خانم دکتر صبا گفت: «خیلی وقتها رفتارهایی که ما انجام میدهیم پیغام دیگری پشت آن است. میگوییم دوست نداریم، اما آن را میخواهیم. میگوییم از پیش من برو! اما دوست داریم در کنار ما بماند. میگوییم دیگر نیا، اما میخواهیم بگوییم بیا، باز هم بیا! اصراری بر تمیز بودن داریم، اما میلمان به سوی خراب کردن و کثیف کردن است.»
سینا معنای این حرفها را با جملهٔ آخر فهمید. همان قدر که او نقش تمیز بودن را بازی میکرد، در خفا همهچیز را تخریب و کثیف میکرد. اما نمیفهمید که چرا آدمها این گونه رفتار میکنند؟
«چرا اینجور حرف میزنیم و یا رفتار میکنیم؟»
دکتر صبا گفت: «خیلی ساده است. چون بلد نیستیم از خودمان صحبت کنیم. چون حسهایمان را نمیشناسیم. چون میترسیم واقعیتها را بگوییم. میترسیم آنچه هستیم را نشان بدهیم