جملات زیبای کتاب خاطرات سیمون دوبووار (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات سیمون دوبووار (جلد اول)subscriptionAvailable

کتاب خاطرات سیمون دوبووار (جلد اول)

خاطرات دختری آراسته

نوع کتاب
۳.۱(از ۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سیمون دوبووار، قاسم صنعوی
انتشارات: 
انتشارات توس

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
khazar
۲
فقط برای این‌که طعم لذت نافرمانی را بچشم، نافرمانی می‌کردم.
ستایش
۲
برای آن‌که کودکی به یک میمون بدل شود خیلی چیزها لازم نیست؛ پیش از آن معمولا به نمایش و خودنمایی می‌پرداختم
محمد امین چیزانی
۱
پدرم را کم می‌دیدم. هر روز صبح به «کاخ» می‌رفت و کیفی پر از چیزهای غیر قابل لمس که پرونده خوانده می‌شد زیر بغل می‌گرفت.
محمد امین چیزانی
۱
در مقابل قنادی‌های خیابان واون میخکوب می‌شدم، درخشش نورانی میوه‌های پخته شده با شکر، تلألو گنگ شیرینی‌های میوه، شکوفائی رنگارنگ آب‌نبات‌های ترش مزه، خیره‌ام می‌کرد؛ سبز، سرخ، نارنجی، بنفش: حرصی که به خود رنگ‌ها داشتم به اندازه تمایل به لذتی بود که رنگ‌ها به من نوید می‌دادند.
محمد امین چیزانی
۱
می‌کرد. به صندلی راحتی مامان نگاه می‌کردم و به این فکر می‌افتادم: «دیگر نخواهم توانست روی زانوهایش بنشینم.» ناگهان آینده هستی پیدا می‌کرد؛ مرا به فردی دیگر که می‌گفت من هستم ولی دیگر من نبودم بدل می‌کرد. تمام محروم شدن‌ها، انصراف‌ها، ترک‌ها و توالی مردگانم را پیشاپیش احساس کرده‌ام.
کاربر ۱۸۴۶۶۱۹
۰
درمیان است؟ غریب بود. آدم‌های بزرگ آزادانه جلوی من حرف می‌زدند؛ من بی‌آن‌که به مانعی بربخورم در دنیا می‌گردیدم؛ ولی، در این شفافیت چیزی پنهان بود؛ چه چیز؟ کجا؟ نگاهم به نحوی بی‌ثمر در افق به جست‌وجو می‌پرداخت و در صدد بود منطقه رمزی را که هیچ پرده‌ای پنهانش نمی‌داشت و با این همه نامرئی می‌ماند کشف کند.
khazar
۰
دنیا آلبومی از تصاویری با رنگ‌های درخشان بود و من با لذت آن را ورق می‌زدم.
khazar
۰
حضورش به اندازه وجود زمینی که در زیر پایم احساس می‌کردم برایم ضروری بود و آن را همان‌قدر هم طبیعی می‌یافتم.
کاربر ۵۰۴۸۹۳۸
۰
«مثل من رفتار کنید، نترسید. به دنبال تسخیر جهان بروید: جهان متعلق به شما است.»
کاربر ۵۱۵۶۸۶۵
۰
برای نخستین بار، دیگر با فکرم در تنهایی زندگی نمی‌کردم، صدایی با من از نابرابری‌ها سخن می‌گفت، تجربه‌هایش را برایم نقل می‌کرد. کتابی بسیار رهایی‌بخش بود که سازش با دنیای نرینه را رد می‌کرد، از نظر من، آن را درهم می‌شکست، و یا از نظر بسیاری دیگر، مایه زحمت آن می‌شد