اگربخواهیم بنابه اصطلاحات پیشگفتهٔ ریکور درمورد دو جریانِ اصلیِ ادبیات مربوط به نقاشی ایرانی سخن بگوییم، شاید بتوان گفت که گفتمان تاریخیزیباییشناختی از انگارهٔ دیگری (دورهٔ تاریخی متفاوتی که باید سعی کنیم با روشهای دقیق آن را بشناسیم) آغاز میکند و به انگارهٔ همانی (نقاشی ایرانی بهعنوان تعیّن شکل دیگری از اصول کلی زیباییشناسی) میرسد
s.valizadeh
اگربخواهیم بنابه اصطلاحات پیشگفتهٔ ریکور درمورد دو جریانِ اصلیِ ادبیات مربوط به نقاشی ایرانی سخن بگوییم، شاید بتوان گفت که گفتمان تاریخیزیباییشناختی از انگارهٔ دیگری (دورهٔ تاریخی متفاوتی که باید سعی کنیم با روشهای دقیق آن را بشناسیم) آغاز میکند و به انگارهٔ همانی (نقاشی ایرانی بهعنوان تعیّن شکل دیگری از اصول کلی زیباییشناسی) میرسد
s.valizadeh
هر نوع مواجههٔ فرهنگی، علاوه بر آنکه مواجههای با «دیگری» بهشمار میآید، بر مبنای رهیافت ما به آن پدیده، شیوهٔ ما در معنادهی به آن، و/یا نحوهٔ مصادرهٔ آن از سوی ما، به مواجههای با سویهٔ تازهای از خویشتن نیز بدل میشود. ا
s.valizadeh