
بریدههایی از کتاب ایدئولوژی های سیاسی
۳٫۲
(۱۳)
تاریخچهای که لیبرالها برای پیشینه مکتب فکریشان روایت میکنند حکایت از جنبشی دارد در جهت رهایی از شکلهای متوالی قدرت خودکامه و امتیازهای عهد بوقی. دستیازیدنی است قهرمانانه که در آن حاملان مشعل آزادی به هیئت افرادی بزرگوار ظاهر میشوند با نیت ایجاد جامعهای آزاد که در آن قدرت در دست یک فرد یا گروه نباشد و برای افراد مجال کافی و وافی شکلدادن به زندگیشان بر حسب وجدان و ارجحیتهای خویش فراهم کند.
HAdi
ما این حقایق را بدیهی فرض میکنیم که تمام انسانها مساوی خلق شدهاند، که خالق در وجود آنها حقوقی لاینفک به ودیعه نهاده، و از جمله آن حقوق، حق زندگی، آزادی و نیکبختی است؛ که به جهت تأمین این حقوق در میان ابنای بشر دولتهایی تأسیس گشتهاند که اقتدار حَقّه آنها منبعث است از رضایت حکومتشوندگان؛ که هرگاه هر قِسم دولتی مخلّ این اهداف شود حق مردم است که آن را تغییر داده یا منحل کنند و به جای آن دولتی جدید نصب نمایند که مبانی آن بر چنین اصولی باشد و اقتدار آن به این طریق حاصل شده باشد که محتملترین طریقِ نیل به امنیت و نیکبختی است.
HAdi
''ذهن من کلیسای من است."
HAdi
تصویر صحیح طرز حکومت این بود که اقتدار به جای آنکه، حسب نظر بِرک، از بالا به پایین و از نخبگانی ورای جوابگویی به سوی رعایا جریان داشته باشد، از بیرون و از سوی تصمیمات دموکراتیک شهروندانی خردگرا، مسئول و اساسآ قادر به حکومت کردن بر خویش به مرکز جریان یابد.
HAdi
جامعه لیبرال نمیتواند تساویخواه باشد، چرا که اصل آزادی شامل آزادی پیشرفت یا عقبافتادگی هم میشود، و لیبرالها نمیتوانند موافق باشند بهخاطر منافع فردِ کندرو فردِ تندرو محدود گردد.
HAdi
بهگفته لاک، حکومت نقش ''داور" ی را بازی میکند که حافظ چهارچوب بیطرفانهای از نظم و قانون است تا افراد بتوانند درون آن چهارچوب با طیب خاطر علایق شخصیشان را دنبال کنند. جان کلام بحث این است که حکومتِ مشروع ریشه در رضایت کسانی دارد که تحت اقتدار آنند.
HAdi
تنها راهی که هر شخص میتواند خویشتن را از آزادی طبیعی خویش محروم و پایبند دولت مدنی کند از طریق توافق با دیگر انسانها برای اتحاد در یک اجتماع است به جهت زندگی راحت، امن و آسوده در بین دیگران و اطمینان خاطر در تمتع از اموال خویش و امنیت بیشتر در مقابل آنانی که متعلق به آن جامعه نیستند.
HAdi
سوسیالیستها با جان دان موافقند که هیچ انسانی جزیرهای محدود به خویش نیست؛ هر انسان پارهای از قاره و بخشی از سرزمین اصلی است؛
...
مرگ هر انسانی میکاهدم از آن رو که تنیده در بشریتم؛
پس هرگز کس مفرست تا دریابد ناقوس برای که به صدا درمیآید؛ برای تو به صدا درمیآید.
HAdi
دیوید مکلِلان، ''وقتی آدم استطاعت پرداخت صورتحساب را نداشته باشد چه سود از حق دسترسی به کبابخانه رستوران هتل ریتس؟"
HAdi
انسانها در ''وضعیتی کاملا آزاد به دنیا میآیند تا حاکم بر اعمال خویش و به هر طریق صلاح بدانند اختیاردار اموال خویش و نفْس خویش باشند."
HAdi
مردم فقیر نمیتوانند کاملا آزاد باشند.
HAdi
سرمایهداری اگر هم نظامی دلخواه نباشد شاید کمتر از همه نظامها بد است!
HAdi
آیا میتوان نسل کنونی را فدای شهروندان جامعه سوسیالیستی آینده کرد؟
HAdi
ایدئولوژی مارکسیستی، در اجرای روسی آن، دستکم در یک مورد بسیار مهم و شاخص بر سر دوراهی صدور انقلاب یا تنگنای خردکننده سوسیالیسم در یک کشور و ایجاد امپراتوری پرخرج، کمبازده و نسبتآ فقیری مجهز به زرّادخانه هستهای گرفتار ماند؛ ایدئولوژی لیبرالی آزادی عمل اقتصادی رفاه و وفور به همراه داشت اما با راه انداختنِ مسابقه ثروتمندشدن از هر راه قابل تصوری، ناکامیهای عمیق و تراژیک به بار آورد و برخی جوامع غربی را در مسیری انداخت که هزینه انسانی و اجتماعی آن سنگینتر میشود و سایه تردید بر ایدئولوژی لیبرال بهعنوان بدیلی برای همه جوامع را پررنگتر میکند.
م.
حجم
۴۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه
حجم
۴۰۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه
قیمت:
۱۴۹,۰۰۰
تومان