جملات زیبای کتاب آخرین ستاره به من چشمک زد | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین ستاره به من چشمک زدsubscriptionAvailable

کتاب آخرین ستاره به من چشمک زد

نوع کتاب
۳.۵(از ۲۰ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فریبا عنایتی پرور
انتشارات: 
نشر بید

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nushin
۱
مادرم می‌گفت در حال پاک کردن وجودمان از ناپاکی هست. صبوری پیشه کن و شکرش بگو. اما در آن خانه‌ها انگار هیچ خبری از غبار درد و غم نبود و خدای ما با خدای آن خانه‌ها فرسنگ‌ها فاصله داشت.
nushin
۰
مادرم می‌گفت در حال پاک کردن وجودمان از ناپاکی هست. صبوری پیشه کن و شکرش بگو. اما در آن خانه‌ها انگار هیچ خبری از غبار درد و غم نبود و خدای ما با خدای آن خانه‌ها فرسنگ‌ها فاصله داشت.
nushin
۰
گاهی بودن میان آدم‌هایی که از تو ناامیدترند کمی باعث آرامش می‌شود
marzi
۰
مقدمه مانند پرستوهایی که زخمی اند و فصل کوچشان رسیده، گاهی ما آدمها نیز در زندگی محکومیم به ادامه دادن در اوج زخم ها و تلخی هایی که داریم... در آن لحظه هایی که مابین جبر زندگی در حال تحمل تلخ ترین سختی هاییم، فقط می‌بایست دلت را به آسمان نگاهت گره بزنی و در انتظار پایانی باشی که وعده داده شده است. موعود برای هرکس به گونه ای رقم خواهد خورد، مهم این است که رقم خواهد خورد و وظیفه تو این است که به زیباترین شکل ممکن نقش خود را ایفا کنی، در وقت خوشحالی از ته دلت بخندی و در وقت سختی و غم با درک آینده ای که بلاخره خواهد آمد، غمگینی ات را بگذرانی.