کلمات زن تاثیر عجیبی بر مرد گذاشته بودند و آن نوری که از آنچهره رنگ پریده تابیده شده بود درون مرد را متحول کرده بود، تحولی که اکنون واقعیتی را به شکل سوال بر زبانش جاری میساخت"پس به خاطر آن است که تو داری میمیری؟ "
زن در ابتدا با تندی به مرد خیره شد اما انگار که حال و روز او را درک کرده باشد، لحظهای با ملاطفت گفت"اگر میتوانستم هنوز هم به خاطر تو زنده میماندم. "
Mostafa F