میدینگ midding /mid-ing/
اسم. لذت آرام و آسودهٔ نزدیکی به یک دورهمی، اما با قدری فاصله؛ مثلاً پرسهزدن در اطراف آتش اردوگاه، گفتوگویی آهسته در جایی دور از مرکز مهمانی، بستن چشمها در صندلی عقب ماشین و گوشسپردن به گفتوگوی دوستان در صندلی جلو. احساس میکنید سرخوشانه نادیدنی هستید و درعینحال بهتمامی بخشی از گروهید. بهخوبی آگاهید که همه باهماند و حال همه خوب است. تمام شور و هیجانِ بودن در آنجا را حس میکنید، بیآنکه نیاز باشد بارِ این حضور را بپذیرید. برگرفته از کلمهٔ انگلیسی میدینگ /midding/، املای جایگزین میدن /midden/، توده زبالهای که در نزدیکی مکان یا خانهای قرار گرفته.