جملات زیبای کتاب شب زمین | طاقچه
تصویر جلد کتاب شب زمینsubscriptionAvailable

کتاب شب زمین

نامه‌نگاری‌های آلبر کامو و رنه شار (۱۹۵۹-۱۹۴۶)

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۸ رأی)
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nafas
۲
۱۷۷: رُنه شار به آلبر کامو دوشنبه [، ۱۹۴۸] دوست عزیز، داستان آن کبوتر مسافری را شنیده‌اید که برای بازگشت حسابی دیرش شده بود و به کسی که علت گِل‌آلود بودن پَرهایش را پرسیده بود، جواب داد: «پیاده برگشتم…»؟ مسلماً من هم به این کبوتر شبیهم. زیاد از دستم دلخور نباشید، بالاخره می‌رسم. آخر هفته، این شادی بزرگ نصیبم می‌شود که شما را ببینم. ارادت، رُنه شار
LEILA
۰
برای شکست دادن سرنوشتی که نمی‌خواهیمش باید مبارزه کنیم.
LEILA
۰
آلبر عزیز، گرمای سالم و طبیعی و نهایتاً احساس خوبی است که آن‌چه را می‌دانیم بدانیم و به زندگی ادامه دهیم، با منخرینی دقیقاً دونیم‌شده، بالای لب فوقانی!
LEILA
۰
اما انسان بودن، تحمل انسان بودن و گاهی نیز تحمل انسان‌ها چه عذابی است
LEILA
۰
مردم با احساس ناباوری غالباً از من می‌پرسند: دوستی چه‌طور شروع می‌شود؟ از طریق خلئی که پیش از آن وجود دارد؟ «در دستی که خودم را در آن می‌خوانم و در قلبی که خودم را در آن احساس می‌کنم.
LEILA
۰
خستگی‌تان را درک می‌کنم. همین لحظه احساسش می‌کنم. یا مردم دیوانه‌اند، یا ما. کدام‌یک قابل‌تحمل است؟ در نهایت، روح‌مان سوخته، ما مقابل یک دیوار زندگی می‌کنیم. اما باید مقاومت کرد، شما هم مثل من این را می‌دانید. فقط باید مقاومت کرد، و شاید روزی…
LEILA
۰
بسیاری از واژه‌های بیهوده را زیر پای‌مان له کرده‌ایم. می‌بینید. ما با احساساتْ آتش‌بازی نمی‌کنیم.