
ایراندُخت
۴
وقتی علّتِ تجردش را از او میپرسیدند، معمولاً پاسخ میداد: «زن با ازدواج آزاد میشود، مرد اما آزادیاش را از دست میدهد.»
کاربر ۵۰۸۷۹۲۹
۱
کانت مدعی است که با امرِ مطلق توانسته است اصلی جهانشمول و لازمالاجرا برایِ سمتگیریِ اخلاقی ارائه دهد. به این معنا که هرکس میتواند آن را در هر موقعیت، در هر زمان و در هر مکان به کار بندد. مهم نیست که چه نوع مشکلِ اخلاقی دارد؛ (با پیروی از این اصل) میتواند به خود کمک کند. فقط باید به این فکر کند که: آیا میپسندد همه مانندِ او عمل کنند؟ بنابراین امرِ مطلق' اعتباری جهانی دارد و همهجا قابلِاجرا است.
AmirHossein
۱
چنان عمل کن که بشریت را چه در شخصِ خودِ تو و چه در شخصِ کسی دیگر همیشه همزمان بهعنوانِ غایت بهشمار آوری و نه هرگز همچون وسیلهای صِرف.
ایراندُخت
۱
دو چیز هست که هرچه بیشتر و پیوستهتر در آنها اندیشه میکنم، جانم از تحسین و تکریمی تازهتر و فزونتر آکنده میشود: آسمانِ پُرستاره در بالایِ سرم و قانونِ اخلاق در درونم.
ایراندُخت
۱
فلسفه انباشته از تعریفهایِ نادرست است
Parinaz
۱
بدونِ حسپذیری هیچ ابژهای نمیتواند به ما داده شود، و بدونِ فهم به هیچ ابژهای نمیتوان اندیشید. اندیشهها بدونِ محتوا تهیاند؛ شهودات بدونِ مفاهیم کورند.
Parinaz
۱
حسها خطا نمیکنند، نه به این سبب که همواره درست داوری میکنند، بلکه چون اصلاً داوری نمیکنند
wicked
۱
از خدا هیچ شهودِ حسی نداریم، زیرا کسی او را هرگز ندیده است. با امکاناتِ عقلِ وابسته به شهودِ حسی نه میتوان به وجودِ خدا پی برد نه به عدمِ وجودِ او. وجودِ خدا بهطورِ اصولی قابلِ تجربه و اثباتپذیر نیست.
AmirHossein
۰
اگر ببینید که جزماندیش با ده برهان پا به میدان میگذارد، میتوانید مطمئن باشید که او هیچ برهانی ندارد.
AmirHossein
۰
چنان عمل کن که بشریت را (…) همیشه همزمان بهعنوانِ غایت بهشمار آوری و نه هرگز همچون وسیلهای صِرف.
AmirHossein
۰
قدرِ مسلم این است: هرکس یک بار طعمِ نقد را چشیده باشد، همواره از همهٔ یاوههایِ جزماندیشانه به تهوع خواهد افتاد.
Parinaz
۰
(…) مادهٔ خامِ تأثراتِ حسی را برای شناختِ ابژهها آماده کند که تجربه نامیده میشود (…)
Parinaz
۰
کانت برایِ اثبات این نظرِ خود به روشِ خُلف متوسل میشود و میگوید: سعی کنید شیءای را بدونِ بُعدِ مکان و بدونِ جایِ مشخصی در مکان تصور کنید. چنین کاری به نظرِ کانت ممکن نیست. من میتوانم یک کتاب را در قفسهٔ کتاب، رویِ میز، در کتابخانهای بزرگ یا شناور در فضا تصور کنم، اما آن را باید همیشه در جایی از مکان تصور کنم. خودِ مکان را هرگز نمیتوانم از تصوراتم حذف کنم:
هرگز نمیتوان تصور کرد که مکان وجود نداشته باشد، اگرچه کاملاً میتوان فکر کرد که هیچ شیءای در آن وجود نداشته باشد.
Parinaz
۰
ما چیزی جز شیوهٔ خود برایِ ادراکِ ابژهها نمیشناسیم؛ این شیوه ویژهٔ ما است و هر موجودی ضرورتاً شایستهٔ آن نیست، هرچند که انسان باید سزاوارِ آن باشد.
Parinaz
۰
برایِ عقلِ آدمی تحقیرآمیز است که در کاربردِ محضِ خود هیچ کاری از دستش ساخته نیست (…)
Parinaz
۰
کاربردِ محضِ عقل، بیآنکه تجربهٔ حسی در آن سهمی داشته باشد، همانطور که برایِ مثال در الهیات و به هنگامِ اثباتِ وجودِ خدا پیش میآید، به معرفت منتهی نمیشود، بلکه فقط به گمان و نظرورزی میانجامد؛ و این چیزی است که کانت بیهیچ تردید آن را سراسر بیارزش میداند:
حال مدعیام که هر تلاشی برایِ کاربردِ صرفاً نظرورزانهٔ عقل درزمینهٔ الهیات کاملاً بیثمر است و بهسبب سرشتِ درونیاش هیچوپوچ است.
بهاینترتیب کانت در پایانِ نقدِ عقلِ محض به نتیجهای راسخ میرسد. او نخستین فیلسوفِ مغربزمین است که نشان میدهد خدا بهکل از چنگِ قوهٔ شناختِ آدمی میگریزد
wicked
۰
بهاینترتیب امرِ مطلق را میتوان چنین ترجمه کرد: چنان عمل کن که اصلِ عملِ ارادهات در هر زمان بتواند درعینحال اصلِ عملِ همهٔ انسانها باشد، یا به زبانِ سادهتر: چنان عمل کن که عملِ تو بتواند سرمشقِ دیگران شود.
wicked
۰
فضیلت، حتی اگر در کسی وجود داشته باشد، ضامنی برایِ کارهایِ خوب نیست. فضیلت بهخودیِخود سرشتی اخلاقی ندارد و حتی شمشیری دولب است.
wicked
۰
توجیهِ قابلِقبول برایِ قانونهایِ اخلاقی باید مستقل از تجاربِ مشخصِ افراد باشد.
wicked
۰
پس مجبور بودم معرفت را از میان بردارم تا برایِ ایمان جا بازکنم
wicked
۰
قدرِ مسلم این است: هرکس یک بار طعمِ نقد را چشیده باشد، همواره از همهٔ یاوههایِ جزماندیشانه به تهوع خواهد افتاد.
