
nu.amin.mi
۲۵
آدمها وقتی ازدواج میکنند دیگر نیازی ندارند تا با مرور کردن کارهایشان، به اشتباهاتشان پی ببرند، چون همسری دارند که تمام وقت به مرور کردن اشتباهاتشان میپردازد.
•Nastaran•
۱۸
زمانی که گمان داریم سعادتمندیم، ناخوشی در کنار ما است و هنگامیکه میپنداریم به پایان رسیدهایم، دری گشوده میشود
نازنین زینب
۱۷
دلم میخواهد کولهپشتیام را بردارم و قدم در جادهای متمایز بگذارم. یک کلبهای یا مکان دیگری که اصلاً اسمش مهم نیست. یک جایی که کمی آرامش و روشنبینی وجود داشته باشد. برسم به جایی که کسی پیدا شود و یک جرعه حقیقت پیشکش کند.
tahmine
۱۵
اگه نفهمی خواستههای خودت چی هست، زندگی هر جایی که باشی، مشکله. چون شهر، محله یا حتی اگه کشورت رو عوض کنی، بازم مشکل اصلی خودتی که همه جا باهاته. فرق نداره زنی یا مرد، پیری یا جوون، پولداری یا بیپول. عامل نارضایتی درونت هست.
nu.amin.mi
۱۱
اگه نفهمی خواستههای خودت چی هست، زندگی هر جایی که باشی، مشکله. چون شهر، محله یا حتی اگه کشورت رو عوض کنی، بازم مشکل اصلی خودتی که همه جا باهاته. فرق نداره زنی یا مرد، پیری یا جوون، پولداری یا بیپول. عامل نارضایتی درونت هست. به نظرم بالای کوه یا پایین کوه اونقدر مهم نیست که خود فرد مهمه.
nu.amin.mi
۱۱
بسیار اندک است شمار کسانی که خواهان راستیاند!
Hossein shiravand
۱۰
روزگار چونان است که بیرنج، بزرگی نتوان یافت
n re
۹
آدمها وقتی ازدواج میکنند دیگر نیازی ندارند تا با مرور کردن کارهایشان، به اشتباهاتشان پی ببرند، چون همسری دارند که تمام وقت به مرور کردن اشتباهاتشان میپردازد.
کتابخونه بخش ۲۲۱۷
۷
اینکه برای دیگران، دربارهی کارهای مهمی که در زندگی انجام دادهام، لاف بزنم، کار آسانی است. ولی وقتی خودم با خودم خلوت میکنم، بهتر از هرکس میدانم که چنین خبری هم نیست و کار قابل عرضی در طول عمرم انجام ندادهام
Hossein shiravand
۷
در دام تو خستهای نیست چو من
وز جور تو دلشکستهای نیست چو من
برخاستگانِ عشق تو بسیارند
لیکن به وفا نشستهای نیست چو من
کتابخونه بخش ۲۲۱۷
۶
خانومها! آقایون! لطفاً با یه نگاه عاشق نشید. لطفاً این فرصت رو به خودتون و عشقتون بدید که به تشخیص خوب از بد برسید. یعنی وقتی مطمئن نیستید، شِکر نخورید. وگرنه اونقدر افسردگی یقهتون رو میچسبه که برید و آب آلوده به میکروب وبا رو سر بکشید تا از دست حماقت خودتون نجات بیابین.
Hossein shiravand
۶
لیک همین قدر بگویم که خردمند آن است که به نعمت و عشوهای که این جهان دهد، فریفته نگردد و برحذر باشد از باز ستدن دنیا که سخت زشت و بیمحابا بستاند و به دیگر سرای بفرستد. انسان فانی باشد و راه رفتنی را بباید پیمود.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۶
اما این غیر ممکن نیست که جامعهی بشری یاد بگیره، هرکسی که شکل خودش فکر نمیکنه، لزوماً نفهم نیست! لزومی نداره با هرچی شکل ما نیست بجنگیم و متنفر باشیم و حذفش کنیم.
فرسا
۵
برای قرنها ارسطو سمبل علم بود. بعد چی شد؟ گالیله اومد و حرفهای تازهایزد. وقتی نیوتون اومد و نظریههاش رو مطرح کرد، عصر علم نوین شکل گرفت ولی مدتی بعد آینشتاینی پیداش شد که برخی از کارهای نیوتون رو رد کرد و هنوز انقلاب آینشتاین شکل نهاییاش رو نگرفته، کوانتومی از راه میرسه و نظریههای جدیدی رو مطرح میکنه. این وضعیت علمه. یه فرایندی از تغییرات بیپایان. برای همینه که کتابهای منابع، دائم بازنویسی میشن.
اما اونور قضیه هم صادقه که اگه علم و دانش امروز رو بریزیم تو جوب، دیگه چی تو دست آدمها میمونه؟
Hossein shiravand
۵
هیچکس را در این جهان پایندگی نخواهد بود و چنان باید زیست که پس از مرگ دعای نیک کنند.
Hossein shiravand
۵
تنها ایزد داند تا کدام بزرگ را به فرمانروایی خلق گمارد و بس.
hajynayeb
۵
این رنج است که ببینی مروت و راستی منسوخ شده و وفا معدوم گشته و دانش و آداب نیک، متروک شوند.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۴
این جهان، دنیای غریبی است و به هرگوشه بنگری به حیرت و سرگردانی افزوده گردد.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۴
باید دردی را بکاهیم و یا به داد مسکینی برسیم یا زمینی را آباد گردانیم. و اینهاست که انسانی را بر دیگری برتری دهد.
Parinaz
۴
فرق آدم و حیوان در آن است که به حال همنوعان خود بیاندیشد و در پی بهروزی دنیا باشد. هنگامیکه حق تعالی آدمی را آفرید و بر وی روزی رساند، دیگر جایز نباشد تا رزق کسی را بریدن و یا روزگارش را تباه کردن.
فرسا
۳
«خُب فکر نمیکنم ما آدمها چیزی رو تا به حال فهمیده باشیم. من فکر میکنم که بیشتر از موجودات دیگه سوال کردیم.»
«ما تا حالا چی رو فهمیدیم؟ دنیا رو شناختیم؟ خودمون رو شناختیم؟ از ماورای طبیعت سردرآوردیم؟ پس اطلاعاتی به دست نیاوردیم. بیشتر پرسیدیم.»
«اینطوری که پیداست، حواس ما برای درک و فهمیدن جهان کافی نیست. ما برای شناخت، تعدادی حس مثل بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی داریم ولی اینها گیرندههای فقط یکسری از اطلاعات جهان هستن.
یعنی فرض کن تو در برابر تابلویی ایستادی که هزار رنگ داره، ولی چشمهات رنگها رو درک نمیکنه. چیزی شبیه تلویزیونهای سیاه و سفید قدیمی. خُب با این شرایط چطور میتونی دربارهی رنگهای تابلو نظر بدی؟ میخوام بگم این پنج حس قادر نیستند تا تمام مفاهیم رو برای آدمها معنی کنن.
نازنین زینب
۳
آنچه در ذهنم میگذرد، خودم از زبان خودم بشنوم. گویی تعریف کردنش بتواند از بار اضطرابی که بر شانه دارم، بکاهد.
M♤♤♤M
۳
ترس بخشی از زندگی است. مهم این است که در ترسها و یأسها بتوانیم آنچه را که باید انجام دهیم، به سرانجام رسانیم. دیگر آنکه اگر رسیدن آسان بود، همه میرسیدند.
رحيم اهری
۳
چقدر دست و پا زدم. چقدر نقشه کشیدم و همهی نقشهها به هم ریخت. چقدر سخت است بهکسی بگویی که عاشقش هستی و منتظر رأی او بمانی. و چقدر تحقیر میشوی وقتی بفهمی مدتها نقش عاشق زاپاس را بازی میکردی. یعنی اگر بهتر از تو پیدا کرد، خداحافظ و اگر پیدا نشد، با تو میماند.
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۳
فرق آدم و حیوان در آن است که به حال همنوعان خود بیاندیشد و در پی بهروزی دنیا باشد. هنگامیکه حق تعالی آدمی را آفرید و بر وی روزی رساند، دیگر جایز نباشد تا رزق کسی را بریدن و یا روزگارش را تباه کردن.
fateme
۳
صاحبین قدرت خود فرمانروایان تاریکیاند.
hajynayeb
۳
اگه نفهمی خواستههای خودت چی هست، زندگی هر جایی که باشی، مشکله. چون شهر، محله یا حتی اگه کشورت رو عوض کنی، بازم مشکل اصلی خودتی که همه جا باهاته. فرق نداره زنی یا مرد، پیری یا جوون، پولداری یا بیپول. عامل نارضایتی درونت هست.
hajynayeb
۳
روزگار چونان است که بیرنج، بزرگی نتوان یافت و گاه لازم آید تا به گِرد جهان گشتن و رنج بر خویشتن نهادن که تا بود، جهان چنین بود و کس را نرسد تا اندیشه کند که این چراست و یا اگر چنان بودی بهتر گشتی! و تنها خداوند عَزَّ وَجل آگاه بر حکمت و مصلحتهاست.
hajynayeb
۳
همیشه خوشی و ناخوشی زندگی درهم آمیخته و همانند دو روی سکه، در کف ماست. یعنی همان زمانی که گمان داریم سعادتمندیم، ناخوشی در کنار ما است و هنگامیکه میپنداریم به پایان رسیدهایم، دری گشوده میشود.
Parinaz
۳
بسیار کسان دیدم که در احساس، با من یکی بودند و سخنی دیگر بر زبان راندندی. همچنین بسیار کسانی دیدم که در زبان با من موافق بودند و در دل خواستهای دیگر داشتند.