میتوان گفت که هیجانات، موجبات عمل را فراهم میآورند و در نظریهی آدلر، هیجانات همواره در خدمت هدفی هستند. هیجانات گوناگون ما (مانند غم،شادی، خشم و عشق)، ما را در جهتی به حرکت وامیدارند، که میتواند برای اجتناب از چیزی، یا در راستای هدفی باشد. برای مثال، کودکی که غمگین و بدخلق است، ممکن است به دنبال دلسوزی یا کمک از سوی کودک یا بزرگسالی دیگر باشد. فردی که احساس خوشی و عشق میکند، ممکن است صمیمیت یا عشق فرد دیگری را خواهان باشد. وقتی که خشمگین هستیم، اغلب فرد دیگری را مرعوب میکنیم و آنچه را که میخواهیم به دست میآوریم.