
fatima
۱۹
کودکان چگونه تلاش میکنند با غیبت مادر کنار بیایند؟ غیبت مادر ممکن است ضمن حضور او با خُلق افسرده یا هر نوع حالی که بر کیفیت توجه او اثر بگذارد، اتفاق بیفتد. از نظر وینیکات، کودکی که مادری به شدت افسرده دارد ممکن است «حس کند دائماً در حال رها شدن است». او به روشنی از کودکانی میگوید که به دلیل نیاز به «مراقبت از خُلق مادر» از مسیر رشدی خود منحرف شدهاند. ممکن است کودک نیاز مبرمی حس کند به اینکه مادر دستنیافتنی خود را به قیمت سرزندگی و خودجوشی خود، زنده نگه دارد. همانطور که شعر او نشان میدهد، چنین کودکی ممکن است از طریق زنده نگه داشتن مادرش برای خود زندگی بسازد.
fatima
۱۴
زندگی سخت است، زندگی در ذات خود برای انسان سخت است، برای همه از همان ابتدا.
fatima
۱۱
. مادر اولین ذرهٔ دنیای بیرون به حساب میآید که وارد مدار آگاهی کودک میشود.
fatima
۱۰
؛ برای وینیکات انسان حیوانی وابسته است که رشد او تلاشی است در راه اینکه «تنها باشد بدون آنکه منزوی باشد».
Azade_sh
۱۰
درمانگر باید «ظرفیت داشته باشد تا... تعارضهای بیمار را در خود جای دهد، یعنی آنها را در خود نگهدارد و صبر کند تا در بیمار حل شوند نه اینکه مضطربانه به دنبال بهبودی باشد».
Azade_sh
۸
وینیکات مینویسد: «بهبودی از اساس معنای مراقبت دارد»
Azade_sh
۸
فرض وینیکات این بود که کودک آرزوی اولیهای برای فهمیده شدن دارد، در واقع «آرزو میکند کسی برایش درک به ارمغان بیاورد».
کاربر ۲۲۴۹۱۴۱
۷
روانکاوی برای فروید از اساس «شفا با حرف زدن» بود یعنی به دو نفر که با هم صحبت میکنند بستگی پیدا میکرد، اما از نظر وینیکات رابطهٔ مادر نوزاد که در آن ارتباط عمدتاً غیرکلامی است، الگوی فرآیند روانکاوی بود.
Azade_sh
۷
تصویر کودک، یک لذتطلبِ استثمارگرِ به تمامِ معناست.
Azade_sh
۷
«امیدواریم که از طریق هنر بتوانیم با خویشتن بدوی خود که تمام عواطف شدید و حتی احساسات حاد ترسناک از آن نشأت میگیرد، در تماس قرار بگیریم، جداً بیچارهایم اگر فقط عاقل باشیم.» وینیکات
Azade_sh
۶
«آیا میتوان گفت برای آنکه کودک بتواند عمیقترین لایههای وجودش را کشف کند باید طوری بزرگ شود که بتواند با کسی لجبازی کند یا گاهی از او متنفر باشد بدون آنکه خطر این وجود داشته باشد که رابطه بطور کامل از هم بپاشد؟»
Azade_sh
۵
از نظر کلاین، نوزاد در مراحل اول رشد روانپریش محسوب میشود.
Saqar Refahi
۴
از همان ابتدا وینیکات خود را روانکاوی نشان میداد که کمتر میداند.
Azade_sh
۴
وینیکات هیچ گاه اصراری بر این نداشت که مانند کلاین رشد را معادل کسب دانش بداند و در کارهای بعدیاش به جای ظرفیت دانستن، ظرفیت بازی کردن را ملاک سلامتی قرار داد.
Azade_sh
۴
از نظر وینیکات، ظرفیت خودجوش بودن فقط به دنبال تجربهٔ اولیه با محیط قابلاعتماد بهدست میآید.
Azade_sh
۴
چه مادر مداخلهگر باشد و چه روانکاو القاءکننده، مانع رشد فرد میشود.
Azade_sh
۴
کودکی که به دنیا میآید هنرمند و لذتگرا است. فروید و کلاین بر نقش واقعبینی در رشد انسان تأکید کرده بودند که در آن، بزرگ شدن ] معادل [یک فرآیند سوگواری بود.
dolati1357
۳
به طور خلاصه برای فروید انسان حیوانی دوسوگرا است؛ برای وینیکات انسان حیوانی وابسته است که رشد او تلاشی است در راه اینکه «تنها باشد بدون آنکه منزوی باشد».
Azade_sh
۳
از نظر وینیکات و کسانی که تحت تأثیر کار او قرار داشتند، درمان روانکاوی منحصر به تعبیر نمیشد. از این نقطه نظر، فراهم آوردن فضایی مطبوع یا «محیطی نگهدارنده» مشابه مراقبت مادر، اولین ومهمترین عامل بود.
Azade_sh
۳
در این مدل تحلیل، روانکاو بیمار را قادر میسازد تا به قول وینیکات «خود را برای خود آشکار کند».
Azade_sh
۳
او رواندرمانی را شکلی از بازی کردن میدانست: «رواندرمانی مربوط به دو نفری است که با هم بازی میکنند».
Azade_sh
۳
وینیکات همواره متوجه این بود که کودک خردسال نیاز دارد یک بزرگسال رشتههای تجربهاش را به هم وصل کند و نگه دارد. به عنوان مثال، مادر میتواند قصهٔ تجربهٔ کودک را زنده نگه دارد، آن را کنار هم بگذارد و وقتی کودک نیاز دارد که بداند، برایش بازگو کند.
Azade_sh
۳
تحرک، پیشدرآمد پرخاشگری است
Azade_sh
۳
از نظر وینیکات، پرخاشگری در اوایل زندگی «بخشی از بیان اولیه عشق است... تکانهٔ عشق اولیه (اید) کیفیت تخریبی دارد، اگر چه که هدف کودک نابود کردن نیست
Azade_sh
۳
وینیکات میگوید در مراحل اولیهٔ رشد، «نیروی زندگی» که پیش از آن یکه بود، به دو بخش تقسیم میشود: عنصر پرخاشگرانه که از دل تقابل بیرون میآید و عنصر شهوانی که ناشی از میل به کامل شدن است.
Azade_sh
۳
از نظر او سرزندگی و حس زنده بودن به وضوح با عنصر پرخاشگری مرتبط هستند.
Azade_sh
۳
وینیکات به دنبال این بود که بداند چه چیزی به هرکس «حس واقعی بودن» میدهد. این پاسخ را هر کس باید برای خودش پیدا کند.
Azade_sh
۳
خویشتن کاذب که «مبتنی بر همانندسازی» است، از دیگران تقلید میکند تا خویشتن واقعی را محافظت کند.
Azade_sh
۳
آیا میتوان به چیزی که پیش از شکلگیری تفکر و بدون زبان، در بدن تجربه شده است، از طریق زبان دسترسی پیدا کرد؟
Azade_sh
۲
در این مدل تحلیل، روانکاو بیمار را قادر میسازد تا به قول وینیکات «خود را برای خود آشکار کند».
