جملات زیبای کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر
off

کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۳۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدپویا سیدی رزاقی
انتشارات: 
نشر آرسس
𝑀𝑜𝒷𝒾𝓃𝒶✨ 𝐵𝒯𝒮🌈
۵
خب این شروع، یک شروع عادی نیست. درواقع اصلاً شروع نیست! آخه نویسنده اصلاً قصد نداره داستان، مثله تمام داستان‌های دیگه شروع و تمام داشته باشه. بله خب نویسنده منم خواننده هم شمایین پس آیا شما وجه اشتراکی بین ما می‌بینین؟!
itsJuilia
۴
به فروشنده گفت: آمم... من... یه طعم از... آها شکلات می‌خوام... همیشه اولین انتخابمه و بعد، وای اون توت فرنگیه؟! آره از اونم می‌خوام
❤harry potter❤
۱
فصل اول: ۵ شخصیت که در موردشون صحبت شد! سوئینی! نامی که فصل ۱ را آغاز می‌کند، اسمی پرگوهر، قشنگ و بی‌نظیر و زیبا! که باعث میشه شما رو مشتاق به این کنه که سوئینی کیه! درواقع پسری خودخواه و خاصه که بیشتر اوقات موهاش تو هواست و چکمه می‌پوشه. متأسفانه شخصیتش خیلی براش مهمه و این از این لحاظ بده که اجازه نمیده ما هرچیزی درموردش بنویسیم. البته برای این کارش دلیل داره چون نمی‌خواد هر رفتاری وارد باطنش بشه و سعی می‌کنه از کلمات شیک برای آپدیت شخصیتش استفاده کنه. (یه چیزی مثل به روزرسانی کردن برنامه‌ها.) اصلاً هم معلوم نیست که چرا علاقه شدیدی به شخصیت بدها داره! اما اون خودش بهتر از همه می‌دونه که شخصیت بدا همیشه شکست می‌خورن! از کف،
❤harry potter❤
۱
نکته مثبت شماره ۱: خیلی مرتبه نکته مثبت شماره ۲: خیلی بی‌خیاله نکته مثبت شماره ۳: خیلی باادبه نکته مثبت شماره ۴: دهنش بوی بد نمیده نکته مثبت شماره ۵: در آینده دوست داره خیرخواه باشه. (که البته این بستگی به این داره که پولدار شه) دقیقاً هم مثله پدربزگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگش یعنی آرتوریوف سزار سوم عادت داره بعد اینکه دستاشو شست با دستمال مرطوب خشک کنه!
❤harry potter❤
۱
نکته مثبت شماره ۱: خیلی مرتبه نکته مثبت شماره ۲: خیلی بی‌خیاله نکته مثبت شماره ۳: خیلی باادبه نکته مثبت شماره ۴: دهنش بوی بد نمیده نکته مثبت شماره ۵: در آینده دوست داره خیرخواه باشه. (که البته این بستگی به این داره که پولدار شه)
Ehsan
۱
فکر می‌کنید بهترین راه برای پول درآوردن چی می‌تونه باشه؟! بله، اون ماهیگیریه اما آخه ماهیگیری کاری نیست که همه بلد باشن.
Yeky
۰
تنها چیزی که الیزابت داشت اما پیتر نه، آدامس بود. پیتر پرسید: از کجا آدامس آوردی؟ مگه اختراع شده؟! _ آره. سال ۱۸۶۰ اختراع شده. ما اَم تو ۱۸۷۰ هستیم. حواست کجاست؟! پیتر شونشو بالا انداخت و اونا شروع کردن به ماهیگیری.
Yeky
۰
رآشپز سالواتوره:‌ ای، خانم جوان اینو... حواستون کجاست اینو؟ من در حال آشپزینو! چیکار می‌کنینو؟! آنجلیکا: من داشتم رد می‌شدم... _ ایتالیایی سخن گفتنینو، پورفاوور... (لطفا) _ آم... من داشتم رد می‌شدمینو! حواسم نبودینو... خوردم به شما اینو!... اکسکوزا موسیو! (آنجلیک باتربیته! عذرخواهی می‌کنه!) _ اوو... نو پرابلمینو...! (فاقد مشکل.) کمکم می‌کنی در آشپزینو؟... _ خب راستش من... _ عالللی اینو! هری آپ اینو... (عجله کن!) اون بشقابو بده به منینو! _ بشقاب کودومه؟! _ آه... نمی‌دونی بشقاب چیه اینو؟هاهاها اینو! خب منم نمی‌دونم چیه اینو! فقط یه چیزی بده این بیلبیلکو بندازم توش اینو! (دیگه تا این حد ایتالیایی نمی‌دونم!) _ سی سینیور! (آره آقا!)
ayla
۰
اینو هم بگم که شخصیت خیلی خفنی داره و شما احتماًلا دوسش خواهین داشت! کمی رو مخه ولی بازم قابل تحسینه! (تازه خوبیه خیلی خوبش هم اینه که دهنش بو بد نمیده چون من واقعاً رو بوی دهن حساسم!)