
بریدههایی از کتاب زنان فوق العاده
۳٫۴
(۱۷)
«شاید بهتر باشه آدم غمگین باشه تا اینکه هیچ احساسی نداشته باشه.»
Mostafa F
زنهای فوقالعاده زنهایی هستند که مردها وجودشان را نادیده میگیرند. در کارهای کشیشنشین کمک میکنند، چای درست میکنند، در کلیسا گلآرایی میکنند و با اعضای کسالتآور جماعت عبادتکنندگان، که خود کشیشها حوصلهشان را ندارند، همصحبت میشوند. در ادارهها، آنها بازهم چای و قهوه درست میکنند و کارهای خستهکنندهای مثل تهیهٔ نمایهٔ کتاب و نمونهخوانی و بایگانی را انجام میدهند. نیازهای جنسیشان را پنهان میکنند و معتقدند نباید اجازه داد چنین احساساتی خودشان را نشان بدهند. اما زنهایی که آشکارا جاذبهٔ جنسی دارند به نظر نمیرسد زنان فوقالعادهای باشند و اینطور زنها لازم نیست ازخودگذشتگی کنند و خودشان را با کارهایی مثل شستن ظرفها یا دوختن پرده به زحمت بیندازند
شراره
من واقعاً نفر اولِ زندگی کسی نبودم. خیلی راحت کسی جای مرا پُر میکرد...
elham
عشق چیز نسبتاً هولناکی است
Mostafa F
اصلا میخوای با آزادی و استقلالت چیکار کنی، وقتی اینقدر دیر توی زندگی به دستشون بیاری؟
Mostafa F
بسیار بهتر است که فراموشم کنی و لبخند بزنی
تا اینکه مرا به یاد داشته باشی و غمگین باشی...
Mostafa F
پرهیزکاری بسیار عالی است و همهٔ ما باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم، اما گاهی وقتها ممکن است کمی ملالآور باشد.
شراره
به اعتراض گفتم: «ولی این چیزها موقع پیری دیگه به چه درد آدم میخوره، هان؟ اصلا میخوای با آزادی و استقلالت چیکار کنی، وقتی اینقدر دیر توی زندگی به دستشون بیاری؟»
Nile
رویهمرفته از برخورد سبکسرانهاش خوشم نیامد، اما هر کاری کردم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و از خودش خوشم نیاید.
Mostafa F
قبول داشتم که بیشک کار بزرگمنشانهای است، اما مثل خیلی از کارهای بزرگمنشانه کمابیش دلسردکننده هم بود.
Mostafa F
راکی با بیقیدی گفت: «آدم به عاشقشدن که عادت میکنه میبینه که بیشتر و بیشتر عاشق میشه و معنای عاشقشدن واسهش کمتر و کمتر میشه.»
Nile
«البته من همیشه احساس میکنم که خانمها باید به آقایون فرصتی برای ازخودگذشتگی بدن؛ مردها ذاتاً بهاندازهٔ ما خانمها آدمهای بلندنظری نیستن.»
Mostafa F
«حالا دیگه نمیتونم چیزی رو تغییر بدم. متأسفانه دیگه خیلی دیر شده.»
Mostafa F
بعضی چیزها آنقدر هولناکاند که نمیتوان فاششان کرد و هولناکتر این است که ما، بهرغم آنکه این کار را عاقلانه نمیدانیم، سخت مشتاقیم که از آن چیزها سر دربیاوریم.
Mostafa F
«یادتون نمیآد پدرملری پارسال توی موعظههای یکشنبه صبحشون دربارهٔ پاپ توضیح دادن؟»
«اوه، یکشنبه صبح، هان؟» با حالت تمسخرآمیزی خندید. «این که کاری نداره، وایسی و دربارهٔ پاپ حرف بزنی. خیلی از ما هم میتونیم همچین کاری بکنیم. ولی کیه که بتونه شام یکشنبه رو بپزه؟»
ظاهراً نیازی نبود که به این سؤال پاسخ داده شود و انتظار پاسخی هم نمیرفت، هردو باهم خندیدیم، دو زن در تقابل با کلِ تبار مردان.
Nile
حجم
۸۶۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۷۶ صفحه
حجم
۸۶۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۷۶ صفحه
قیمت:
۲۴۰,۰۰۰
تومان