جملات زیبا از متن کتاب دو منظره و داستان های دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب دو منظره و داستان های دیگرsubscriptionAvailable

کتاب دو منظره و داستان های دیگر

۲.۸(از ۱۵ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
غزاله علیزاده
انتشارات: 
انتشارات توس

قیمت:

۱۶۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ملال و بیهودگی، زمان می‌گذرد، اما من ایستاده‌ام، از پیری و مرگ می‌ترسم، با هیچ‌کس یگانه نیستم
Jila
۷
احساس می‌کنم مال این دنیا نیستم. از شور و شر مردم سر درنمی‌آورم.
لیلی
۶
(مینا لب برچید، رضا دستی بر پشت او زد). زندگی همین است عزیزم! ما هم روزی پیر می‌شویم.» مینا از باغچه گل سرخی چید، آن را با سنجاق زد به یقهٔ کت شوهر: «من نمی‌خواهم پیر شوم!»
فائزه قائمی
۴
از الان اعلام می‌کنم در آغاز چهل سالگی خودکشی خواهم کرد. زندگانی هر انسانی تا سن بیست مثل یک جشن باشکوه است؛ تا سی سالگی میوه‌هایش باید برسد، ده سال بعدی، زمان یادآوری خاطرات است.
لیلی
۳
دانایی آغاز ویرانی است.»
Mojtaba Shirani
۳
در کنار تو امنیت دارم، با جهان به آشتی می‌رسم.
لیلی
۲
می‌خواهم درد زایش را مجسم کنم. دیشب خواب دیدم کودکی از وسط آبهای ازلی طلوع می‌کند. عین بودا بود، نیلوفری سفید را بین انگشتهای کوچکش می‌فشرد. چشم که باز کردم با خودم گفتم فری! همین است! خودش به سراغت آمد.
فائزه قائمی
۲
و آنچه حیاتی بود حفظ تعادل بود.
Mostafa F
۱