جملات زیبای کتاب نژاد | طاقچه
تصویر جلد کتاب نژاد

بریده‌هایی از کتاب نژاد

هرجایی که این خو سر برآورد، آن‌ها جارویش می‌کنند؛ اگر جایی بخشکد، پاکش می‌کنند؛ هرجا که این خو بچکد یا جوانه کند، آن‌ها پیدایش می‌کنند و آن‌قدر با آن می‌جنگند تا از پا بیافتد. آن‌ها تا دم مرگ درگیر این نبردند. خنده‌ای که کمی زیاده بلند است، مژده‌ای که کمی زیاده کامل است، ژستی که کمی زیاده بخشنده است. آن‌ها از ترس اینکه باسنشان زیاده آزادانه تکان بخورد آن را جمع می‌کنند؛ وقتی ماتیک می‌زنند، از ترس اینکه لب‌هایشان زیاده ضخیم شود، آن را کامل روی کل لبشان نمی‌زنند و آن‌ها بسیار، بسیار، بسیار نگران کنارهٔ موهایشان هستند.
کاربر ۱۰۸۳۱۶۵۱
اگر نیشگونشان می‌گرفتم چشمانشان ــ برخلاف چشمان براق عروسک‌بچه‌ها ــ از درد تنگ می‌شد و گریهٔ آن‌ها شبیه به صدای در یخچال نبود، بلکه گریهٔ سحرآمیز ناشی از درد بود. وقتی به زنندگی این خشونت بی‌غرض پی بردم که زنندگی‌اش به‌خاطر بی‌غرضی‌اش بود، شرمم به دنبال پناه‌گاهی گشت. بهترین جا برای پنهان شدن، عشق بود. بنابراین دگرآزاری اولیه و طبیعی به نفرت ساختگی و عشق حیله‌گر تبدیل شد. این گام کوتاهی بود به‌سوی شرلی تمپل. بعدها یاد گرفتم او را ستایش کنم، درست همان‌طور که یاد گرفتم از پاکیزگی و دانایی لذت ببرم و حتی یاد گرفتم که تغییر بدون پیشرفت چیزی نیست جز سازگاری.
کاربر ۱۰۸۳۱۶۵۱

حجم

۱۱۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

حجم

۱۱۹٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

قیمت:
۶۷,۰۰۰
۲۶,۸۰۰
۶۰%
تومان