جملات زیبای کتاب داد بی داد (جلد اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب داد بی داد (جلد اول)

کتاب داد بی داد (جلد اول)

نخستین زندان زنان سیاسی ۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۰

نوع کتاب
۳.۵(از ۱۰ امتیاز)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر ۱۲۰۱۰۰۳۰
۱
هرچه را که بد می‌دانستند، به بورژوازی نسبت می‌دادند، هرچه خوب بود به زحمت‌کشان تعلق داشت. با یک مُهرِ «انقلابی» هم حقانیت پیدا می‌کردند. راهِ میانه‌ای باقی نمی‌ماند. یا باید دربست معیارها و ارزش‌های آن‌ها را می‌پذیرفتی، یا به آدمِ مشکوکی تبدیل می‌شدی و سرانجام هم در صفِ دشمن و بورژوازی قرارت می‌دادند.
کاربر ۱۲۰۱۰۰۳۰
۰
انگار نظمی پایدار و بلاتغییر بود که اگر آن را نمی‌پذیرفتی خارج از «جمع» می‌ماندی. با این‌که همهٔ ما را خارج از «جمع» می‌دانستند، باز هم آن نظم و مقررات بر ما اِعمال می‌شد. راهِ گریزی برای فرد نبود. هویتِ فردی انسان، گویی برای جمع اصلاً معنا نداشت. استدلال فایده نداشت، دیالوگ وجود نداشت. آدم با یک دیوارِ نفوذناپذیر به نامِ «جمع» روبه‌رو بود.