
بریدههایی از کتاب منازعه فلسطین و اسرائیل
۳٫۷
(۱۲)
امپراتوری عثمانی اگرچه بر فلسطین حکومت میکرد، توجه چندانی به رفاه مردمانش نداشت. مارک تواین، نویسندۀ آمریکایی، در سال ۱۸۶۷ از این منطقه دیدن کرد و آنجا را «سرزمینی یأسآور، دلگیر و محنتزده»(۱) توصیف کرد.
سُهاد
کنند. در ۲ نوامبر ۱۹۱۷ آرتور بالفور، وزیر خارجۀ بریتانیا، نامهای نوشت که به بیانیۀ بالفور معروف شد، و در آن از قصد حکومت بریتانیا برای کمک به صهیونیستها خبر داد. اما در این نامه به طور دقیق مشخص نشده بود چقدر زمین قرار است به یهودیان داده شود. چنین جزئیاتی برای بالفور اصلاً مهم نبود. او بهشدت از اعراب بیزار بود، و از نظر او نیازهای یهودیان بر هر گونه ادعای اعراب بر آن سرزمین برتری داشت. او نوشت: «صهیونیسم درست یا غلط، خوب یا بد، ریشه در سنتهایی دورودراز دارد، و در حال حاضر نیازها و امیدهای آینده بسیار مهمتر از آرزوهای ۷۰۰۰۰۰ عرب است.»
سپهر
آنها به ابراهیمپاشا, فرمانده عثمانی, هم اعتماد نداشتند. وقتی ابراهیمپاشا اعراب را به زیر پرچم ترکها فراخواند، شهروندان عرب فلسطین در سال ۱۸۳۴ شورش کردند.
اگرچه ابراهیمپاشا و نیروهایش شورش را با خشونت سرکوب کردند، اعراب برای اولین بار توانستند برای رسیدن به هدفی مشترک متحد شوند.
سُهاد
موجودیت اسرائیل خیلی به درازا کشیده است. ما از حمله به اسرائیل استقبال میکنیم، ما از نبردی که مدتها انتظارش را میکشیدیم استقبال میکنیم. لحظۀ سرنوشتساز فرا رسیده. در نبردی که در راه است باید اسرائیل را نابود کنیم.
سُهاد
اما در واقعیت این دو کشور اروپایی مهاجرنشینانی به وجود آوردند که خود بهتنهایی ادارهشان میکردند. آنها دولتهای عرب را در رأس امور گذاشتند، اما با در نظر گرفتن منافع بریتانیا و فرانسه.
سُهاد
اتحادیۀ عرب در سال ۱۹۴۵ در قاهرۀ مصر با عضویت شش کشور کارش را شروع کرد: مصر، سوریه، لبنان، عربستان سعودی، عراق و امارت فرااردن (که امروزه با نام اردن میشناسیم). در حال حاضر بیستودو کشور عرب عضو این اتحادیهاند، و همینطور پنج عضو ناظر دارد که میتوانند نظر و پیشنهاد بدهند، اما حق رأی ندارند. اگرچه اهداف داخلی اتحادیه ایجاد پیوندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بین کشورهای عرب بود، در سالهای اولیۀ شکلگیریاش مشخصۀ آن به رسمیت نشناختن اسرائیل برای همیشه بود.
سُهاد
اسرائیل روز بزرگداشت هولوکاست را به عنوان روز استقلال خود برگزیده، روزی که اعراب به آن «روز نکبت» میگویند و موجب آواره شدن حدود هفتصدهزار فلسطینی از وطنشان شد.
فاطمه
سرزمینهای اشغالی فلسطین با آن وسعت کم، فقط ۴۶۷ کیلومتر طول و حداکثر ۱۳۷ کیلومتر عرض دارد، کانون جنگهای شدید بسیاری بوده است. هیچ سرزمین دیگری در جهان اینگونه محل نزاع سخت نبوده، وضعیت این منطقه از نیمۀ اول قرن نوزدهم کاملاً تغییر کرد، تا این زمان این منطقه ــ که بعدها فلسطین خوانده شد ــ مکانی بیاهمیت و رهاشده بود که توجه چندانی جلب نمیکرد.
فاطمه
مفهوم صهیون در این اعتقاد ریشه دارد که دیگران هیچگاه جامعۀ یهودی را کاملاً نمیپذیرند و از این رو یهودیان به کشوری از آن خود نیاز دارند تا از خود و باورهای چهارهزارسالهشان محافظت کنند.
رسول
اسرائیل نپذیرفت در ازای پیشنهاد صلح با مصر و اردن به مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷ برگردد.
سپهر
در پایان جنگ جهانی دوم صهیونیستها با دستاویز قرار دادن هولوکاست (که دربارۀ آن بحثهای زیادی وجود دارد) پروژۀ خود را برای تشکیل «میهن ملی یهود» پیش بردند و شکلگیری دولت اسرائیل را ضرورتی انکارناپذیر برای جلوگیری از تکرار آن قلمداد کردند. از همین روست که اسرائیل روز بزرگداشت هولوکاست را به عنوان روز استقلال خود برگزیده، روزی که اعراب به آن «روز نکبت» میگویند و موجب آواره شدن حدود هفتصدهزار فلسطینی از وطنشان شد.
سُهاد
آنان با این ادعا که همۀ ملتها در قبال رنج یهودیان مسئول هستند انکار رنج آنها را در ساختار قوانین کشورهای مختلف جرمانگاری کردهاند و با معرفی خود به عنوان نمایندۀ تمامی یهودیان جهان مبالغ هنگفتی غرامت از آلمان، اتریش، سویس و دیگر کشورها دریافت کردهاند، در حالی که هیچ غرامتی بابت قربانی شدن شهروندان کشورهای دیگر نه مطالبه و نه دریافت شده است.
سُهاد
سرزمینی که اسرائیلیهای یهودی و فلسطینیهای عرب سالهاست بر سر آن میجنگند فقط ۲۲۵۹۲ کیلومترمربع وسعت دارد (حدود دو برابر مساحت استان تهران). هر دو طرف درگیری معتقدند این سرزمین از نظر تاریخی و قانونی به آنها تعلق دارد، و برای به دست آوردن آن حاضرند بجنگند و جان خود را در این راه بدهند.
سُهاد
کشور (غاصب) اسرائیل اولین بار در سال ۱۹۴۸ در نتیجۀ حکمی اروپایی شکل گرفت. فلسطینیها تصمیم اروپاییها را مستبدانه و مغرضانه میدانستند، از این رو همواره تشکیل اسرائیل را نامشروع و غیرقانونی تلقی کردهاند.
سُهاد
برخی کارشناسان معتقدند که دشمنی اسرائیلیها و فلسطینیها هیچگاه پایان نمییابد، حداقل نه به شیوهای مسالمتآمیز.
سُهاد
علاوه بر سرزمینهایی که دو طرف بر سر آن مبارزه میکنند، این منطقه در کانون بحران جغرافیایی بزرگتری به نام خاورمیانه قرار گرفته است. از منظر جامعۀ بینالمللی، برای برقراری ثبات در کل خاورمیانه حل مسئلۀ فلسطین و اسرائیل امری ضروری است.
سُهاد
امپراتوری عثمانی ابرقدرتی بود که بیش از پنج قرن بر بخش بزرگی از جنوبشرقی اروپا، غرب آسیا و شمال آفریقا فرمانروایی میکرد.
سُهاد
اروپاییان توقع داشتند یهودیان خود را با جوامع آنها سازگار و میراث کهن خود را رها کنند. رهبران و متفکران یهودی هم آشکارا دربارۀ معنای یهودی بودن بحث میکردند و اینکه چطور میتوانند در حالی که در جامعۀ اروپا مضمحل و ادغام میشوند سنتها و اعتقاداتشان را به طور مؤثر حفظ کنند.
سُهاد
مسیحیان همواره یهودیان را در مرگ عیسی مسیح مقصر میدانستند. باور عمومی آنها این بود که یهودیان مردمی حریص، طماع و دغلبازند، با بینیهای عقابی، دندانهای تیز و عبادات و مناسک عجیبوغریب. حکومتها و مردم معمولی اغلب جنایات وحشتناکی را که رخ میداد به یهودیان نسبت میدادند.
سُهاد
مفهوم صهیون در این اعتقاد ریشه دارد که دیگران هیچگاه جامعۀ یهودی را کاملاً نمیپذیرند و از این رو یهودیان به کشوری از آن خود نیاز دارند تا از خود و باورهای چهارهزارسالهشان محافظت کنند.
سُهاد
یهودیت بر پایۀ میثاقی کهن است. یهودیان معتقدند خداوند به حضرت ابراهیم وعده داده که عهد خود را (اعطای سرزمین از نیل تا فرات) به نسل (ذریه) او بخشد. ده فرمان یا احکام الهی بر حضرت موسی نازل و به وسیلۀ او به یهودیان ابلاغ شد. پس از آن یهودیان کشوری ساختند به نام پادشاهی اسرائیل، که به سرزمین مقدس، اورشلیم، یا صهیون هم معروف است.
سُهاد
در سال ۱۸۸۲، یهودیان روسیه اولین مهاجرنشین صهیون را در فلسطین برپا کردند.
سُهاد
در سال ۱۸۹۶، هرتسل رسالهای سیاسی به نام دولت یهود منتشر کرد و در آن به موضوع تشکیل وطن یهودی پرداخت
سُهاد
با وجود این بیمحلیها و تحقیرها، رؤیای هرتسل با استقبال بخش بزرگی از یهودیان مواجه شد. تا سال ۱۹۰۰، بیستویک مهاجرنشین صهیونیست با جمعیتی حدود ۵۰۰۰۰ نفر یهودی در فلسطین وجود داشت.
سُهاد
در ۲ نوامبر ۱۹۱۷ آرتور بالفور، وزیر خارجۀ بریتانیا، نامهای نوشت که به بیانیۀ بالفور معروف شد، و در آن از قصد حکومت بریتانیا برای کمک به صهیونیستها خبر داد. اما در این نامه به طور دقیق مشخص نشده بود چقدر زمین قرار است به یهودیان داده شود. چنین جزئیاتی برای بالفور اصلاً مهم نبود. او بهشدت از اعراب بیزار بود، و از نظر او نیازهای یهودیان بر هر گونه ادعای اعراب بر آن سرزمین برتری داشت.
سُهاد
زمان عذرخواهی؟
در ۲ نوامبر ۲۰۱۸، صدویک سال پس از صدور بیانیۀ بالفور، فلسطینیان خواستار عذرخواهی دولت بریتانیا شدند. انجمن فلسطینیان بریتانیا اعلام کرد: «ارادۀ فلسطینیان متزلزل نخواهد شد و, نسل بعد از نسل، آنها حقوقشان را از یاد نخواهند برد و نخواهند گذاشت حق مسلم آنها بر سرزمینشان از دست برود.» فلسطینیان از بریتانیا خواستند برای قولی که به آنها در گذشته داده بود ــ و به آن عمل نکرده بود ــ عذرخواهی کند.
سُهاد
ادارۀ این منطقه برای بریتانیاییها دشوار بود، چرا که در آنجا مردمانی با ادیان مختلف زندگی میکردند که دیدگاههایشان دربارۀ مالکیت این سرزمین با هم متفاوت بود.
سُهاد
در این زمان صهیونیستها آژانس یهود را پایهگذاری کردند که امور مربوط به مهاجرت را با حکومت بریتانیایی آنجا هماهنگ میکرد.
سُهاد
یک یهودی جوان لهستانی به نام داوید بنگوریون رهبری هیستادروت، یکی از اتحادیههای کارگری، را که مسئول این کار بود بر عهده گرفت.
بنگوریون و دیگر رهبران صهیونیست سعی کردند مقاومت اعراب را که مخالف حضور آنها در کشورشان بودند نادیده بگیرند و به جای آن تلاششان را روی ایجاد زندگی جدید در این سرزمین متمرکز کنند که امیدوار بودند سرانجام کشور مشروعشان شود.
سُهاد
صهیونیستها برای محافظت از خود در برابر فلسطینیان گروه شبهنظامی کوچکی به نام هاگانا سازماندهی کردند.
سُهاد
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۰۴ صفحه
قیمت:
۱۳۳,۵۰۰
تومان