جملات زیبای کتاب بازگشت به رام الله | طاقچه
تصویر جلد کتاب بازگشت به رام الله

بریده‌هایی از کتاب بازگشت به رام الله

نویسنده:مرید برغوثی
ویراستار:سیما سرشار
امتیاز
۴.۴از ۱۲ رأی
۴٫۴
(۱۲)
غریب کسی است که پیوندش با مکان‌ها و موقعیت‌ها نابود شده. در آنِ واحد، هم به آن‌ها دل‌بسته است و هم از آن‌ها فراری
f.r
اسرائیلی‌ها افسار امور را در دست دارند. آن‌ها هستند که به ما مجوز ورود به کشور خودمان را می‌دهند، مدارکمان را بررسی می‌کنند، برایمان پرونده تشکیل می‌دهند و ما را منتظر نگه می‌دارند. من مزر مخصوص خودم را می‌خواهم؛ مزری مخصوص به وطنم، فلسطین. آیا این عجیب نیست که غریبه‌ها نگران مرزهای کشور من باشند؟
f.r
برخلاف روابط خانوادگی و خویشاوندی، ما در انتخاب دوست کاملاً مختاریم. بنابراین به‌عقیدۀ من، رفاقت جان‌کاه و رنج‌آور، نتیجۀ حماقت خود انسان است.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
بالش، روز حسابرسی و قیامتی دائمی است؛ روز حسابرسی دائمی برای آن که هنوز زنده است و وجدانش بیدار؛ روز قیامتی زودهنگام که منتظر ورود نهایی ما به استراحتگاه ابدی‌مان نمی‌ماند. گناهان کوچک ما که هیچ قانونی به آن‌ها رسیدگی نمی‌کند و در حکم اسرار پنهان ماست، در تاریکی شب و در پرتو بالش‌هایی که هیچ رازی را مخفی نمی‌کنند و به دفاع از شخص خفته اهمیتی نمی‌دهند، منتشر می‌شوند.
love.is.books
با یک ترفند سادۀ زبانی می‌توان حقیقت را پنهان کرد: داستان خود را از «قسمت دوم» آن شروع کنید! بله و این کاری است که رابین به‌سادگی انجام داد و از صحبت دربارۀ «قسمت اول» داستان، امتناع کرد؛ یعنی حملۀ اسرائیل به فلسطین. کافی است داستان را از «قسمت دوم» آغاز کنید تا دنیا برعکس شود. داستان را از «قسمت دوم» شروع کنید تا تیرها و نیزه‌های سرخ‌پوستان، عامل اصلی جنایت شناخته شوند و تفنگ سفیدپوستان، قربانی اصلی. کافی است داستان خود را از «قسمت دوم» شروع کنید تا خشم سیاه‌پوستان علیه مرد سفیدپوست، عملی وحشیانه و خشونت‌بار تلقی شود! کافی است داستان خود را از «قسمت دوم» شروع کنید تا گاندی مسئول بدبختی‌های انگلیسی‌ها شناخته شود!
love.is.books
شب‌هنگام وارد خانه شدیم و عجیب است که همۀ بازگشت‌ها در شب صورت می‌گیرد و همچنین همۀ عروسی‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، دستگیری‌ها، مرگ‌ها و بهترین شادی‌ها. شب جلوه‌گاه تناقض است!
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
همدیگر را بغل کردیم، مانند دو انسانی که در بیابان یکدیگر را گم کرده‌اند و بعد از اینکه ناامید شده و گمان کرده‌اند آن دیگری در صحرا مرده، حالا به هم رسیده‌اند و می‌بینند حالشان خوب است.
سُهاد
چه‌کسی خستگی را از پیشانی دیگری پاک می‌کند؟
سُهاد
بالش، روز حسابرسی و قیامتی دائمی است؛ روز حسابرسی دائمی برای آن که هنوز زنده است و وجدانش بیدار؛ روز قیامتی زودهنگام که منتظر ورود نهایی ما به استراحتگاه ابدی‌مان نمی‌ماند. گناهان کوچک ما که هیچ قانونی به آن‌ها رسیدگی نمی‌کند و در حکم اسرار پنهان ماست، در تاریکی شب و در پرتو بالش‌هایی که هیچ رازی را مخفی نمی‌کنند و به دفاع از شخص خفته اهمیتی نمی‌دهند، منتشر می‌شوند.
love.is.books
او نه مهاجر است و نه پناهنده؛ بلکه فقط در غربت به دنیا آمده است.
سمیه جنگی
برخلاف روابط خانوادگی و خویشاوندی، ما در انتخاب دوست کاملاً مختاریم. بنابراین به‌عقیدۀ من، رفاقت جان‌کاه و رنج‌آور، نتیجۀ حماقت خود انسان است.
سمیه جنگی
آیا دنیا آن‌قدر سنگ‌دل است که مادرم مجبور باشد فنجان قهوه‌اش را در صبح‌های زمستان به‌تنهایی آماده کند؟
کاربر ۶۲۱۳۴۵۹
اما این را می‌دانم که غریب هرگز آن آدم سابق نخواهد شد؛ حتی اگر دوباره به سرزمینش بازگردد. تمام‌.
سُهاد
واقعیت تراژیک ما یک نوشتۀ صرفاً تراژیک تولید نمی‌کند.
کاربر ۶۲۱۳۴۵۹
اینجا روی این تیرهای چوبی ممنوعه، منم که گام برمی‌دارم و به این می‌اندیشم که تمام زندگی‌ام را مخفیانه زیسته‌ام؛ بدون صدا، بدون توقف.
سُهاد
آخرین باری که اینجا بودم، پسرم دربارۀ وطنی که حق طبیعی من است، با من بحث نمی‌کرد و اکنون از من می‌پرسد که برای حفظ حق قانونی‌اش برای دیدن رام‌الله چه‌کار کرده‌ام. او از من می‌پرسد آیا سرانجام می‌توانم اسمش را از فهرست افراد پناهنده و مهاجر خارج کنم؛ در حالی که او نه مهاجر است و نه پناهنده؛ بلکه فقط در غربت به دنیا آمده است. و حالا من به کجا می‌روم؟ به‌سوی وطن آنان یا وطن خودم؟ به‌سوی کرانۀ باختری رود اردن یا غزه؟
سُهاد
اما آن «نه» هرگز تمام نشد؛ بلکه بزرگ شد، اوج گرفت و به فریاد بلندی تبدیل شد؛ آن‌قدر بلند که دیگر هرگز به گلو بازنخواهد گشت! و حالا در این اتاق، گویا فریادهای من اینجا آویخته شده.
سُهاد
این را می‌دانم که ساده‌ترین کار برای بشر، خیره‌شدن به اشتباهات دیگران و بزرگ‌کردن آن‌هاست. کسی که مدام به دنبال خطاها و نقص‌های دیگران است، جز خطا و نقص نمی‌تواند چیز دیگری ببیند.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
من همواره به داشتن «حق انتخاب» اعتقاد داشته‌ام و برایم فرقی نمی‌کند که این حق، حق انتخاب یک کیلو گوجه‌فرنگی در بازار سبزی‌فروش‌ها باشد یا انتخاب حاکمی که قرار است بر من حکومت کند یا انتخاب شخصی که می‌خواهد با من حرف بزند
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
تکلیف تمام نسل‌های فلسطینی که در غربت و تبعید متولد شده‌اند و حتی اندک چیزی را که نسل من از فلسطین می‌دانستند نمی‌دانند، چیست؟ تمام شد. همه‌چیز تمام شد. این اشغال طولانی‌مدت، نسل‌هایی اسرائیلی به وجود آورد که در اسرائیل متولد شده‌اند و جز آن، سرزمینی برای خود نمی‌شناسند و از سوی دیگر، هم‌زمان نسل‌هایی از «فلسطینیان بیگانه با فلسطین» را هم ایجاد کرد که در غربت زاده شدند و از وطنشان جز داستان‌ها و اخبار چیزی نمی‌دانند:
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
از زمانی که جنگ ما را از هم دور کرد، این اولین دیدار من با مادر و پدر و برادرانم بود. در سه اتاق کنار هم ساکن شدیم. علی‌رغم اینکه هتل همواره جای خواب و استراحت است، اصلاً خواب به چشمانمان نمی‌آمد. گویا همیشه اول صبح بود و آغاز نشاط و حرکت و شبی برای خواب و استراحت نداشتیم.
سُهاد
ساختمان‌ها و بناها تنها چیزهایی نیستند که زمان نابودشان می‌کند. تخیل شاعر هم محکوم به سقوط و نابودی است.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
زمان تکه‌پارچۀ کتانی یا پشمی نیست که بشود با نخ و سوزن به هم چسباندش. زمان تکه‌ای ابر است که از حرکت بازنمی‌ایستد و دوروبَرش پر از ابرهای مثل خودش است. اگر عاشق دوآتشه‌ای باشید، زمان تنها چیزی است که شما را با سردی و بی‌مهری‌اش ادب می‌کند.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
تمام شد. این اشغال طولانی‌مدت از ما نسلی ساخت که مجبور شد عاشق معشوقه‌ای ناشناخته، دورافتاده، در سختی گرفتارآمده و احاطه‌شده با سربازان و نگهبانان و کلاهک‌های هسته‌ای شود. این اشغال طولانی‌مدت توانست ما را از فرزندان «فلسطین» به فرزندان «حسرتِ فلسطین» تبدیل کند.
سُهاد
نباید اجازه دهم آن ترس کوچکی که احساسش کرده بودم، به جانم بیفتد. می‌خواهم کاری کنم که بالاخره یک نفر مرا بشناسد.
سُهاد
شب‌هنگام وارد خانه شدیم و عجیب است که همۀ بازگشت‌ها در شب صورت می‌گیرد و همچنین همۀ عروسی‌ها، غم‌ها، لذت‌ها، دستگیری‌ها، مرگ‌ها و بهترین شادی‌ها. شب جلوه‌گاه تناقض است!
سُهاد
جهان بدون من هم کارهایش را پیش ‌برده و در غیبت طولانی‌مدت من، دوستی‌ها و رابطه‌ها، راه خود را رفته بودند.
سُهاد
آن‌ها چه می‌دانند که در طول این سی سال تنهایی که دور از آن‌ها زندگی کرده‌ای، بر تو چه گذشته؟ آن‌ها چه می‌دانند که در این سال‌های تنهایی، وجدان تو، انتخاب‌های تو و ویژگی‌های خوب و بد تو چگونه شکل گرفته است؟
سُهاد
من گرفتار غربت و دوری از وطن شدم و به‌دنبال این غربت، گرفتار جابه‌جایی همیشگی از جایی به جای دیگر. به‌‌دلیل همین نقل‌مکان‌های همیشگی، هرگز نتوانستم کتابخانه‌ای در خانۀ خودم برای خودم درست کنم؛ چراکه همیشه اقامتم در خانه‌ها و آپارتمان‌های مبله، موقتی بود.
𝓐𝓵𝓲 𝓜𝓸𝓱𝓼𝓮𝓷𝓲
او در مخفیگاه آرام و ساکتش زندگی می‌کند و دائم می‌کوشد تا پیچیدگی‌های آن را حفظ کند. دوست ندارد کسی این پیچیدگی‌ها را بی‌حرمت سازد. زندگی او پس از مهاجرت، جزئیات مهمی دارد که برای اطرافیان هیچ‌گونه اهمیتی ندارد و حرفش، به‌جای اینکه آن را جار بزند، پنهانش می‌دارد. او عاشق صدای زنگ تلفن است؛ اما پیوسته از شنیدن صدای آن می‌هراسد.
f.r

حجم

۲۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۲۰ صفحه

حجم

۲۱۹٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۲۰ صفحه

قیمت:
۳۱,۰۰۰
تومان