جملات زیبای کتاب نگهبان زمان | طاقچه
تصویر جلد کتاب نگهبان زمان
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب نگهبان زمان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
میچ آلبوم، مریم اصغرپور
انتشارات: 
پندار تابان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ارغوان صادق
۷
فقط انسان است که زمان را می‌سنجد. فقط انسان است که حساب ساعت‌ها را دارد. و به همین دلیل، فقط انسان است که از ترس فلج‌کننده‌ای رنج می‌برد که هیچ موجود دیگری تاب تحملش را ندارد. ترس از تمام شدن وقت.
HANNAH
۲
هیچ چیز دیگری در اطرافتان توجهی به زمان ندارد. پرنده‌ها دیرشان نمی‌شود. هیچ سگی به ساعتش نگاه نمی‌کند تا ببیند ساعت چند است. آهوها نگران فراموش کردن روز تولد بقیه آهوها نیستند. فقط انسان است که زمان را می‌سنجد. فقط انسان است که حساب ساعت‌ها را دارد. و به همین دلیل، فقط انسان است که از ترس فلج‌کننده‌ای رنج می‌برد که هیچ موجود دیگری تاب تحملش را ندارد. ترس از تمام شدن وقت.
HANNAH
۲
«هیچ وقت خیلی زود یا خیلی دیر نیست. هر چیزی در زمان خودِش اتفاق میفته.»
HANNAH
۱
حوضچهٔ صداها از اشک‌های دُر ایجاد شد. ولی او فقط اولین نفری بود که گریه کرد و بعد از او افراد زیادی گریه کردند. وقتی ذهن انسان مشغول زمان شد، غم زمان از دست‌رفته، حفره‌ای دائمی در قلبش ایجاد کرد. مردم بابت فرصت‌های از دست‌رفته و روزهایی که به بطالت می‌گذشتند، غصه خوردند. آن‌ها همیشه نگران بودند که عمرشان چقدر خواهد بود، چون شمارش لحظه‌های زندگی ناچار به شمارش معکوس روزهای باقیمانده می‌رسد.
HANNAH
۱
دُر با قدرتی که برای کنترل زمان داشت می‌توانست هر چیزی را که دلش می‌خواست از این دنیای جدید به دست بیاورد؛ ولی برای انسانی که بتواند همه چیز داشته باشد، بیشتر چیزها ارضاکننده نیستند. و انسانی که خاطره نداشته باشد، مثل پوسته‌ای خالی است.
HANNAH
۱
«همهٔ ما حسرت چیزهایی رو می‌خوریم که از دست دادیم؛ ولی بعضی وقت‌ها فراموش می‌کنیم چه چیزهایی داریم.»
HANNAH
۱
برای چی شب و روزها رو اندازه می‌گرفتی؟ برای این‌که بدونم. نگهبان زمان، در حالی که بر فراز شهر نشسته بود فهمید که دانستن یک چیز با فهمیدن آن فرق دارد.
HANNAH
۱
زمانی که احساس تنهایی فرد دیگری را می‌پذیریم و در آغوش می‌کشیم، همان زمانی است که بیشتر از همیشه احساس تنهایی می‌کنیم.
HANNAH
۱
آسیب رساندن به خودمان برای به درد و رنج کشاندن دیگران، فقط فریاد دیگری برای گدایی عشق و محبت است.
HANNAH
۱
دُر گفت: «سال‌های زیادی از عمرِت مونده بود.» - «نمی‌خواستمِشون.» - «ولی اونا تو رو می‌خواستن. زمان چیزی نیست که پس بِدی. ممکنه یک لحظه بعد، جواب دعای تو باشه. رد کردنِش یعنی دست کشیدن از مهم‌ترین قسمت آینده.» - «مهم‌ترین قسمتِش چیه؟» - «امید.»
HANNAH
۱
«خیلی متأسفم. فقط احساس کردم به آخر خط رسیدم.» - «پایان برای دیروزه، نه فردا.»
ارغوان صادق
۱
هیچ وقت خیلی زود یا خیلی دیر نیست. هر چیزی در زمان خودِش اتفاق میفته.
ارغوان صادق
۱
عقل سلیم در عشق اول جایی ندارد و هرگز نداشته است.
ارغوان صادق
۰
بعضی وقت‌ها، وقتی عشقی را که می‌خواهید، دریافت نمی‌کنید، فکر می‌کنید با دادن چیزهایی و بخشش، آن را به دست خواهید آورد.
ارغوان صادق
۰
آسیب رساندن به خودمان برای به درد و رنج کشاندن دیگران، فقط فریاد دیگری برای گدایی عشق و محبت است.