۱۷۷: رُنه شار به آلبر کامو
دوشنبه [، ۱۹۴۸]
دوست عزیز،
داستان آن کبوتر مسافری را شنیدهاید که برای بازگشت حسابی دیرش شده بود و به کسی که علت گِلآلود بودن پَرهایش را پرسیده بود، جواب داد: «پیاده برگشتم…»؟
مسلماً من هم به این کبوتر شبیهم. زیاد از دستم دلخور نباشید، بالاخره میرسم. آخر هفته، این شادی بزرگ نصیبم میشود که شما را ببینم.
ارادت،
رُنه شار