جملات زیبا از متن کتاب ناامنی، نگاهی به یک سو از هزارتوی این شهر، پلی از جنس شیشه | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناامنی، نگاهی به یک سو از هزارتوی این شهر، پلی از جنس شیشه
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب ناامنی، نگاهی به یک سو از هزارتوی این شهر، پلی از جنس شیشه

۴.۵(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب

۶۰,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

یک ربعی بود که منتظر بودم. منتظر تاکسی. یه تاکسی از دور پیدا شد. تاکسی سفید با خط نارنجی. یک ربعی بود که منتظر وایستاده بودم. چند تا ماشین از کنارم رد شدند، بوق زدند، نگه داشتن، اما من سوار نشدم. من منتظر تاکسی بودم. ساعت هشت شب، ۲۴ خرداد، برای یه تاکسی دست تکون دادم، یه تاکسی سفید با خط نارنجی. من سوار تاکسی شدم، همون تاکسی سفید با خط نارنجی.
سبحان بابائی | Sobhan Babaei
۰