
کتاب دو منظره و داستان های دیگر
پدیدآورندگان:
غزاله علیزادهانتشارات:
انتشارات توس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Jila
۵
ملال و بیهودگی، زمان میگذرد، اما من ایستادهام، از پیری و مرگ میترسم، با هیچکس یگانه نیستم
لیلی
۵
احساس میکنم مال این دنیا نیستم. از شور و شر مردم سر درنمیآورم.
فائزه قائمی
۳
(مینا لب برچید، رضا دستی بر پشت او زد). زندگی همین است عزیزم! ما هم روزی پیر میشویم.»
مینا از باغچه گل سرخی چید، آن را با سنجاق زد به یقهٔ کت شوهر: «من نمیخواهم پیر شوم!»
لیلی
۲
در کنار تو امنیت دارم، با جهان به آشتی میرسم.
لیلی
۲
از الان اعلام میکنم در آغاز چهل سالگی خودکشی خواهم کرد. زندگانی هر انسانی تا سن بیست مثل یک جشن باشکوه است؛ تا سی سالگی میوههایش باید برسد، ده سال بعدی، زمان یادآوری خاطرات است.
فائزه قائمی
۲
میخواهم درد زایش را مجسم کنم. دیشب خواب دیدم کودکی از وسط آبهای ازلی طلوع میکند. عین بودا بود، نیلوفری سفید را بین انگشتهای کوچکش میفشرد. چشم که باز کردم با خودم گفتم فری! همین است! خودش به سراغت آمد.
Mojtaba Shirani
۲
دانایی آغاز ویرانی است.»
