰
خب اراذلاوباش بودن به این ربط داره که کی داره نگاه میکنه به ماجرا، نه؟ بستگی داره کی قضاوت میکنه، نه؟ اگه به قضاوتِ تو و هَری باشه که من بیبروبرگرد در مقایسه با تو و هَری جزوِ اراذلاوباشاَم. چون شماها مالِ شمالاین. در نتیجه بستگی داره کی قضاوت کنه دیگه، نه؟
کاربر ۱۰۴۲۱۹۳۳
۰
همیشه اولین نفری هستی که یه چیزِ بدیهی حوصلهسَربَرو میگی، این یکی از دلایلِ دیگهای بود که باعث شدن من کمکم از تو بیزار بشم.